آدمبرفی و بچهها
معرفی کتاب
این داستان یکی از داستانهای مجموعه کتابهای «قصههای آدم برفی» است که در آن آدم برفی باز هم یک ماجرای دیگر را پشت سر میگذارد و به دیگران کمک میکند. کوه در حال ریزش است و بچههای روستا در حال رفتن به مدرسه هستند. آدم برفی میان کوه و بچهها میایستد و آنها را نجات میدهد. بچهها با دیدن آدم برفی مدرسه را فراموش میکنند و سرگرم بازی میشوند که... .
آدمبرفی وکلاه بوقی
معرفی کتاب
آدم برفی دلتنگ دوستانش، «خرگوش» و «سنجاب» و «راسو»، است. او از تکههای یخ، مجسمههای دوستانش را میسازد؛ ولی باز هم احساس تنهایی میکند. او تصمیم میگیرد به کوهنوردی برود و در آنجا با یک آدمک یخی روبهرو میشود که از گرما بیحال شده است. آدم برفی آدمک یخی را به کوههای پر از برف میبرد و... .
ژولیوس سزار
معرفی کتاب
داستان این کتاب از مجموعه کتابهای «داستانهای شکسپیر»، درباره توطئهای است که در سال ۴۴ پیش از میلاد، علیه «ژولیوس سزار»، دیکتاتور رومی، صورت میگیرد که به قتل او و شکست توطئهگران در نبرد «فیلیپی» منجر میشود. «بروتوس» مردی مقید به اخلاقیات و دوست نزدیک ژولیوس سزار است که قصد دارد با کشتن سزار از آزادی رومیان دفاع کند.
حکایت دو درخت خرما
معرفی کتاب
این کتاب از مجموعه کتابهای «یادگارهای نادر ابراهیمی» است و درباره دو درخت خرماست. درختان خرمایی که در حیاط مردی کافر هستند؛ ولی هر روز چند خرما هم به حیاط همسایه او میریزد که مردی مسلمان و فقیر است. مرد کافر به کودکان او اجازه نمیدهد که آن خرماها را بخورند. پیامبر اکرم (ص) سعی میکنند دو درخت را با قیمتی چند برابر ارزش واقعی آنها بخرند؛ اما مرد کافر رضایت نمیدهد، سرانجام... .
اسب و سیب و بهار
معرفی کتاب
این داستان روایت تنهایی اسب و سیب است. اسب از گله دور افتاده و سیب تنها بر شاخه مانده است. سیب بر یال اسب میافتد و مدتی همهجا همراه اسب است؛ اما سیب داخل جویبار میافتد و باز هر دو تنها میشوند تا اینکه پسرکی سیب را پیدا میکند و با گردنبندی آن را به گردن اسب میبندد. از آن به بعد، آنها همیشه با هم هستند. بهار از راه میرسد و... .
ماهی قرمز، ماهی طلایی
معرفی کتاب
ماهی قرمز و ماهی طلایی با هم زندگی میکنند. روزی صیادان ماهی طلایی را صید میکنند و ماهی قرمز تنها و غمگین میشود؛ اما خبر ندارد که پرندهها تور صیادها را پاره کرده و ماهی طلایی را به دریایی بردهاند که آبش طلایی است و ماهی طلایی در آنجا با آرامش زندگی میکند. بعد از مدتی، پرندهها ماهی قرمز را هم به دریای طلایی میبرند. ماهی قرمز از بودن با ماهی طلایی خوشحال است؛ اما نمیتواند آنجا زندگی کند و میخواهد به دریای خودش بازگردد.