دیوهای کنار رودخانه: روایتی داستانی از زندگی و شهادت یکی از یاران امام علی (ع)، عبدالله بنخباب
معرفی کتاب
کتاب «دیوهای کنار رودخانه»، اثری داستانی است که با محوریت زندگی و سرنوشت عبدالله بنخباب، یکی از یاران پیامبر و امام علی، نگاشته شده است. این کتاب، وقایع تاریخی دوران خلافت امام علی، بهویژه ماجرای صفین، داوری و شکلگیری جریان خوارج را در قالب روایتهایی زنده و شخصیتمحور بازآفرینی کرده است. کتاب با تمرکز بر فضای پرتنش آن دوران، تضادهای فکری و سیاسی میان اصحاب، فرماندهان و مردم عادی را به تصویر میکشد. ساختار کتاب مبتنی بر روایتهای پیوسته و گفتوگوهای پرکشمکش است که خواننده را به دل وقایع میبرد و او را با دغدغهها و انتخابهای شخصیتها همراه میکند. داستان، علاوهبر روایت جنگ و سیاست، به زندگی روزمره، روابط خانوادگی و دغدغههای شخصی شخصیتها نیز میپردازد و تصویری چندلایه از جامعه آن عصر ارائه میدهد.
خورشید نیمه شب
معرفی کتاب
علامه حلّی فقیه و متکلم شیعه در قرن هشتم قمری است. وی بیش از 120 کتاب در رشتههای مختلف علمی مثل فقه، کلام، تفسیر، منطق، اصول و رجال نگاشته که برخی از آنها جزو منابع تدریس و تحقیق در حوزههای علمیه شیعه است. علامه حلی دارای نقش مهمی در گسترش فقه شیعه دانسته میشود و همچنین گفته میشود که وی مبانی کلامی و اعتقادی شیعه را با تکیه بر مبانی عقلی تبیین کرد. کتاب «خورشید نیمه شب» با زبانی شیوا، دیدار علامه حلی با امام زمان (عج) را روایت می کند که در این دیدار امام زمان (عج) علامه حلی را در امر کتابت یاری میرساند.
خانه نور
معرفی کتاب
«خانه نور»، داستان یکی از سفرهایی است که «ماهک» کجاوه حضرت معصومه (سلام الله علیها) را روی پشتش سوار کرده و از ماجراهای زیادی گذشته تا به ایران رسیده است. اما ماهک در این سفر تنها نیست. شتر دیگری به اسم کوهانک هم در این سفر همراه کاروان بانو است. کوهانک که با صاحبش از ایران به مدینه رفته تا نامه امام رضا (علیه السلام) را به خواهرشان برساند، در این سفر پرماجرا همراه ماهک است و شبها که ماهک از فکر و خیال سفر بانو خوابش نمیبرد، آنقدر خسته راه است که میخوابد. او مثل ماهک نیست و خیلی به بیابانهای حجاز و گرمای طاقتفرسای راه عادت ندارد. اینکه اسم کتاب چرا «خانه نور» است، ماجرایی است که در پایان کتاب میفهمیم، وقتی که کاروان حضرت معصومه (سلام الله علیها) به قم رسید و قدم به خانه موسی بن خزرج گذاشتند.
قصههایی از چهل بانوی حواری
معرفی کتاب
کتاب «قصههایی از چهل بانوی حواری؛ داستانکهایی از چهل بانوی صحابی رسولالله صلاللهعلیهوآله» به زندگی و داستانهای زنان صحابی پیامبر اسلام (ص) میپردازد، بانوانی که با عمل خود در راه گسترش اسلام تأثیر بهسزایی داشتند و در مسیر پر فرازونشیب صدراسلام، پیامبر را همراهی کردند. این کتاب با روایتهایی از بانوانی مانند خدیجهکبری و فاطمهزهرا (س)، به مقاومت، ایمان و فداکاری آنها در راه اسلام اشاره میکند و به عنوان یک منبع الهامبخش برای مخاطبان به ویژه زنان، در ارائه تصویری از زندگی و نقش زنان مسلمان در تاریخ اسلام به عنوان نمونههای برتر ایمان و مقاومت عمل میکند.
