روشهای نوین آموزش
معرفی کتاب
این کتاب به مزایای بهرهمندی از تکنولوژی در سادهسازی مفاهیم پیچیده برای علاقهمندان به یادگیری پرداختهاست. در هر بخش، برای درک بهتر، بارکدهای دوبعدی فیلمهایی گنجاندهشدهاند تا مخاطب مطلب را بهتر دنبال کند. آموزش از راه دور، یادگیری سیار، یادگیری معکوس، وبینار، واقعیت افزوده، تد، موک، رباتها و شبکههای اجتماعی از جمله مفاهیم مطرحشده در کتاب هستند.
جستوجوی راهی تازه: جلوههایی از زندگی و تجربههای تربیتی محمدحسین رفیعی
معرفی کتاب
مستندسازی دغدغهها، اندیشهها و تجربههای برخی از چهرههای ممتاز تعلیم و تربیت ضرورتی است که این کتاب به آن پاسخ داده است. این کتاب از مجموعهای چند جلدی، دربارۀ زندگی محمدحسین رفیعی و شامل سه بخش است: تجربۀ زیسته که زندگینامۀ داستانی که در قالب روایت بیان میشود؛ گفتوگوها به شکل میزگرد با حضور کارشناسان صاحبنظر؛ تجربهها و دستاوردها شامل سوابق آموزشی و علمی، تألیفها و ترجمهها.
در مسیر توسعه و آموزش: نگاهی به نیم قرن تلاش عبدالحسین نفیسی
معرفی کتاب
مستندسازی دغدغهها، اندیشهها و تجربههای برخی از چهرههای ممتاز تعلیم و تربیت ضرورتی است که این کتاب به آن پاسخ داده است. این کتاب از مجموعهای چند جلدی، دربارۀ زندگی عبدالحسین نفیسی و شامل سه بخش است: تجربۀ زیسته که زندگینامۀ داستانی که در قالب روایت بیان میشود؛ گفتوگوها به شکل میزگرد با حضور کارشناسان صاحبنظر؛ تجربهها و دستاوردها شامل سوابق آموزشی و علمی، تألیفها و ترجمهها. مهندس نفیسی در گفتوگوهای این کتاب، به دانش اقتصاد به مثابۀ امری فرهنگی نظر کرده و چرایی ناتوانی یادگیری از گذشته را بیان کرده است.
نظرورزی برای اعتلای تربیت: جلوههایی از زندگی و اندیشههای محمود مهرمحمدی
معرفی کتاب
این کتاب دغدغهها، اندیشهها و تجربههای برخی از چهرههای ممتاز تعلیم و تربیت را مستندسازی کردهاست. جلد حاضر از مجموعهای چند جلدی، دربارۀ زندگی محمود مهرمحمدی و شامل سه بخش است: تجربۀ زیسته که زندگینامۀ داستانی استاد است؛ گفتوگوها به شکل میزگرد با حضور کارشناسان صاحبنظر؛ دستاوردها شامل سوابق آموزشی و علمی، تألیفها و ترجمهها.
مسابقه دات کام
معرفی کتاب
«سحر» هدیه جشن تولد سیزده سالگیاش را از طریق یک سایت اینترنتی، از پدرش دریافت میکند. پدرِ سحر، برای جالبتر شدن کار، هدیه را طی یک بازی که شکل مسابقه دارد، به دخترش میدهد. موضوع مسابقه، داستانِ تعیینِ رنگِ آینده سحر است. گره خوردگی زندگی و آینده مردم ایران به رنگ اتفاق تاریخی خاصی است که نمونههایی انگشتشمار در تاریخ ایران دارد و نویسنده خواسته تا این اتفاق را در زندگی نوجوان امروز ایران بررسی کند.
لافکادیو: شیری که جواب گلوله را با گلوله داد
معرفی کتاب
شیر جوان در جنگل زندگی میکرد و شبیه همه شیرها بود. روزی که همه شیرها با صدای وحشتناکی شروع به دویدن و فرار کردند، او با شکارچیای روبهرو شد و سعی کرد با او دوست شود؛ اما شکارچی میخواست او را با تیر بزند! تلاش شیر جوان بیفایده بود و شکارچی همچنان قصد تیراندازی به او را داشت. شیر جوان شکارچی را خورد، کلاه او را بر سر گذاشت، تفنگش را برداشت و به راه افتاد... . شیر جوان مدتها با تفنگ تمرین کرد تا تیرانداز ماهری شد و دیگر هیچ شکارچیای جرئت آمدن به جنگل و شکار شیرها را نداشت تا اینکه... .
وقتی مژی گم شد
معرفی کتاب
کتاب حاضر از مجموعه «رمان نوجوان امروز» بوده و موضوع آن آسیبهای اجتماعی است. «ناصر» و «نرگس» بعد از تلاش بسیار، سرانجام ساخت ویلای خود را به اتمام رساندهاند. آنها دو فرزند به نامهای «مسعود» و «مُژی» دارند. باجناق ناصر، «سامان» و همسرش، «فریبا» و دخترشان نیز همراه آنها هستند. هفت نفر به ویلای نوساز ناصر در شمال میروند. مُژی قرص معده پدرش را فراموش کرده است و همین موضوع باعث مشاجره لفظی پدر و دختر میشود و صبح روز بعد مُژی ناپدید میشود. همه برای پیدا کردن او همهجا را میگردند و ماجراهایی برای هرکدام رخ میدهد.
اتاق تاریک
معرفی کتاب
این داستان درباره جنگ ایران و عراق است. «نرگس» دختری هفدهساله و ساکن تهران است که برادری به نام «مهرداد» دارد. مادرشان تحمل شنیدنِ مداوم و پیدرپی صدای آژیر قرمز را ندارد. به همین علت، تصمیم میگیرند به روستای پدربزرگ و مادربزرگشان بروند. کل فامیل نیز آنجا هستند. همگی از این باهم بودن خوشحال هستند و از طرفی نگران خانههایشان در تهران که هرلحظه ممکن است ویران شود. پسرخاله نرگس چشمانش در جنگ آسیب دیده و هرلحظه ممکن است کور شود... .
آخرین پرنده، آخرین سنگ
معرفی کتاب
داستان ابرهه و فیلهایش را همه شنیدهایم. ابرهه و سپاهش به خانۀ خدا حمله کردند. به فرمان خدا پرندگانی در آسمان ظاهر شدند، سنگهایی را روی آنها انداختند و سپاه دشمن را نابود کردند. کتاب حاضر همین ماجرا را در قصهای به زبان ساده آورده است. سرتاسر داستان با تصویرهایی مرتبط همراه شده است تا مخاطب بهتر در جریان داستان قرار بگیرد. در انتها نیز سورۀ فیل که در همین باره نازلشد، آمده است.
روح عزیز
معرفی کتاب
انگار واقعاً مادر «آرش» خانه را تکانده بود! وقتی آرش وارد شد، هیچچیز سرِ جایش نبود! مادر از او خواست تا وقتی پرده را از ماشین لباسشویی بیرون میآورد، سریع آویزانش کند تا چروک نشود؛ اما آرش از مادر خواهش کرد که یک ساعتی دیرتر پرده را در لباسشویی بیندازد تا او برود و برگردد و قول داد که زود برمیگردد و پرده را نصب میکند؛ اما کارش چهار ساعت طول کشید! آرش با اضطراب زنگ در خانه را زد؛ ولی انگار هیچکس خانه نبود! این چطور ممکن است؟ مادر کجاست؟ چه اتفاقی افتاده است؟