Skip to main content

پدرهایی که از کتابخانه به امانت گرفتم

معرفی کتاب
مادر «جوزف» چندروزی است که در بیمارستان بستری است و همه کارها به عهده پدر است؛ اما پدر خرید کردن را فراموش می‏‌کند و غذاهای وحشتناکی می‏‌پزد. او در تکالیف مدرسه به جوزف کمک نمی‌کند و جوزف مجبور است شام مدرسه را بخورد! جوزف از کتابخانه‎ای باخبر می‌‏شود که انواع پدر را امانت می‏‌دهد! اولین‌بار او پدر منظم را به امانت می‌گیرد؛ ولی غروب همان‎روز او را به کتابخانه برمی گرداند و پدر باهوش را به امانت می‌‏گیرد؛ اما... .

دریا اسب من شده است

معرفی کتاب
کتاب حاضر دربرگیرنده زندگی‌نامه داستانی و شرح سفرها و ماجراهای «شمس تبریزی»، پیر و مرشد «مولانا»، است. پدر محمد، پارچه‌فروش بود. او پسرش را از صمیم قلب دوست داست؛ اما چیزی در محمد بود که دیگران را به تعجب می‎انداخت. او با بچه‏‌ها بازی نمی‌کرد و عاشق خواندن کتاب بود. شب‎ها به پشت بام می‌رفت و به ستاره‌ها خیره می‎شد. از همه وجود محمد سوال می‌‏جوشید. او حالات غیرعادی و غریبی داشت و... .

درخت‌ها

معرفی کتاب
درخت‌ها انواع گوناگون و شکل‌های متنوعی دارند. کتاب حاضر تمام مراحل رویش و رشد درخت را اعم از ظاهر آن تا چگونگی تغذیه بیان می‌کند. در هر صفحه شکل‌های ساده‌ای از انواع حالت‌های درخت ترسیم شده‌اند و توضیحات نویسنده را دربارۀ مفاهیم کامل می‌کنند.

او هم‌نشین فرشته‌ها بود

معرفی کتاب
کتاب حاضر مباحث دینی را به زبانی ساده و روان بیان کرده است تا مخاطب را به تعمق بیشتر وادارد. موضوع کتاب آفرینش انسان و چگونگی پدیدآمدن خلقت است. نویسنده با استفاده از معناو مفهوم آیات قرآنی و داستان خلقت انسان، در واقع شیطان را معرفی کرده و نزول او از فرشته‌بودن به مرحلۀ شیطانی را به تصویر کشیده است.

پیدا و پنهان در طبیعت

معرفی کتاب
انواع بی‌شماری از جانوران بی‌حرکت، خاموش و هم‌رنگ با محیط اطراف، از چشم ما مخفی می‌مانند. مخفی ماندن به بقا و سلامت جانور کمک می‌کند. کتاب حاضر بعضی از شگفتی‌های استتار را بیان می‌کند. نویسنده تصویرهایی از حیوانات مستتر در طبیعت را آورده و توضیحاتی دربارۀ نحوۀ استتار حیوان داده است.

کوه مرا صدا زد

معرفی کتاب
«جلالِ» نوجوان، در دهکده‌ای در کوه‌های سبلان زندگی می‌کند. او با اسبش به دهکده همسایه می‌رود تا برای پدرِ بیمارش حکیم بیاورد. به توصیه حکیم، عمو‌»اسحاق» پدر را برای معالجه به شهر می‎برد؛ اما حکیم و پزشکان نمی‌توانند او را نجات دهند. جلال تصمیم می‌گیرد بنا به توصیه پدر، جای خالی او را در خانواده پر کند. روزی، وقتی عمو اسحاق برای گرفتن کبک به کوهستان می‌رود، جلال که نتوانسته رضایت او را جلب کند، پنهانی به دنبالش می‎رود. در بین راه عمو متوجه حضور جلال شده و از سر دلسوزی او را هم با خود همراه می‌کند و... .

مهمان‌هایی با کفش‌های لنگه‌‌به‌لنگه

معرفی کتاب
این کتاب مجموعه‎ای از داستانک‌هایی درباره جانبازان است. مردانی که سلامتی خود را در جبهه‌ها جا گذاشتند و بعد از بازگشت نه‎تنها روحیه خود را نباختند و گوشه‏‌گیر نشدند، بلکه آن‎چنان سرزنده و فعال در کوچه و خیابان حاضر شدند که مردنم فراموش کردند اینها جانباز هستند. داستان اول که «املا» نام دارد، درباره پسری است که املایش ضعیف است. پدر او را سرزنش می‌کند؛ اما مادربزرگ می‏‌گوید که خود او نیز دیکته‌اش افتضاح بوده است و نامه‌ای که سال‌ها پیش از جبهه فرستاده است به دست نوه خود می‎دهد؛ اما اینجا پایان داستان نیست!

تاریخ از این ور

معرفی کتاب
پرداختن به حوادث تاریخی و به‌خصوص زندگی بعضی از مشاهیر، کاری است که این کتاب پیش گرفته‌است؛ البته با یک تفاوت بزرگ. زبان بیان داستان در این کتاب طنز است. این کتاب روایت‌ طنزآمیز نویسنده است از زندگی هفت شخصیت تاریخی. این افراد عبارت‌اند از: چنگیزخان مغول؛ تیمور لنگ؛ ناصرالدین شاه؛ هارون‌الرشید؛ ناپلئون؛ کریستف کلمب؛ مارکوپولو.

افسانه‌های صحرا

معرفی کتاب
شانزده افسانه این کتاب، بخشی از حیات فرهنگی و جلوه‌ای از سبک تفکر و نگاه ترکمن‌ها به هستی و زندگی است. این افسانه‌ها، نشان‌دهنده خاستگاه‌ها، آرزوها، شکست‌‌ها و شادی‌های این قوم است. داستان اول، درباره زن عاقلی است که می‌تواند با زیرکی، پول‌های چوپان ساده‌دل را از کدخدا پس بگیرد. داستان دوم، درباره شکارچی پیری است که به اشتباه دختر ملکه مارها را زخمی می‌کند و... .

شازده کوچولو

معرفی کتاب
نویسنده برای شکستن رکورد پرواز بین پاریس و سایگون تلاش می‌کند که درصحرای بزرگ آفریقا دچار نقص فنی شده و به ناچار فرود می‌آید. این سانحه دستمایه نگارش«شازده کوچولو» می‌شود که در آن، قهرمان داستان، پس از فرود در کویر، با پسرکی آشنا می‌شود. پسرک به خلبان می‌گوید که از سیاره دوردستی می‌آید و آن‌قدر آنجا زندگی کرده که روزی تصمیم می‌گیرد برای اکتشاف سیاره‌های دیگر دیار خود را ترک کند. او هم‌چنین برای خلبان از گلِ رُز محبوبش می‌گوید که دل در گرو عشق او دارد و... .