Skip to main content

ابرک دوست نداشت ببارد

معرفی کتاب
کتاب ابرک دوست نداشت ببارد از مجموعه کتابهای کودک و صفات‌خدا است که بر موضوع بخشندگی، سخاوتمندی و شاد کردن دیگران تأکید دارد. این کتاب در قالب داستانی شیرین و ملموس به کودکان برای درک بهتر بخشندگی کمک می‌کند. کودکان با خواندن این کتاب می‌آموزند، بخشندگی یکی از صفات الهی است که موجب شادی دیگران و البته افزایش رضایت خود از زندگی و حفظ دوستی‌ها و گسترش آن می‌شود. ابرک شخصیت بازیگوش این کتاب، همه بارانش را پیش خود نگه داشته است، چون می‌ترسد تمام شود. تا اینکه اتفاق عجیبی رخ می‌دهد و همه چیز را عوض می‌کند...

مامانی می‌تونه دوباره بازی کنه

معرفی کتاب
فرهنگ‌سازی در زمینه اهدای عضو از ضروریات هر جامعه است. آشنا کردن جامعه با این مسئله و اهمیت آن در کشورهای مختلف از کودکی آغاز می‌شود. کتاب حاضر به زبان ساده‌ و نقاشی‌های کودکانه سعی دارد کودکان را با موضوع مهم اهدای عضو و پیوند اعضا آشنا کند.

تحریم نانوایی عزیز آقا و 15 داستان دیگر

معرفی کتاب
این کتاب دارای چند داستان با موضوعات اجتماعی گوناگون است که دغدغه‌های نوجوانان و جوانان امروز مانند «وضعیت اقتصادی»، «رعایت نوبت در صف‌ها»، «بخشش» و... را بازگو می‌کند. یکی از داستان‌های کوتاه این کتاب درباره یک نانوایی کوچک محلی که بیش از نیاز اهالی محل نان می‌پزد و نان‌هایش سرد و خشک هستند و اسراف می‌شوند. اهالی محل در حمایت از اقدس خانم، مادربزرگ شخصیت اصلی داستان، تصمیم می‌گیرند آن نانوایی را تحریم کنند، اما شخصیت اصلی داستان تصمیم دیگری می‌گیرد و مسیر قصه را عوض می‌کند..

کلاه اشرفی (داستان نوجوان)

معرفی کتاب
این داستان بلند درباره نوجوانی به نام محمد است که مادرش را از دست داده و با مادربزرگ، پدر و نامادری‌اش زندگی می‌کند. مادر محمد قبل از مرگ برای او یک کلاه اشرفی به ارث گذاشته بود. پدر و نامادری محمد که نمی‌توانستند از فکر و طمع آن کلاه بگذرند، از هیچ آزار و اذیتی نمی‌گذشتند تا محمد و مادربزرگش را از زندگی‌شان بیرون کنند و آن کلاه اشرافی را به دست آورند، اما دست سرنوشت حوادث را به گونه‌ای دیگر رقم زد و حوادثی غیرمنتظره‌ای پیش آمد که خواننده را شگفت‌زده می‌کند.

از‌ راه‌ افتادن نترس

معرفی کتاب
این کتاب داستان دو قطره هست که پدر و پسر هستند. قطره کوچولو دوست ندارد از جای امن خود به زمین بیاید. این داستان چشم انداز مثبت از تغییر، خطرپذیری و بخشش را به خوانندگان می دهد.

خوشه طلایی

معرفی کتاب
این داستان درباره بخشندگی و مهربانی است. قصه از جایی آغاز می‌شود که خوشه گندم کوچک مزرعه بعد از چند ماه صبرکردن برای آسیاب‌شدن و تبدیل‌شدن به نان، از خواب بیدار می‌شود و می‌بیند که تنها مانده و همه خوشه‌ها زودتر از او به آسیاب رفته‌اند. گندم باید به تنهایی خودش را به آسیاب برساند. او در این مسیر با حیوانات گوناگونی مواجه می‌شود که از او کمک می‌خواهند. گندم باید در این وضعیت چه کار کند؟ از دانه‌هایش قرض بدهد یا آن‌ها را برای آسیاب‌شدن نگه دارد؟ ماجرای این سفر را در کتاب حاضر خواهید خواند.