استلا، وقتی خیلی خیلی کوچولو بود
معرفی کتاب
در این داستان، «استلا» از تفکرات دوران کودکیاش میگوید. از همان زمانی که فکر میکرد یک لاکپشت است و درختان حرف میزنند. او هر شب به قصههای درختان گوش میکرد و نکتههای مهمی درباره جنگلها و درختان میآموخت. حالا که استلا بزرگتر شده است، میتواند با مطالعه درباره هر یک از تفکرات کودکیاش، اطلاعات عمومی خود را افزایش دهد و برای برادر کوچکش، سام، قصه بخواند.