درخت مراد، مار در آتش صیاد و پادشاه
معرفی کتاب
کتاب حاضر دربردارنده سه داستان کوتاه اقتباسی از «مرزباننامه»، اثر سعدالدین وراوینی، «جوامعالحکایات» و «لوامعالرویات» اثر محمد عوفی و « کلیله و دمنه» اثر ابوالمعالی نصراله منشی است.داستانها با توجه به مسائل بومی و فرهنگی و با در نظر گرفتن علایق کودکان، در صدد است تا کودکان را با متون کلاسیک آشنا سازد.
انگشتر آرزو، پروازکن عقاب، پرواز، چشم گرگ(بخش دوم)
معرفی کتاب
در این سه داستان که در راستای اهداف آزمون بینالمللی «پرلز» انتخاب و ارائه شده است، هدف این است که کودکان بتوانند تحلیل درستی از متن داشته باشند. به همین منظور در پایان هر داستان تمریناتی مناسب با متن ارائه شده است. این داستانها به این نکات اشاره دارند: سادهلوح نبودن، قدرشناسی و مهربانی و حفاظت از محیط زیست.
طوطی و بازرگان
معرفی کتاب
بازرگان در بازار طوطی زیبایی را میبیند و آن را میخرد. طوطی مدتها در خانۀ بازرگان در قفس طلایی خود، به خوبی و خوشی زندگی میکند تا اینکه بازرگان عازم سفر هند میشود. طوطی از بازرگان میخواهد که او را ببرد تا دوستانش را ببیند. درجنگل طوطی با دوستانش صحبت میکند و حادثهای رخ میدهد که باعث آزادی طوطی میشود.
دوست نادان
معرفی کتاب
پسرک در سایه درختی دراز کشیده بود که صدایی شنید. ناگهان از لای بوتهها ماری سیاه را دید که مثل طناب دور بچه خرسی پیچیده بود. پسرک از درختی بالا رفت و با هستههای آلو که در جیب داشت، به سر و صورت مار زد. مار فرار کرد و خرس برای تشکر از از پسر از رودخانه چند ماهی گرفت و به او داد. همچنین هنگامی که پسرک خوابید، خرس بالای سرش نشست تا مواظب او باشد.
ماه پیشانی
معرفی کتاب
پری با پدر و نامادریاش زندگی میکند. نامادری همیشه او را به دنبال کارهای سخت میفرستد. روزی پری برحسب تصادف بر سر چاهی میرود و به پیرزن درون چاه کمک میکند و همین مهربانی باعث میشود که تکهای از ماه روی پیشانیاش بنشیند. نامادری به علت حسادت به دختر کوچولو همان کار را انجام میدهد و سر چاه میرود و نتیجه کارهایش را میبیند.
زخم دست پادشاه
معرفی کتاب
روزی اباقاخان، پسر هلاکو خان، پادشاه مغول، به شکار میرود و در حین شکار صدمه میبیند. با حرکتی ساده خونی که از زخم خارج میشود، بند میآید؛ اما پس از چند روز آن زخم به دُملی چرکین تبدیل میشود، به گونهای که هیچ کدام از طبیبان نمیتوانند پادشاه را درمان کنند، به همین سبب از خواجه نصیرالدین کمک میخواهند.