تحریم نانوایی عزیز آقا و 15 داستان دیگر
معرفی کتاب
این کتاب دارای چند داستان با موضوعات اجتماعی گوناگون است که دغدغههای نوجوانان و جوانان امروز مانند «وضعیت اقتصادی»، «رعایت نوبت در صفها»، «بخشش» و... را بازگو میکند. یکی از داستانهای کوتاه این کتاب درباره یک نانوایی کوچک محلی که بیش از نیاز اهالی محل نان میپزد و نانهایش سرد و خشک هستند و اسراف میشوند. اهالی محل در حمایت از اقدس خانم، مادربزرگ شخصیت اصلی داستان، تصمیم میگیرند آن نانوایی را تحریم کنند، اما شخصیت اصلی داستان تصمیم دیگری میگیرد و مسیر قصه را عوض میکند..
روز اول، روز آخر (داستان نوجوان)
معرفی کتاب
داستان این کتاب درباره نوجوانی به نام مسعود است که به همراه دوستش به دنبال پدر گمشدهاش میگردد و میخواهد که در این جستجو موفق شود. از سوی دیگر به مادر مسعود ظلمی شده است و مادر نیز در پی بازپسگرفتن حق خود از ظالمان است. این داستان در تلاش است تا به نوجوانان بیاموزد برای گرفتن حق خود و رسیدن به چیزهایی که میخواهند، نباید از حقخواهی دست بردارند و تسلیم شرایط شوند؛ بلکه باید در راه رسیدن به حقوقشان مصمم و قوی باشند.
کلاه اشرفی (داستان نوجوان)
معرفی کتاب
این داستان بلند درباره نوجوانی به نام محمد است که مادرش را از دست داده و با مادربزرگ، پدر و نامادریاش زندگی میکند. مادر محمد قبل از مرگ برای او یک کلاه اشرفی به ارث گذاشته بود. پدر و نامادری محمد که نمیتوانستند از فکر و طمع آن کلاه بگذرند، از هیچ آزار و اذیتی نمیگذشتند تا محمد و مادربزرگش را از زندگیشان بیرون کنند و آن کلاه اشرافی را به دست آورند، اما دست سرنوشت حوادث را به گونهای دیگر رقم زد و حوادثی غیرمنتظرهای پیش آمد که خواننده را شگفتزده میکند.
حاجقاسم و پرواز نقاشیها
معرفی کتاب
این کتاب روایت یک قهرمان جهانی و پدری مهربان از زبان کودکان کشورهای مختلف است. لذا با محور قرار دادن کودکان جنگزده یمن و دیگر کشورهای جنگزده آسیای غربی مثل لبنان، فلسیطن، عراق و… با زبانی جذاب، مقاومت در برابر نیروهای متجاوز را توضیح داده و فرمانده نیروهای مقاومت حاجقاسم سلیمانی را معرفی میکند.
تابلوی مسجد چهارده معصومعلیهالسلام
معرفی کتاب
مجموعه «یک قصه یک حدیث» دربردارنده قصههایی درباره برخی از احادیث امام رضا (ع) است تا معنا و مفهوم سخنان آن شخصیت بزرگ برای مخاطب کودک راحتتر و ملموستر روایت شود. این کتاب درباره پسر کوچکی به نام محمدعلی است که کبوترهای آقا شکرالله را دوست دارد و میخواهد با دستمزد کار تابستانش آنها را بخرد؛ اما مشکلی وجود دارد که او نمیداند چطور باید آن را حل کند و این چالش برای او مشکلساز شده است.