راز قلک بابابزرگ
معرفی کتاب
کتاب «راز قلک بابابزرگ» داستان پسرب به نام «علی» را روایت میکند که پدر و مادرش به نجف میروند و او پیش مادربزرگ و پدربزرگش میماند. در این کتاب میخوانیم: «باباجون ساک علی را به اتاق برد. بوی کتلت همهجا پیچیده بود. علی دور تا دور خانه دوید و گفت: «وای چه بوی خوشمزهای! آخ جون! امشب اینجا میخوابم. توی دلش گفت: «کاش مامان و بابا هم بودند!» کیفش را کنار ساک گذاشت و گفت:«مامان و بابام کی میرسند نجف؟» باباجون پولها را از سینی برداشت. به سمت قُلّک پلاستیکی زردی که روی طاقچه بود رفت و گفت: «قرار شد وقتی رسیدند پیام بدهند.» بعد پولها را در قُلّک انداخت.»
آبنبات نعنایی
معرفی کتاب
کتاب «آبنبات نعنایی» داستان پسر کوچکی است که با مادر و پدر و خواهر کوچکش در محوطه حرم امامرضا علیهالسلام نشستهاند. پسرک با مهرهای نماز برج میسازد و حانیه خواهر کوچکش مدام گریه میکند و دلش درد میکند. پسرک درحال بازی کردن است که متوجه میشود مادر و پدرش نیستند. آقای خادم نزدیکش میآید و کمکش میکند تا خانوادهاش را پیدا میکند…در کتاب میخوانیم: «شاید حانیه مثل من گرمش بود. اما مامان میگفت که دلش درد گرفته. کاش عرق نعنا داشتیم! برج قشنگی شد. خواستم همه ببینند؛ اما مامان و بابا نگاهشان به حانیه بود. چقدر گریه میکند! شاید هنوز ناراحت است که مامان و بابا شکلات نخریدند به برجم نگاه کردم. بلند گفتم: «وای چند طبقهاش ریخته. شاید این کبوتر سفید روی برجم فرود اومده…»
کاوه پنجهطلا
معرفی کتاب
کاوه یکی از بچههای کار درست مدرسه به دست طلایی مشهور شده بود؛ چون در دروازهبانی کسی به گرد پایش هم نمیرسید. آن روز قرار بود یک مسابقهی مهم فوتبال در مدرسه برگزار شود. آقا معلم هم مثل همهی ما معتقد بود که کاوه استعداد فوقالعادهای در فوتبال دارد و باید او را در منطقه معرفی کنیم تا استعدادش پرورش پیدا کند و یک روز بازیکن تیم ملی شود. آن روز درست نزدیک شروع مسابقه صدای اذان از گلدستهی مسجد بلند شد و همه متوجه شدیم که کاوه نیست. آنقدر دنبال او گشتیم تا اینکه او را در نمازخانه پیدا کردیم...
چه کسی قویتر است؟ ! (مجموعه 19 قصه در موضوعات آموزههای دینی)
معرفی کتاب
مجموعه حاضر دربرگیرندة 19 قصه درخصوص آموزههای دینی است. کودکان و نوجوانان با خواندن داستانهای این کتاب با برخی از آموزههای دینی مثل ضرورت خواندن نماز اول وقت، امانتداری، راستگویی، کمک به همنوع، مفهوم مستحب و حرام، فرق بهشت و جهنم، محبت به حیوانات و لزوم شکرگزاری آشنا میشوند. داستانها با زبانی ساده و لطیف نوشته شدهاند که به درک عمیق مفاهیم توسط نوجوانان کمک زیادی میکند.
هر حدیث یک ماجرا
معرفی کتاب
کتاب «هر حدیث یک ماجرا» مجموعهای از سخنان پیامبر اکرم(ص) و امامان معصوم(ع) است که در قالب داستان برای کودکان بازآفرینی شده است. هر داستان با حدیثی مرتبط پایان مییابد تا مفاهیم دینی و اخلاقی برای کودکان ملموستر شود. این اثر علاوه بر انتقال معارف اسلامی، با افزودن نقاشیها و امکان رنگآمیزی، جذابیت بیشتری برای کودکان ایجاد کرده و آنان را به تفکر و بهرهگیری از رهنمودهای اهل بیت(ع) تشویق میکند.
