Skip to main content

اکتاو نمی‌خواهد بزرگ شود

معرفی کتاب
اوکتاو بچه کانگورویی در استرالیاست که از وقتی به دنیا آمده، در کیسه‌ی مادرش زندگی می‌کند.
اوکتاو با این‎که حالا بزرگ و سنگین شده، قصد ندارد از کیسه‌ی گرم و نرم مادرش بیرون بیاید، چون «کیسه‌ی مامان کانگورو بوی خوبی می‌دهد و گرم و نرم و امن و امان است.» اما مادرش هم دیگر نمی‌‎‌تواند او را در کیسه‌اش نگه دارد.
اگر این‌طور پیش برود، اوکتاو نمی‌‎تواند در طبیعت راه برود، جست و خیز کند، دوستان جدید پیدا کند و کلی تجربه‌‎های خوب و جدید را از دست می‌‎دهد و برای همیشه یک کانگوروی وابسته و مزاحم باقی می‌ماند. پدر و مادر و بقیه‌ی حیوانات تصمیم می‌گیرند راه حلی پیدا کنند که اوکتاو از کیسه بیرون بیاید، اما اوکتاو از جایش تکان هم نمی‎‌خورد. فکر می‌‎کنید آن‎ها بالاخره موفق می‌شوند اوکتاو را از کیسه‌ی گرم و نرمش بیرون بیاورند؟

خرگوش کوچولوی زرنگ

معرفی کتاب
یکی از موثرترین راه‌کارها برای بازسازی و بهسازی فرایندهای آموزش و پرورش به کارگیری رویکرد فلسفه برای کودکان است. با اجرایی کردن این رویکرد، شیوه‌های تدریس و یادگیری منفعلانه منتفی می‌شود. در عوض والد، مربی و معلم از روشی استفاده می‌کند که کودک در آن نقشی محوری دارد و می‌تواند به بیان منطقی افکار و ایده‌های خود بپردازد. مجموعه‌ی ادب با همین نگاه در پی آن است که تغییراتی مثبت در تعلیم و تربیت به وجود آورد. در هر جلد از این مجموعه با یک داستان آموزنده برای کودکان آغاز می‌شود و با یک سری مطالب آموزشی و تربیتی برای مربی یا والدین به اتمام می‌رسد. موضوع این جلد در مورد تنبلی کردن است: نزدیک ظهر خرگوش کوچولو از خواب بیدار شد. یادش افتاد آن‌روز صبح قرار بوده با کمک بابا یک قایق کوچولوی چوبی درست کند؛ اما دیگر خیلی دیر شده بود...

از تو حرکت!

معرفی کتاب
این داستان درباره مردی تنبل و تن‌پرور است که سرکار نمی‌رود و خرج همسر و بچه‌هایش را با قرض‌گرفتن از دیگران به دست می‌آورد. زمانی که دیگر کسی به راحتی به او کمک نمی‌کرد و همسرش نیز از آن وضعیت خسته شده بود، مرد برای حل مشکلش به سراغ امام صادق(ع) رفت. امام(ع) پس از شنیدن حرف‌های او نصیحتی کرد که زندگی مرد را به‌کلی دگرگون و از آن کرختی خارج کرد. موضوع این داستان درباره سخنان تأثیرگذار امام و تحول شخصیت مرد تن‌پرور است.

حصیرباف و راهزن‌ها

معرفی کتاب
حکایت کتاب، داستان جوان تنبل بیکاره ایست که پدرش برای جلوگیری از ولگردی اش، به کار و یادگیری حصیربافی می فرستاد. او با دوستان نابابش گیر راهزنان می افتند و بافته‌ی حصیری اش منجر به نجاتش می شود.

توک‌توکی

معرفی کتاب
توک توکی جوجه کلاغی است که دوست ندارد پرواز کند. مامان توکی و بابا توکی هر کاری می‌کردند توک‌توکی از جایش تکان نمی‌خورد. وقتی بادهای پاییزی وزیدند، پدر و مادر توک‌توکی به جای دیگری همان نزدیکی رفتند. اما باز هم تو‌ک‌توکی تکان نخورد که نخورد. تا این‌که گرسنه‌اش شد؛ ولی او که پرواز کردن بلد نبود تا دنبال غذا برود!... بالاخره با کمک کلاغ همسایه پرواز کرد و به زالزالک‌های خوش‌مزه رسید. مامان توکی و بابا توکی از دور شاهد پرواز کردن جوجه‌شان بودند و از خوش‌حالی گفتند: «بالاخره می‌توانیم همه با هم پرواز کنیم.»

تنبلی هم سخته!

معرفی کتاب
این داستان درباره کودکی تنبل به نام باگ است. باگ هیچ‌کدام از کارهای شخصی‌اش مانند جمع‌کردن وسایل اتاق خواب، مرتب‌کردن لباس‌ها، بستن بند کفش را خودش انجام نمی‌دهد. پدر و مادر او که متوجه می‌شوند باگ روز به روز تنبل‌تر می‌شود او را تشویق می‌کنند تا خودش کارهایش را انجام بدهد. در ابتدا این کارها برای باگ خیلی سخت بود اما پس از مدتی متوجه شد که بهتر است کارهایش را خودش انجام دهد، مانند: ساندویچش را با طعمی که خودش دوست دارد درست کند، با حباب‌های مایع ظرفشویی بازی کند.
هدف نویسنده این است که به کودکان بگوید انجام کارهای شخصی‌شان را خودشان به‌عهده بگیرند تا بتوانند آن‌ها را با روشی که خودشان دوست دارند پیش ببرند.