Skip to main content

روزهای اردیبهشت:‌ زندگی‌نامه آزاده جانباز مصطفی اردیبهشت

معرفی کتاب
کتاب «روزهای اردیبهشت» زندگی‌نامه مستند آزاده و جانباز مصطفی اردیبهشت است که فراز و نشیب‌های زندگی او را از دوران کودکی تا سال‌های دفاع مقدس، اسارت و آزادگی روایت می‌کند. نویسنده با نثری روان و مستند، خواننده را با سختی‌های دوران کودکی و نوجوانی مصطفی اردیبهشت، حضور او در کانون کارآموزی، و سپس فعالیتش به‌عنوان تخریبچی در اردوگاه شهدای تخریب از پاییز 1362 تا پایان جنگ آشنا می‌کند. بخش مهمی از کتاب نیز به بیش از دو سال اسارت او در اردوگاه‌های رمادی و تکریت اختصاص دارد و تصویری واقعی از صبر، ایمان، استقامت و امید آزادگان ایرانی ارائه می‌دهد. «روزهای اردیبهشت» تنها یک زندگی‌نامه نیست، بلکه روایتی الهام‌بخش از مقاومت، ایثار و پایداری نسلی است که برای دفاع از میهن از جان و آسایش خود گذشتند.

از دوکوهه به موصل: نامه‌های مبادله‌شده‌ی حمید داوودآبادی از جبهه، به حسین عزیزی در اسارت دشمن

معرفی کتاب
کتاب «از دوکوهه به موصل»، روایتی مستند از روزهای دفاع مقدس و سال‌های اسارت رزمندگان ایرانی است. این اثر بر پایه دوستی و پیوند عاطفی میان حسین عزیزی، از آزادگان هشت سال دفاع مقدس، و نویسنده شکل گرفته است. حسین عزیزی پس از اسارت در سوسنگرد به اردوگاه موصل منتقل می‌شود و حمید داودآبادی از پادگان دوکوهه، با نامه‌هایی سرشار از دلتنگی، امید و اخبار جبهه، ارتباطی نانوشته و معنوی با او برقرار می‌کند. این مکاتبات، تصویری واقعی از روحیه ایثار، استقامت و رفاقت رزمندگان را پیش روی مخاطب قرار می‌دهد و گوشه‌هایی از زندگی آزادگان در اردوگاه‌های عراق را بازگو می‌کند. «از دوکوهه به موصل»، اطلاعات تاریخی و عاطفی‌ای درباره دفاع مقدس، اسارت و مقاومت ملت ایران ارائه می‌دهد.

مجموعه داستان خاله هاجر

معرفی کتاب
کتاب «مجموعه داستان خاله هاجر» روایتگر زندگی، فداکاری‌ها و در عین حال نگرانی‌ها و دلهره‌های مادری است که یک فرزندش شهید می‌شود و فرزند دیگرش در جبهه‌های دفاع از کشور اسیر می‌شود. خاله هاجر و حاج نعمت هیچ‌گاه مانع فعالیت‌های انقلابی و سیاسی دو پسرشان، مجتبی و محسن، نشدند و با وجود نگرانی‌های فراوان، همیشه حامی آن‌ها بودند. در شهریور 1359 و در آغاز جنگ، هر دو عزم رفتن کردن تا همچون دیگر هم‌سن‌وسالانشان از کشور دفاع کنند. در آخرین اعزام، محسن و مجتبی راهی جبهه می‌شوند؛ مجتبی به شهادت می‌رسد و محسن به اسارت بعثی‌ها درمی‌آید. خاله هاجر با وجود این مصیبت‌ها آرامش خود را حفظ می‌کند، چرا که چشم و چراغ و امید یک محله بود. او دلگرمی مادران رزمندگان و شهدا و همچنین عروسش، همسر محسن، بود.

نادره

معرفی کتاب
کتاب نادره، روایت تأثیر زنان و دخترانی از این سرزمین است که وجود و هستی‌شان تاریخ‌سازی می‌کند. در میان عاشقانه‌های بی‌نظیر، شاهد لحظات درس‌آموز هستیم، از تغییر سبک زندگی یک خانواده مذهبی تا تحول دختری با عقاید تجدد، از پایبندی مردی به همسرش تا خیانت مادری به دخترش، از اتحاد و گذشت و همدلی برای هدفی مقدس تا دروغ و افترا برای کسب جایگاه بالاتر. روایتی واقعی نسبت به زمان مبارزات علیه رژیم پهلوی، نقش پر رنگ بانوان این سرزمین در سرنگونی رژیم شاه می‌گوید. نقش‌آفرینان این داستان زمین را زیر پا طی می‌کنند و هر لحظه از نقطه‌ای به نقطه دیگری عزیمت می‌کنند و گاهی طعم تلخ زندان و شکنجه می‌چشند و گاهی مشقت آوارگی و سفرهای پیاپی به جان می‌خرند اما از ایمان و اعتقادشان دست نمی‌کشند.

