ماجراهای هیس هیس 6، قور قور
معرفی کتاب
بستهی آموزشی «بخوان با من» با هدف آموزش زبان فارسی به کودکان 4 تا 8 ساله، بر پایهی رویکرد نوین آموزش و با تأکید بر یادگیری تعاملی تألیف شده است. در جلد ششم این مجموعه، مار کوچولوی داستان از صدای قورقور خوابش آشفته میشود و تصمیم میگیرد جایی آرام پیدا کند. در مسیر، به لاکپشتی برمیخورد که واژگون شده و کمک میخواهد و او را یاری میکند، سپس اردکی را از گودال بیرون میآورد. هنگام عبور از رودخانه، لاکپشت به کمکش میآید. در نهایت، هیسهیس دلش برای قورقور تنگ میشود و اردک او را بر پشت خود میبرد تا به خانه برسد و کنار قورقور بخوابد.
ماجراهای هیس هیس5، خورشید
معرفی کتاب
بستهی آموزشی «بخوان با من» با هدف آموزش زبان فارسی به کودکان 4 تا 8 ساله، بر پایهی رویکرد نوین آموزش و با تأکید بر یادگیری تعاملی تألیف شده است. در جلد پنجم این مجموعه، مار کوچولوی کنجکاو یک صبح از خواب بیدار میشود و متوجه تاریکی هوا میشود: خورشید گم شده است! هیسهیس به دنبال خورشید میگردد و از همه حیوانات پرسوجو میکند، حتی به دریا و پشت کوهها سر میزند، اما آن را پیدا نمیکند. سرانجام متوجه میشود که خورشید پشت ابر خاکستری گیر کرده است و با کمک باد، ابر کنار میرود و خورشید دوباره میتابد تا همه شاد و خوشحال شوند.
ماجراهای هیس هیس 4، پرستو
معرفی کتاب
بستهی آموزشی «بخوان با من» با هدف آموزش زبان فارسی به کودکان 4 تا 8 ساله، بر پایهی رویکرد نوین آموزش و با تأکید بر یادگیری تعاملی تألیف شده است. در جلد چهارم این مجموعه، مار کوچولوی داستان در یک روز برفی دلش برای همبازیاش، پرستو، تنگ میشود و به یاد میآورد که او برای گذر از سرما مهاجرت کرده است. اما خرگوش کوچولو سر میرسد و با هیسهیس در برفها بازی میکند؛ حتی با هم یک پرستوی برفی میسازند. با آمدن بهار و آب شدن برفها، پرستو به جنگل برمیگردد و دوباره کنار دوستانش قرار میگیرد.
ماجراهای هیس هیس 3، کندو
معرفی کتاب
بستهی آموزشی «بخوان با من» با هدف آموزش زبان فارسی به کودکان 4 تا 8 ساله، بر پایهی رویکرد نوین آموزش و با تأکید بر یادگیری تعاملی تألیف شده است. در جلد سوم این مجموعه، مار کوچولوی مهربان کنار درخت توت با زنبوری روبهرو میشود که کندویش از شاخه افتاده و درمانده است. هیسهیس با خموراست کردن بدنش به او کمک میکند تا کندو را دوباره بالا ببرد و مشکلش حل شود. در پایان، بعد از این کار خیر، هیسهیس به خانه برمیگردد و از توتهای خوشمزه درخت لذت میبرد.
ماجراهای هیس هیس 2، ابر بزرگ
معرفی کتاب
بستهی آموزشی «بخوان با من» با هدف آموزش زبان فارسی به کودکان 4 تا 8 ساله، بر پایهی رویکرد نوین آموزش و با تأکید بر یادگیری تعاملی تألیف شده است. در جلد دوم این مجموعه، ابر بزرگی وارد جنگل میشود و باران میبارد، اما هیسهیس که از خیس شدن ناراحت شده، ابر را از خود دور میکند. با رفتن ابر، باران بند میآید، برکه خشک میشود و ماهیها به سختی میافتند. هیسهیس کمکم متوجه اشتباهش میشود و ابر را صدا میزند تا دوباره باریدن را شروع کند. داستان با ساختاری تعاملی و آموزشمحور، کودکان را در روند روایت شریک میکند و برای تقویت مهارت خواندن بسیار مناسب است.
