10 قصهی تصویری از امامرضاعلیهالسلام
معرفی کتاب
این کتاب مجموعهای از قصههای مربوط به زندگی امام رضا (ع) و یارانِ ایشان است که قصد دارد کودکان را با فضیلتها، گفتار و کردار امام هشتم (ع) آشنا کند.
مفاهیم این قصهها درباره فضایلی مانند اهمیت صرفهجویی، دادن حق نیازمندان، کمک کردن به نیازمندان و خوشرویی است.
نویسنده کتاب حاضر قصد دارد خوانندگان را با نقش بهسزایی که امام هشتم (ع) در زندگی مردم آن دوران داشته است آشنا و کودکان را به انجام کارهای نیکو تشویق کند.
مفاهیم این قصهها درباره فضایلی مانند اهمیت صرفهجویی، دادن حق نیازمندان، کمک کردن به نیازمندان و خوشرویی است.
نویسنده کتاب حاضر قصد دارد خوانندگان را با نقش بهسزایی که امام هشتم (ع) در زندگی مردم آن دوران داشته است آشنا و کودکان را به انجام کارهای نیکو تشویق کند.
10 قصه از امام سجادعلیهالسلام
معرفی کتاب
کتاب مصور حاضر، جلد ششم از مجموعه «همراه با معصومین» حاوی 10 قصه از امام سجاد(ع) است. امام چهارم شیعیان، امام سجاد (ع)، فرزند حسینبن علی (ع) در روز عاشورا به علت بیماری در بستر بودند و بعد از شهادت امام حسین (ع) به اسارت درآمدند. ایشان در طول 35 سال امامت خود، راه و رسم دینداری را به مسلمانان آموختند. این کتاب، دربرگیرنده 10 قصه از زندگی آن حضرت درباره از خودگذشتگی، مهربانی، صبر و بخشش ایشان است.
وریا
معرفی کتاب
این داستان درباره دختری نوجوان است که میخواهد زندگی را آنجور که دوست دارد تجربه و خودش خطمشی آیندهاش را تعیین کند، اما این انتخاب و رسیدن به زندگی خاص، به آن سادگی که فکر میکند نیست و خیلی دردسر دارد. نویسنده ماجرای فراز و نشیبهای زندگی و سختیهایی که در سر راهش قرار گرفته را با زبانی صمیمی روایت میکند.
هومان
معرفی کتاب
سلام! من هومانم، یک آدم معمولی؛ اما ساکن یک شهر عجیب. شهری تاریک که در آن خورشید طلوع نمیکند، جایی که در آن چاهها صدای انسان را میخورند و هر گوشهاش یک نسناس ایستاده و با قیافۀ وحشتناکش مراقب ماست. من برای برگردان نور به شهرم عازم یک سفر خطرناکم. شاید خودت ندانی، اما قرار است تو در این سفر یکی از همراهان من باشی؛ ما باید با هم از دروازۀ خروج بگذریم؛ فقط یک مشکل وجود دارد! تا به حال هیچکس موفق نشده از این دروازه عبور کند، و اگر عبور کرده دیگر نتوانسته برگردد. به نظرت من و تو موفق میشویم؟
در جستوجوی خدا
معرفی کتاب
کتاب حاضر دربارۀ موشکاست. سنجاب کوچولویی که هر روز از بالای درخت میدید که بیبی سکینه دارد خدا را صدا میکند ولی کسی جوابش را نمیدهد. بلاخره موشکا یک روز تصمیم گرفت برود خدا را پیدا کند و ازش بخواد که جواب بیبی سکینه را بدهد. نویسندۀ این کتاب با زبانی ساده و صمیمی و به کمک موشکا، خدا را به کودکان معرفی میکند. تصاویر، نقش و رنگهای استفاده شده در آن نیز به دلنشینتر و جذابتر شدن کتاب کمک شایانی کرده است.
366 روز با پیامبر عزیزمان: ماه دوم
معرفی کتاب
کتاب مجموعهای از داستانهاییست که با حفظ ترتیب تاریخی در خصوص زندگی پیامبر (ص) و یاران ایشان (حضرت علی (ع)، حضرت فاطمه(س)، ابوذر و عمار و ...) نوشته شدهاست. کتاب به موضوعاتی چون دوراندیشی، توکل، صبر، صداقت، جوانمردی، وفاداری و بخشش هم میپردازد. کودکان و نوجوانان با خواندن این داستانها ضمن آشنایی با سیره پیامبر (ص) و اصحاب و یارانشان، میتوانند در راه رشد اخلاقی گام بردارند و سبک زندگی مؤمنانه را بیاموزند.
این طرف ترگل، آن طرف ورگل
معرفی کتاب
این کتاب یکی از جلدهای مجموعه یک قصه یک حدیث میباشد، که در هر جلد آن براساس حدیثی از امام رضا علیه السلام داستانی آموزنده نگاشته شده است. این داستان درباره عاقبت حسادت کردن میباشد. دو همسایه به نامهای ترگل و ورگل درباره خانه و باغچههایشان با یکدیگر صحبت میکنند. ترگل از زیبایی باغچه پر از گل و درختش گفت و ورگل هم با وجود آن که به این کار علاقه نداشت، تصمیم گرفت دقیقاً همان شکلی که ترگل باغچهاش را تزئین کرده، گل و درخت بکارد؛ اما اوضاع آنجور پیش نرفت که ورگل دلش میخواست و حسادت به ترگل، برایش عواقبی داشت... .
نویسنده حاضر سعی دارد کودکان و نوجوانان را از دردسرها و پیامدهایی که حسادت میتواند برای افراد به دنبال داشته باشد آگاه و مذمت این کار را با کمک روایتی از امام رضا(ع) بازگو کند.
نویسنده حاضر سعی دارد کودکان و نوجوانان را از دردسرها و پیامدهایی که حسادت میتواند برای افراد به دنبال داشته باشد آگاه و مذمت این کار را با کمک روایتی از امام رضا(ع) بازگو کند.
با هم غذا میخوریم
معرفی کتاب
این داستان درباره مهربانی و انساندوستی امام رضا (ع) است. ماجرا درباره مردی است که در سفری به خدمتکاران امام (ع) میگوید بر سر سفرهای که امام رضا (ع) مینشیند، ننشینند.
امام رضا (ع) که این حرف را میشنود، بسیار ناراحت میشود و تأکید میکند که همه انسانها مثل هم و برابر هستند و باید در کنار هم غذا بخورند. این داستان براساس حدیث و توصیهای از امام هشتم (ع) روایت شده است.
امام رضا (ع) که این حرف را میشنود، بسیار ناراحت میشود و تأکید میکند که همه انسانها مثل هم و برابر هستند و باید در کنار هم غذا بخورند. این داستان براساس حدیث و توصیهای از امام هشتم (ع) روایت شده است.