سقای تنها
معرفی کتاب
«مجموعه نوجوان و داستانهای آسمانی» سعی دارد، داستانهایی واقعی از رویدادهای تاریخی ـ مذهبی خلق کند. شیوههای نگارشی نویسنده برای شکلگیری این داستان در کل به زبانی ساده و با قلم و نگاهی تازه و نو میباشد. کتاب «سقای تنها» صفات زیبای ابوالفضلالعباس ساقی کربلا، دلاوری، شجاعت، فداکاری و رشادتهای او در صحرای کربلا را از زبان دشمنانش به نمایش میگذارد. در کتاب میخوانیم: «... دیدهبان داد زد: ای وای بر ما ای وای بر ما! عباس... عباس هم هست. نگهبان دستهی شمشیرش را گرفت و با نگرانی گفت: به راستی که وای بر ما چون حریف او نخواهیم شد. مرد کوتاه قد سبیلهایش را تابی داد و گفت: اگر چه میانهی خوبی با او ندارم اما باید اعتراف کنم و بگویم که به راستی مانند نامش «شیر ژیان» است! آن هم شیر ژیانی که هم دلیر و از خود گذشته است و هم مهربان و رئوف. راستش تا به حال برادری ندیدهام که اینقدر، برادرش را دوست داشته باشد و به خاطر او دنیایی فداکاری و از خودگذشتگی به خرج دهد! ...»
عروسی شبیه هیچکس
معرفی کتاب
«مجموعه نوجوان و داستانهای آسمانی» سعی دارد، داستانهایی واقعی از رویدادهای تاریخی ـ مذهبی خلق کند. شیوههای نگارشی نویسنده برای شکلگیری این داستان در کل به زبانی ساده و با قلم و نگاهی تازه و نو می باشد. کتاب «عروسی شبیه هیچکس» به داستان ازدواج امام علی علیهالسلام و حضرت فاطمه (سلامالله علیها) میپردازد. این کتاب در قالب داستان، به شرح جزئیات این ازدواج میپردازد و با زبانی ساده و روان، مفاهیم والای اخلاقی و دینی مرتبط با این ازدواج را به مخاطبان خود منتقل میکند و سعی دارد تا آنها را با این واقعه مهم تاریخی و مذهبی آشنا کند.
سه دانه انگور سرخ: داستانهای آسمانی (روایتی از ولایت عهدی امامرضا(ع))
معرفی کتاب
«مجموعه نوجوان و داستانهای آسمانی» سعی دارد، داستانهایی واقعی از رویدادهای تاریخی- مذهبی خلق کند. شیوههای نگارشی نویسنده برای شکلگیری این داستان در کل به زبانی ساده و با قلم و نگاهی تازه و نو میباشد. کتاب «سه دانه انگور سرخ» از این مجموعه به داستان ولایت عهدی امام رضا علیهالسلام میپردازد. داستان از منظر یک پیرمرد نابینا و یک مرد جوان که از شیعیان امام رضا (ع) هستند بیان میشود. در کتاب میخوانیم: «از گفتوگوی مأمون با وزیران و دوستانش نگذشته بود که آنان مراسم دیگری را در قصر و تالار مخصوص مأمون بر پا کردند. مراسمی محرمانه که شرکتکنندگانش چهار وزیر و دو تن از دوستان صمیمی خلیفه بودند. آنان به محض وارد شدن مأمون از جا برخاستند و تعظیم کردند. مأمون همانطور که روی تخت مخصوص خود مینشست دستور داد تا ندیمانش برای آوردن پسر موسیالرضا به منزل او بروند. ندیمان رفتند و دعوت خلیفه را به اطلاع وی رساندند. فرزند موسیالرضا مانند همیشه تمایلی به حضور در قصر، نداشت اما وقتی با اصرار بیش از حد روبهرو شد، ناچار همراه آنها به طرف قصر حرکت کرد.»
یکی برای همیشه
معرفی کتاب
«مجموعه نوجوان و داستانهای آسمانی» سعی دارد، داستانهایی واقعی از رویدادهای تاریخی- مذهبی خلق کند. شیوههای نگارشی نویسنده برای شکلگیری این داستان در کل به زبانی ساده و با قلم و نگاهی تازه و نو میباشد. کتاب «یکی برای همیشه» به قصهای تاریخی میپردازد؛ ماجرای شب شهادت امیرالمؤمنین در کوفه را به تصویر میکشد. علی او را صدا زد و در حالیکه معلوم بود طاقتش از درد تمام شده است پرسید: چرا؟ چرا؟ آیا من برای شما بد امامی بودم؟ !.