پروانه خوش به حالت!
معرفی کتاب
مجموعه (قند و عسل) دربرگیرنده اشعار برگزیده شاعران معاصر ایرانی است. این اشعار با دستمایه قراردادن موضوعات ساده زندگی دنیای کودکان را با رنگی از خیال و احساس دگرگون میکنند. کودکان ضمن اینکه در این اشعار با دنیایی از عاطفه روبهرو هستند؛ مطالبی را نیز میآموزند. در این مجموعه از پدر و مادر، پروانهها، برف، غنچهها و پرندهها صحبت شده است. در ضمیمه این مجموعه خوانش اشعار با صدای مصطفی رحماندوست نیز قرار داده شده است.
راز بزرگ
معرفی کتاب
مجموعه (قند و عسل) دربرگیرنده اشعار برگزیده شاعران معاصر ایرانی است. این اشعار با دستمایه قراردادن موضوعات ساده زندگی دنیای کودکان را توصیف میکنند. کودکان ضمن اینکه در این اشعار با دنیایی از عاطفه روبهرو هستند؛ مطالبی را نیز میآموزند. شعرها میتوانند تجربههای تازهای را برای کودکان فراهم کنند و عاطفه و احساس را به آنها انتقال دهند. در این مجموعه از بستنی چوبی، باد و باران، گل سرخ و راز بزرگ صحبت شده است. در ضمیمه این مجموعه خوانش اشعار با صدای مصطفی رحماندوست نیز قرار داده شده است.
پروانه در باران
معرفی کتاب
مجموعه (قند و عسل) دربرگیرنده اشعار برگزیده شاعران معاصر ایرانی است. این اشعار با دستمایه قراردادن موضوعات ساده زندگی دنیای کودکان را توصیف میکنند. کودکان ضمن اینکه در این اشعار با دنیایی از عاطفه روبهرو هستند؛ مطالبی را نیز میآموزند. شعرها میتوانند تجربههای تازهای را برای کودکان فراهم کنند و عاطفه و احساس را به آنها انتقال دهند. در این مجموعه از شاپرک، خدا، درخت و باران به زبان شعر صحبت شده است. در ضمیمه این مجموعه خوانش اشعار با صدای مصطفی رحماندوست نیز قرار داده شده است.
گربه و ماه
معرفی کتاب
مجموعه شعر حاضر با نگاهی لطیف و دوستانه زندگی را شاعرانه به تصویر میکشد. از هسته هندوانهای که صاحبش میخواهد با کاشتنش در خاک او را به هندوانه تبدیل کند تا باد کشاورز که بذر گلهای بهاری را در هرسو و هرجا میپاشد تا مادری مهربان و زحمتکش که با تکه کیکی به استقبال پدر خانواده میرود، همه و همه در لابهلای این اشعار جمع شدهاند تا زندگی را به تصویر بکشند. هندوانه، پسته، نانوا، برفپلو و استقبال اسامی برخی از اشعار این کتاب هستند.
راز دماغ فیلها
معرفی کتاب
کتاب حاضر دربرگیرنده دوازده شعر کودکانه است. شاعر با قلمی پر از احساس و تخیل، اتفاقات و لحظات ساده و عادی زندگی را بهگونهای دیگر توصیف کرده است. بازیگوشی باد و بندرخت، توصیف خانم تابستان، بابای خیاطباشی و بادبادکبازی در بهار از جمله مضامینی هستند که از چشم تیزبین شاعر دور نمانده است. نقشها و رنگهای به کاررفته در این کتاب تخیل و احساس او را تکمیل نموده است.
آتیش یه غول پرخوره
معرفی کتاب
شعرهای کوتاه و موزون این کتاب تخیل خواننده را به پرواز درمیآورند و او را به دنیای پر از رنگ و احساس کودکی میبرند. شعرهایی که در پس احساس و تخیل، نکتههای آموزندهای را هم به مخاطب گوشزد میکنند. تصاویر و رنگهای شاد و زندة درون کتاب هم انتقال معنا و احساس را سریعتر و دلنشینتر میسازند. نینی گل، شکوفه خانم، کبوتر، گردوهات کو؟ و کاپشن ببعی از جمله اشعار این کتاب هستند.
قطار دکمهای
معرفی کتاب
بیایید با هم سوار قطار احساس و تخیل بشویم و شعرهایی را بخوانیم که توش یک دنیا حرف داره! حرفهایی که با یک جمله مشترک شروع میشه: این کیه؟ این کتاب دارای مجموعه اشعار ساده و صمیمی است که هرکسی با خواندن آنها سر ذوق میآید. نقشها و رنگهای درون کتاب هم به نمایش بهتر احساس شاعر کمک میکنند. بچهی قطار، قشنگترین گل بابا، رانندگی تو آسمون و دندونای مروارید از جمله اشعار این کتاب هستند.
میتوانم عصبانی نشوم
معرفی کتاب
همه ما بعضی وقتها با شرایط عصبی خاصی رو به رو میشویم که دوست داریم به نحوی احساسات منفی خود را بروز دهیم. در این وضعیت چه کاری میتوانیم انجام دهیم؟ در واقع شاید هیچ کس نتواند، هرگز عصبانی نشود! اما همه میتوانند با یادگیری رفتارهایی برای بروز درست عصبانیت، این احساسات را کنترل کنند. این کتاب با هدف بهبود مهارتهای کودکان در مواجهه با این شرایط منتشر شده و سعی دارد با دید روانشناسیمحور به این قبیل مشکلات کودکان پاسخ دهد.
رهایی از اضطراب اجتماعی در نوجوانان
معرفی کتاب
اضطراب اجتماعی بسیار شایع است و میتواند افراد را عقب نگه دارد. این نوع از اضطراب میتواند در دوران نوجوانی مشکلآفرین باشد. این کتاب راهنمای گامبهگام مدیریت و غلبه بر این مشکل است. نویسنده یک طرح گامبهگام، ساختارمند و مبتنی بر شواهد علمی فراهم کرده است تا به نوجوانان کمک کند طبیعت اضطراب خود را بهتر درک کنند. پرسشهای مطرح شده در کتاب باعث شده مطالب کتاب کاملاً برای زندگی واقعی کاربردی باشند. محتوای مواجههها که قلب کتاب هستند، بهخوبی توضیح داده شده و به آسانی قابل درکاند.
روزی که بابا توی جیبم بود
معرفی کتاب
دخترکی در آرزوی همقدم شدنِ مسیر خانه تا مدرسه با پدر بود، چون پدر او شهید شده بود. ناگهان روزی پدرش از صبح هنگام در کنار او صبحانه خورد، شال و کلاه بر سر دختر کرد و راهی مدرسه شدند. در راه، از آرزوهایش برای بابا گفت و بلوزی که انتخاب کرده بود به بابا نشان داد. زنگ تفریح همراه پدر بود که اتفاقی افتاد و پدر دیگر نبود، او کجا بود؟ دخترک چگونه او را پیدا کرد؟ ...