ماهی میان مِه
معرفی کتاب
کتاب «ماهی میان مِه»، مجموعهای از داستانهای کوتاه و تأثیرگذار برای نوجوانان است که با لحنی آرام، اما احساسی و صادقانه به دلبستگیها، رنجها و لحظات گذر در زندگی نوجوانان میپردازد. این کتاب، نهتنها برای خوانندگان نوجوان، بلکه برای هر کسی که میخواهد دنیای درونی این نسل را بهتر بشناسد، تجربهای ارزشمند و انسانی است.در کتاب میخوانیم: «پاکت را از روی میز برمیدارم و بازش میکنم. یک هفتهای میشود که رسیده؛ اما ای کاش حالاحالاها نمیرسید. دوباره اولش را میخوانم. دل و دماغ خواندن ادامهاش را ندارم. «مدت یک سال خدمت شما در کانون اصلاحات به پایان رسید.» مثل چکش روی مغزم میکوبند. این مدت نمیدانم چطور گذشته بود؟ با تمام بدیها و خوبیها دلبستۀ آنجا شده بودم. دلبستۀ آدمهایش، دیوارهای سرد و تاریکش، درهایی که صدای جیرجیرشان صبح تا شب به راه اس
هیزمهای طلایی (مجموعه داستان نوجوان)
معرفی کتاب
داستان «هیزمهای طلایی» روایت ساده اما سرشار از خیالپردازی معنوی است. نویسنده از زبان راوی، تجربهای شبهرؤیاگونه را روایت میکند که در آن فرشتهها، پیامبر اسلام (ص) و خانوادهاش در فضایی آسمانی حضور دارند و حتی جبرئیل نیز مشتاق پیوستن به این جمع نورانی است. در داستان میخوانیم: «ناگهان دیدم در آسمان سر و صدایی بلند شد. فرشتهها به سمت من نگاه میکردند. جبرئیل، به خدا گفت: به من هم اجازه میدهی که به جمع آنها بپیوندم؟ او از خدا اجازه میخواست، در حالی که پیامبر و خانوادهاش خودشان مرا به جمعشان دعوت کرده بودند.»
کتاب خاتم: مؤذن (مجموعه داستان نوجوان)
معرفی کتاب
کتاب مؤذن، با بهرهگیری از بیانی صمیمی و روایتی درونی، تجربهای انسانی از فقدان، مقاومت و امید را در بستر فضایی آشنا و بومی به مخاطب نوجوان ارائه میدهد. این اثر، بهویژه با تأکید بر حضور نوجوانان در موقعیتهای احساسی و حماسی، تلاشی ارزشمند برای نزدیککردن نسل جوان به مفاهیم دینی، اخلاقی و تاریخی است. در کتاب میخوانیم: «دستهایم میلرزید. سرم را با سنگینی به نردههای اسکله چسباندم. گریه امانم را ربود. قرار نبود اروند اینقدر بیرحم باشد. نمیخواستم داستان اینگونه روایت شود. هفت نفر؟! بینام...؟! بینشان...؟! نه امکان ندارد اینقدر دلم زخم بردارد که نتوانم صدایشان را بشنوم یا ردپایی از آنها را بیابم. محکم شدم. باید محکم میشدم و سردی که وجودم را احاطه کرده بود از خود دور میکردم. قلاب را محکمتر در دست گرفتم...»
شاید از همین خیابان گذشتند (مجموعه داستانهای کوتاه)
معرفی کتاب
شوپنهاور فیلسوف آلمانی اعتقاد داشت که نویسندگان سه گروهاند. گروه نخست نویسندگانیاند که تأثیری زودگذر پدید میآورند و برای همیشه ناپدید میشوند. دومین گروه درخششی خیرهکنندهتر از ستارگان دارند اما آنان نیز بهسرعت جای خود را به دیگران میدهند و تنها گروه سوم استوار در آسمان ایستادهاند و میدرخشند و تمام قرونِ پس از خود را به تصرف درمیآورند. او میگوید یا نویسندگان حرفی برای گفتن دارند و می نویسند، یا صرفاً بهخاطر نوشتن می نویسند. قاعدۀ نخستِ نوشتن، داشتن حرفی برای گفتن است. این شرط کافی برای نیکو نوشتن است. کتاب «شاید از همین خیابان گذشتند» مجموعه داستانهای کوتاهی است که توسط دانشآموزان عضو واحدهای داستاننویسی مقدماتی و پیشرفته نوشته شده است. این کتاب به قلم گروهی از نویسندگان نوجوان به چاپ رسیده است و داستانهای آن بر اساس حروف الفبا (نام خانوادگی نویسندگان) مرتب شدهاند.
دخلشو بیار پسر!
معرفی کتاب
این رُمان، داستان پسری است که به سن نوجوانی رسیده و حالا میخواهد از کسی که باعث مرگ پدرش شده است، انتقام بگیرد. او به نصیحتهای مادر و دیگران توجهی ندارد و بر این باور است که فرد مورد نظر در حال زندگی خوشی است و او را به تنهایی رها کرده است. این پسر در مدرسه محبوب و مورد توجه همکلاسیهایش است و گروهی از دوستانش تصمیم میگیرند به او در این مسیر کمک کنند. داستان در فضایی ساده و دلنشین در یک شهر روایت میشود و با لهجه و طنز خاصی همراه است. در اینجا، شیطنتهای این پسر و دوستانش آغاز میشود تا مرد مورد نظر را به خوبی تنبیه کنند و با نقشههای مختلف او را گیج کنند. اما داستان به همین جا ختم نمیشود؛ ورود یک دانشآموز جدید به کلاس باعث تغییراتی در داستان و بروز اتفاقات جدید و خندهدار میشود. در گزیدهای از کتاب آمده است: «فقط خدا کند سرت آنجایی باشد که من میخواهم. مرغ آمین کجایی؟ بگو آمین… لبههای تیز پاره آجر، کف دستم را میخراشید. عقابی شده بودم با چشمهای تیز، دوسر کوچه را پاییدم؛ کسی نبود. قاب پنجرۀ کهنه و چوبی اتاقش را که به کوچه دهن کجی میکرد نشانه گرفتم و... .»