Skip to main content

سلفی با خراب‌کار

معرفی کتاب
کتاب «سلفی با خراب‌کار» رمانی برای نوجوانان است. در داستان یونس، یک نوجوان کنجکاو، در یک نمایشگاه عکس انقلابی، تصویر مردی را می‌بیند که شبیه یکی از اقوامش است. او با دیدن این عکس، به دنبال یافتن حقیقت است و با سوال پرسیدن از خانواده‌اش، به نتیجه‌ای نمی‌رسد. در این میان، معلم پرورشی مدرسه‌اش به او کمک می‌کند و یونس با کمک او، عکس را به مادربزرگش نشان می‌دهد. مادربزرگ با دیدن عکس سکته می‌کند و یونس که از این بابت ناراحت است، تصمیم می‌گیرد عکس را از قاب بردارد. در پشت عکس، نامه‌ها و عکس‌های دیگری از همان مرد ساواکی پیدا می‌شود که نشان می‌دهد او زنده است. یونس با این کشف جدید، ماجراهای بیشتری را تجربه می‌کند و در نهایت به حقیقت ماجرا پی می‌برد.

کارگاه جادو

معرفی کتاب
کتاب «کارگاه جادو» یک داستان فانتزی و معمایی برای نوجوانان است. این کتاب جلد اول از مجموعه «ماجراهای استوارت هورتن» است. داستان درباره استوارت هورتن، پسری ده ساله است که با پیدا کردن نامه‌ای قدیمی، به کارگاهی مرموز راه پیدا می‌کند. در این کارگاه، او با وسایل اسرارآمیزی مواجه می‌شود و متوجه می‌شود که عموی پدرش، یک شعبده‌باز معروف، سال‌ها قبل ناپدید شده است. استوارت باید در این دنیای جدید و پر از رمز و راز، با چالش‌ها و خطراتی روبرو شود و در عین حال از دست سه قلوهای فضول و مزاحم همسایه هم فرار کند.

کشتی پرنده

معرفی کتاب
«کشتی پرنده» یک رمان تخیلی است. این کتاب داستان چهار دوست را روایت می‌کند که یک کشتی کوچک دارند که می‌تواند پرواز کند و آنها را به سفرهای خیال‌انگیز ببرد. کشتی می‌تواند به قدری بزرگ شود که کودکان در آن سوار شوند و به هر جایی که آرزو دارند سفر کنند و وقتی به آن نیازی ندارند دوباره کوچک شود تا در جیبشان جا بگیرد. این کتاب به مخاطب کمک می‌کند تا رؤیاپردازی کنند و به کشف دنیاهای جدید بپردازند. در داستان می‌خوانیم: «کشتی کوچکی است در حدود شش اینچ که با چوبی کهنه و تیره تراشیده شده... «فکر می‌کنید من می‌‌توانم آن را بخرم؟» سپس پیرمردی حرف عجیبی می‌زند... وقتی پیتر کشتی کوچک را پشت ویترین مغازه می‌بیند آرزو می‌کند از همه‌ی جهان، فقط این کشتی مال او باشد، اما این کشتی، معمولی نیست و پیتر و بقیه را به سفرهای زیادی می‌برد، هرجا که بچه‌ها آرزویش را می‌کنند. آنها دور جهان پرواز می‌کنند. به گذشته می‌‌روند، رابین‌هود و یکی از فراعنه‌ی مصر را ملاقات می‌کنند.

