چه می شد اگر بدن دایناسور را داشتی
معرفی کتاب
این کتاب با نگاهی خیالانگیز، در هر صفحه یکی از اندامهای انسان را با ویژگی شگفتانگیز یک دایناسور جایگزین میکند و نشان میدهد اگر بخشی از بدن انسان شبیه آن موجودات باستانی بود، چه تواناییهایی پیدا میکرد و اطلاعاتی روشن و ساده درباره تاریخ زندگی دایناسورها، اندازه و قدرتشان، و دورههایی که میلیونها سال پیش در آن میزیستند ارائه میشود. کتاب یادآور میشود که این جانوران عظیمالجثه امروز دیگر وجود ندارند، اما شناخت آنها دریچهای تازه به دنیای علم و شگفتیهای گذشته برای کودکان باز میکند.
اسب بهار
معرفی کتاب
«قند و عسل» مجموعهای از شعرهای شاعران معاصر ایرانی، برای دو گروه سنی خردسال و کودک است. شنیدن شعر برای خردسالان و کودکان میتواند تجربهای شگفتانگیز باشد. شعرهای این مجموعه، بستری برای تجربهای اصیل از شعر کودک، برای مخاطبانش فراهم آورده است. تصویرگریها، حال و هوای خیالانگیزتری به شعرها بخشیدهاند. شعرهای کتاب عبارتند از: باغ ستارهها، اسب بهار، کبوتر یا ستاره، برف، برف!، خرگوش، پرواز، برجی تمام برف، برّه، قاصدک و پروانه
جشن ماهیها
معرفی کتاب
«قند و عسل» مجموعهای از شعرهای شاعران معاصر ایرانی، برای دو گروه سنی خردسال و کودک است. شنیدن شعر برای خردسالان و کودکان میتواند تجربهای شگفتانگیز باشد. شعرهای این مجموعه، بستری برای تجربهای اصیل از شعر کودک، برای مخاطبانش فراهم آورده است. تصویرگریها، حال و هوای خیالانگیزتری به شعرها بخشیدهاند. شعرهای کتاب عبارتند از: پاییز، جشنماهیها، پدر، دختر و بهار، قاب آب، خانهی پروانهها، آب و مهتاب، ساز من، ساز جیرجیرک، قایق کاغذی و تابستان.
روی ابرها
معرفی کتاب
«قند و عسل» مجموعهای از شعرهای شاعران معاصر ایرانی، برای دو گروه سنی خردسال و کودک است. شنیدن شعر برای خردسالان و کودکان میتواند تجربهای شگفتانگیز باشد. شعرهای این مجموعه، بستری برای تجربهای اصیل از شعر کودک، برای مخاطبانش فراهم آورده است. تصویرگریها، حال و هوای خیالانگیزتری به شعرها بخشیدهاند. شعرهای کتاب عبارتند از: آدمبرفی، بابای آبنباتی، بچهی پاستیلی، پینهدوز و بچههاش، روی ابرها، ستارههای نورنوری، سؤال بچه زرافه، شام بزغاله، قایق بیبادبان و موش.
نلی پرستار هیولچهها
معرفی کتاب
«نلی پرستار هیولچهها» رمانی برای مخاطبان کودک و درباره کنترل خشم، مدارا با تفاوتهای دیگران، همدلی و مهربانی است. نلی از پدرش میپرسد: «هیولاها راستکیاند؟» و پدرش خیلی راحت میگوید: «بله». نلی میپرسد: «چرا هیولاها هیچوقت از خانه بیرون نمیروند؟» پدرش میگوید: «چون هیچوقت پرستار هیولچه گیرشان نمیآید.» نلی دلش میخواهد پرستار هیولچه بشود. اما چطور نمیتواند از پسِ هیولچهترین هیولچه جهان بربیاید؟ همین سوالات نقطه شروع رمان است؛ چراکه پاسخ پدر پرسشهای بیشتری در ذهن نلی ایجاد میکند.
رؤیاهایی که با هم ساختیم
معرفی کتاب
داستان «رؤیاهایی که با هم ساختیم» درباره رابطه عمیق یک دختر کوچولو و پدرش است که با هم رؤیاهایشان را میسازند. وقتی پدر دیگر کنارش نیست، دخترک با کمک خاطرات و رؤیاها یاد میگیرد چگونه با غم کنار بیاید و امید را در قلبش زنده نگه دارد. آنها هر شب با هم رؤیاهایشان را با کاغذ، مقوا، قیچی و چسب میسازند و پروژههای خلاقانهای خلق میکنند که نشاندهنده پیوند عمیق بین آنهاست. دخترک کوچولو عاشق این لحظات است و آرزو میکند که پدرش همیشه کنارش باشد. او حتی از پدرش میخواهد که او را با خود به سر کار ببرد، اما پدر با مهربانی توضیح میدهد که نمیتواند این کار را انجام دهد و از دخترش میخواهد که به ساختن رؤیاهایشان ادامه دهد تا زمانی که او برگردد.
یک لکه رنگ
معرفی کتاب
این کتاب داستانی خیالانگیز دربارهی یک لکهی رنگی است که میتواند به شکلها و رنگهای گوناگونی دربیاید؛ گاهی به رنگ آسمان، گاهی شبیه بال پروانه، یک دایناسور یا حتی زرافهای با گردن بلند. کودک در طول داستان با دنیایی از رنگها، شکلها و تخیل روبهرو میشود و میآموزد که هر چیز سادهای میتواند دریچهای به خلاقیت و کشف باشد. روایت کتاب با زبانی لطیف و تصویری، ذهن کودک را به بازی با رنگها و تصورهای آزاد دعوت میکند.