یاران باران
معرفی کتاب
این کتاب در تلاش است تا خوانندگان را با نام، سرگذشت و جایگاه اجتماعی یاران امام حسین (ع) آشنا کند. نویسنده در هر صفحه از کتاب یکی از 72 شهید دشت کربلا را به مخاطب شناسانده است. احادیث و جملاتی که امام حسین (ع) پس از شهادت یارانش در وصف هرکدام از آنها بازگو کردهاند نیز در این اثر ارائه شدهاند.
این کتاب برای مخاطبانی که میخواهند بهتر و دقیقتر با وقایع روز عاشورا و رشادتهای یاران امام سوم شیعیان (ع) آشنا شوند، خواندنی و مفید خواهد بود.
این کتاب برای مخاطبانی که میخواهند بهتر و دقیقتر با وقایع روز عاشورا و رشادتهای یاران امام سوم شیعیان (ع) آشنا شوند، خواندنی و مفید خواهد بود.
اشک شادی
معرفی کتاب
این داستان درباره مرد فقیری است که همراه با پسرش به سوی سامرا راه افتادهاند. آنها میخواهند از امام حسن عسکری(ع) کمک بخواهند و از ایشان پول تقاضا کنند. زمانی که به خانه امام حسن عسکری(ع) میرسند و بر سر سفره ایشان مینشینند، بدون اینکه چیزی بگویند امام(ع) متوجه مشکل آنها میشود. زمانی که مرد و پسرش از خانه امام(ع) بیرون میروند، خدمتکار امام حسن عسکری(ع) به سراغ آنها میآید...
تصادف
معرفی کتاب
این کتاب درباره یکی از یاران و دوستان امام هادی(ع) است که پس از گذراندن یک روز سخت و زخمیشدن در اثر تصادف با اسب و زمینخوردن، شروع میکند به روزگار و آن روز نفرین فرستادن. امام هادی(ع) که این رفتار او را میبیند ناراحت میشود و به توصیه میکند حوادث بد را گردن روزگار نیندازد چون گناهی ندارد و خداوند ازاینگونه صحبتکردن خوشش نمیآید...
اسبی که دو بال داشت
معرفی کتاب
زمان وقایع این کتاب در روز عاشورا و کربلا میگذرد. داستان درباره مردی به نام حارث است که از سوی عمر بن سعد قول گرفته تا اگر اسب امام حسین(ع) را پس از به شهادت رسیدن ایشان سالم و زنده نزد سپاه یزید ببرد، هدیه بزرگی دریافت میکند. حارث در طول نبرد نمیتوانست باور کند فردی که میان میدان است امام حسین(ع) و نوه پیامبر است. در انتهای جنگ و پس از شهادت امام حسین(ع)، حارث تلاش کرد تا اسب را به چنگ بیاورد اما اسب به طرف خیمه خانواده شهدای کربلا رفت و حارث از میان حرفهای خانوادهها متوجه شد فردی که شهید شده است امام حسین(ع) است و اسب ایشان، اسب پیامبر(ص) است.
عشق اگر سایه خواست، من هستم
معرفی کتاب
داستان این کتاب، متنی شاعرانه دارد؛ توصیفات زیبا در وصف ناامیدی و امید و شرحی شاعرانه از عشق و شوق در برابر امر امام زمانه. داستان به روایتی از اصحاب امام کاظم (ع) اشاره دارد که در زمان حکومت برمکیان در ری حاضر به اطاعت و پرداخت مالیات به آنان نمیشود؛ تااینکه «یحیی بن خالد برمکی» بر مسند حکومت ری یکی از مطیعان امامان شیعه را مینشاند. این صحابه که فردی است از اهالی ری پس از پنج ماه سفر در مکه به دیدار امام کاظم (ع) مُشرّف و شرحی از داستان خود را بازگو میکند. امام نامهای به وی میدهد که والی وقت با خواندن آن نهتنها مالیات وی را حذف، بلکه نیمی از دارایی خود را نیز به وی میبخشد... .