دختر‌ گرگ‌ها

معرفی کتاب
کتاب «دختر گرگ‌ها» داستان دختری به نام جولیا آکیتایاک را روایت می‌کند که در آلاسکا از خانواده‌اش جدا شده است و برای زنده ماندن تلاش می‌کند. او با یک گله گرگ ارتباط برقرار می‌کند و با آنها زندگی می‌کند. میاکس با مشاهده رفتارها و روابط گرگ‌ها، درس‌هایی درباره زندگی، بقا و طبیعت می‌آموزد و به تدریج با دنیای گرگ‌ها عجین می‌شود. در کتاب می‌خوانیم: «موهای گردن دخترک سیخ و چشمانش از تعجب گشاد شد. امراک گوش‌هایش را با عصبانیت جلو داد و دخترک یادش آمد که چشمان گشاد شده از نظر گرگ به معنای ترس بود. خوب نبود که میاکس ترسش را پیش او بروز بدهد. حیوانات به ترسوها حمله می‌کردند. سعی کرد چشم‌هایش را تنگ کند، ولی به خاطر آورد که این کار هم درست نبود. چشمان تنگ نشانه‌ی خباثت بود. در اوج ناامیدی به یاد آورد که کاپو وقتی با خطر روبه‌رو شده بود، جلو آمده بود. وقتی صدای بچه گرگ را که عاشقانه تمنای توجه می‌کرد، با زوزه و خرخر تقلید می‌کرد، قلبش دیوانه‌وار می‌تپید. بعد دخترک روی شکمش افتاد و با محبت به امراک زل زد. گرگ تنومند جا خورد و نگاهش را از او دزدید. گویا حرف بدی زده بود! شاید حتی به امرک توهین کرده بود. یک اشاره‌ی کوچک که از نظر دخترک مفهومی نداشت، ظاهرا برای گرگ معنای خاصی داشت. گرگ گوش‌هایش را با عصبانیت جلو داد و به نظر می‌رسید که کار دخترک تمام شده است...»

فاروق

معرفی کتاب
کتاب «فاروق»، یک رمان تاریخی است که به زندگی محمد فاروق کیانی‌پور، رقصنده محلی و آیینی اهل تربت جام می‌پردازد. این کتاب، داستان رشد این هنرمند از کودکی تا بزرگسالی و تجربیات او را روایت می‌کند. در کتاب می‎‌خوانیم: «فاروق از پله‌ها پایین آمد.روی آخرین پله خم شد تا بند کفش‌هایش را ببندد...هم‌زمان آمال برای رفتن به مکتب، چادرِ آبی‌اش را بر سر کرده است و از زینه‌های آن سمت حیاط پایین آمد. برای رفتن به‌طرف دربِ حیاط ناگزیر بود از کنار او عبور کند. آهسته سلامی کرد و رد شد. فاروق که تا آن لحظه متوجۀ او نشده بود، صدایی به زیبایی‌ زمزمۀ جویباری به گوشش رسید. سرش را به‌سمت صدا برگرداند... سایۀ دختری همانندِ خیال در هالۀ چادری به‌رنگِ آبیِ آسمانی از کنارش‌ عبور کرد. فاروق با رؤیتِ آن نیم‌رخ زیبا سرش را پایین انداخت و با صدای لرزانی جواب داد: «سلام.» بعد از کمی تأمل دوباره سرِ خود را بلند کرد و به دختری که به زیبایی یک رؤیا درونِ چادر آبی می‌لغزید و می‌رفت، نگریست.»

خطر در جزیره خرچنگ

معرفی کتاب
کتاب«خطر در جزیره خرچنگ»، یک داستان ماجراجویانه است. داستان در مورد گروهی از نوجوانان است که در یک جزیره دورافتاده با خطری روبه‌رو می‌شوند. آنها باید با همکاری و استفاده از هوش و شجاعت خود، از این خطر جان سالم به در ببرند. گروه‌های نجات پستانداران دریایی، مثل ریورهد، درست مثل پروژه نپتون قصه ما، فقط با تکیه بر نیروهای داوطلب، از سنین مختلف، اداره می‌شوند. نیروهای داوطلب حیوانات مجروح را پیدا می‌کنند، از آن‌ها مراقبت می‌کنند، در دفتر کمک می‌کنند، خبرنامه و بولتن چاپ می‌کنند و به عنوان راهنما، تورهای تماشای وال‌ها یا فوک برگزار می‌کنند. این مؤسسات با کارهایشان، بخش کوچکی از بلاهایی را جبران می‌کنند که آدمیزاد بر سر دریا آورده است.

