معبر جانان
معرفی کتاب
معبر جانان؛ روایت زنانه از هشت سال دفاع مقدس است که در قالب طرح داستان مستقل سه همرزم، که از اولین روزهای آغاز جنگ در مناطق مرزی در کنار یکدیگر حضور داشتهاند به زندگی و بیتابیهای زن کرمانشاهی «فرنگیس حیدرپور» پرداخته است.
این کتاب فیلمنامهای با رویکردی اجتماعی به موضوع دفاع مقدس پرداخته است و سعی دارد سالها بعد از پایان جنگ تحمیلی و ناگفتههای نسل درگیر در جنگ را از نگاه سه نسل متفاوت از زنان به تصویر بکشد.
این کتاب فیلمنامهای با رویکردی اجتماعی به موضوع دفاع مقدس پرداخته است و سعی دارد سالها بعد از پایان جنگ تحمیلی و ناگفتههای نسل درگیر در جنگ را از نگاه سه نسل متفاوت از زنان به تصویر بکشد.
یک استکان چای تلخ
معرفی کتاب
کتاب حاضر متن کامل یک فیلمنامهاست. سررودی، صاحب کارخانه چای فوت کرده است و بچهها به دنبال وصیت نامه میگردند. در حین جستوجو صلح نامهای پیدا میشود که سررودی نیمی از اموال خود را به شخصی که هیجکس نمیشناسد بخشیده است. این فرد کیست و آیا چیزی از اموال به فرزندان سررودیخواهد رسید؟ متن با تمام جزئیات و به شکل فیلمنامه درج شدهاست.
مرشد و پهلوان: فیلمنامه مستند در باره فیلم ناتمام علی حاتمی
معرفی کتاب
این کتاب فیلمنامهای مستند، درباره آخرین فیلم مرحوم «علی حاتمی»، با نام «جهان پهلوان تختی» است که در سال ۱۳۷۵، ساخت آن ناتمام ماند. نویسنده میکوشد چرایی شکلگیری این ایده را در ذهن علی حاتمی بررسی کند و پرده از راز درگذشت تختی بردارد. همچنین وی به سراغ بازنمایی لوکیشنهایی رفته که علی حاتمی در آن به دنیا آمده است و بسیاری از آثار خود را در سودای چنین جغرافیایی، ثبت و ضبط کرده است. مستندساز وارد باشگاه کُشتی میشود و سراغ مربی قدیمی کُشتی را میگیرد، عدهای از جوانان روی تشک مشغول تمرین هستند. لحظهای بعد گویی زمان تمرین پایان یافته است، کشتیگیران روبهروی صفحه تلویزیون بزرگی مینشینند و... .
...و زمین آرام شد
معرفی کتاب
این فیلمنامه بر اساس یکی از داستانهای مشهور «محمدرضا بایرامی»، با عنوان «گرگها از برف نمیترسند» نوشته شده است. این فیلمنامه، داستان زندگی و ماجراجویی دو نوجوان در منطقه «سبلان» است. آنها به دنبال کشف نادیدههایی از طبیعت زیستی خود، در یک روز زمستانی، به قصد دیدن آبشاری یخزده از روستا خارج میشوند و درست در همان موقع زلزله تمام روستا را با خاک یکسان میکند. حالا این دو نوجوان در مسیر بازگشت، خود را مأمور حفاظت از روستا در برابر هجوم طبیعت میبینند و... .