رؤیای پروانه‌ای

معرفی کتاب
کتاب «رؤیای پروانه‌ای»، یک رمان ماجراجویانه و تخیلی است که داستان نیوتن و ونسا است که در شهر اینجل‌فالز زندگی می‌کنند و متوجه می‌شوند که بزرگترها رازی را درباره‌ی پروانه‌های رنگین‌کمان زمردی پنهان می‌کنند. آنها تصمیم می‌گیرند این راز را کشف کنند و متوجه می‌شوند که این پروانه‌ها با آمدنشان، اتفاقات عجیبی را در شهر به وجود می‌آورند. این دو نوجوان در طول داستان با چالش‌ها و موانعی روبرو می‌شوند و سعی می‌کنند با همکاری و دوستی، راز پروانه‌ها را کشف کنند.

عملیات نجات مادربزرگ

معرفی کتاب
داستان از زبان «مهرسا» دختر 10 ساله‌ای روایت می‌شود که با پدر، مادر، خواهر و برادران دوقلویش و مادربزرگش در یک خانه‌ی کوچک زندگی می‌کنند. مادربزرگ که برخلاف سنش پرانرژی و مهربان است برای تعطیلات تابستان نوه‌ها برنامه‌ریزی کرده است و به آن‌ها هنرهای مختلفی آموزش می‌دهد. ولی برنامه خوب پیش نمی‌رود و به خاطر مشکلاتی که در خانه پیش می‌آید مادربزرگ بدون اطلاع بچه‌ها به خانه‌ی سالمندان می‌رود. بچه‌ها با کمک دخترعموی مادربزرگ برای نجات او از خانه‌ی سالمندان نقشه می‌کشند و این عملیات با ماجراهای مختلفی داستان را به پیش می‌برد.

دخلشو بیار پسر!

معرفی کتاب
این رُمان، داستان پسری است که به سن نوجوانی رسیده و حالا می‌خواهد از کسی که باعث مرگ پدرش شده است، انتقام بگیرد. او به نصیحت‌های مادر و دیگران توجهی ندارد و بر این باور است که فرد مورد نظر در حال زندگی خوشی است و او را به تنهایی رها کرده است. این پسر در مدرسه محبوب و مورد توجه همکلاسی‌هایش است و گروهی از دوستانش تصمیم می‌گیرند به او در این مسیر کمک کنند. داستان در فضایی ساده و دلنشین در یک شهر روایت می‌شود و با لهجه و طنز خاصی همراه است. در اینجا، شیطنت‌های این پسر و دوستانش آغاز می‌شود تا مرد مورد نظر را به خوبی تنبیه کنند و با نقشه‌های مختلف او را گیج کنند. اما داستان به همین جا ختم نمی‌شود؛ ورود یک دانش‌آموز جدید به کلاس باعث تغییراتی در داستان و بروز اتفاقات جدید و خنده‌دار می‌شود. در گزیده‌ای از کتاب آمده است: «فقط خدا کند سرت آنجایی باشد که من می‌خواهم. مرغ آمین کجایی؟ بگو آمین… لبه‌های تیز پاره آجر، کف دستم را می‌خراشید. عقابی شده بودم با چشم‌های تیز، دوسر کوچه را پاییدم؛ کسی نبود. قاب پنجرۀ کهنه و چوبی اتاقش را که به کوچه دهن کجی می‌کرد نشانه گرفتم و... .»

نبرد با مافیای خودرو

معرفی کتاب
این کتاب، داستان سه نوجوان با استعداد و فعال در زمینه‌ی مکانیکی و طراحی خودرو است که دوست دارند کارهای بزرگی انجام دهند. یک نیروی ماورائی به کمک آنها می‌آید و سطح آنها را بالاتر می‌برد و آنها را تبدیل به انسان‌هایی خارق‌العاده می‌کند. آنها به کمک یحیی، تیمی به نام شهاب را تشکیل می‌دهند و سعی دارند خودرویی با کیفیت بسازند. انحصار تولید خودرو در دست یک شرکت خودروسازی مافیایی است که سعی می‌کند با تطمیع و تهدید موانع را از راه بردارد. تیم شهاب کم‌کم متوجه می‌شوند که وارد بازی سخت و جدی‌ای شده‌اند و نبرد آغاز می‌شود. کتاب پیام‌های مهمی در مورد اهمیت تلاش، خلاقیت، مقابله با فساد و بزهکاری در جامعه دارد.