سلیمان اسارت

معرفی کتاب
کتاب حاضر، حاوی خاطرات تعدادی از آزادگانی است که در این هشت سال با مرحوم سیدعلی اکبر ابوترابی در یک یا چند اردوگاه زندانی بوده‌اند. این خاطرات که پس از حدود 24 سال گردآوری شده قطره‌ای از دریای شخصیت آن فرزانه می‌باشد. در این اثر نزدیک به هفتاد خاطره گردآوری و نقل شده که عناوین برخی از آنها عبارت است از: تبرئه، تیغ و خرما، اردوگاه عنبر، گل و طلا، مربی جودو، تفتیش، ایثار، تحقیر، سلول انفرادی، ورزش، مسابقه دو، راه خدمت، هدیه تعارفی، جیره‌بندی، صلیب سرخ، عصا و….

بچه‌های داج‌سیتی

معرفی کتاب
این اثر با زبان طنز، داستان سه نوجوان است که اتفاقات تلخ و شیرینی را در محله و مدرسه رقم می‌زنند و سپس تحت تأثیر دوستان شهید خود به جبهه می‌روند. در بخشی از این کتاب آمده است: «برای آمادگی جسمانی، پیاده‌روی زیاد می‌رفتیم. باید شیوه‌ی نزدیک شدن به دشمن بدون اینکه متوجه ما بشه رو تمرین می‌کردیم. تمام تجهیزات نظامی رو طوری باید به خودمون می‌بستیم که ...».

فرزند ابوتراب: برگ‌هایی از زندگی مرحوم سیدعلی‌اکبر ابوترابی

معرفی کتاب
«فرزند ابوتراب»: برگ‌هایی از زندگی «مرحوم سیدعلی‌اکبر ابوترابی» به نقل از خانواده و نزدیکان است. در هر روایت رفتار و منش ایشان بیان شده است. سخت‌کوشی، صداقت، خدمت به خلق و ایثار که از صفات ایشان بود به‌خوبی توسط نویسنده به رشته تحریر درآمده است.

سیگاری ها هم شهید می‌شوند

معرفی کتاب
کتاب «سیگاری‌ها هم شهید می‌شوند» مجموعه‌ای از خاطرات رزمندگان ایرانی است که در دوران دفاع مقدس و نیز در مناطق مرزی سیستان و بلوچستان حضور داشته‌اند و یا در اسارت به سر برده‌اند. این کتاب حاوی روایت‌های شخصی و لحظات تلخ و شیرین این افراد است که با زبان ساده و جذاب به تصویر کشیده شده‌اند. در کتاب می‌خوانیم: ««عملیّّات والفجر چهار»، «محمود صادقی»، برادر «مهدی صادقی» به شهادت رسیده بود. می‌خواستیم او را به بهانه شهادت برادرش همراه پیکر داداشش «محمود»، به عقب برگردانیم، امّا زیر بار نمی‌رفت که نمی‌رفت. نیروها به «مهدی» خیلی اصرار کردند و گفتند: ای بابا! مهدی! برادرت «محمود» شهید شده، بیا تو هم برو و کمک کن پیکرش رو به عقب ببر. امّا «مهدی» خیلی قرص و محکّم، در جواب می‌گفت: خب شهید شده که شده! سهمش بوده که شهید بشه. خودتون ببرینش عقب. خلاصه اینکه «مهدی» زیر بار نرفت که نرفت. گویا می‌دانست که خودش هم قرار است به زودی به شهادت برسد. مانَد و کمی بعد خودش هم شهید شد. پیکر او را با بدن برادرش یک‌باره برای مادرش به عقب بر گرداندند.»

بالاتر از ارتفاع: روایت‌هایی از زندگی فرمانده جانباز و آزاده شهید، مجید داوودی راسخ (1343-1366)

معرفی کتاب
کتاب بالاتر از ارتفاع مستند زندگی‌نامه فرمانده جانباز و آزاده شهید مجید داودی راسخ است. این کتاب از کودکی تا شهادت این فرمانده شهید پرداخته است. ویژگی بارز این فرمانده شهید این هست که در همان دوران جنگ غیر از جانباز شدن، اسیر هم می‌شوند و همان سال‌ها در تبادل اسرا آزاد و وقتی به ایران برمی‌گردد، با اینکه شرایط جسمی‌شان به نحوی بود که می‌توانستند پشت جبهه خدمت کنند، اما باز هم به خط مقدم می‌روند و در نهایت به شهادت می‌رسند.

پسر رنج: خاطرات آزاده محمد رنج‌پور

معرفی کتاب
کتاب خاطرات بازی‌ها، شیطنت‌ها، دردها و رنج‌های آزاده محمد رنج‌پور است. او در سال 1339 در محله قره‌آغاج تبریز متولد شد. ایشان پس از کوچ به تهران مدتی در راه‌آهن مشغول کارشدند؛ اما او حس کرد گمشده‌ای دارد و آن را جبهه جا گذاشته است. وارد سپاه شد و داوطلب به مناطق جنگی اعزام گردید. تا سال 1366 درچندین عملیات بزرگ حضور فعال داشت تا این‌که نیمه شب 28 فروردین 1366 در منطقه ماووت کردستان به اسارت نیروهای بعثی‌ در آمد و شکنجه‌ او از همان جا آغاز شد. محمد را از سلول‌های تنگ و تاریک، نمور و پر از ساس و شپش، به استخبارات و سپس به پادگان الرشیدو نهایت به مخوف‌ترین اردوگاه با بی‌رحم‌ترین شکنجه‌گران یعنی تکریت11 منتقل کردند. ایشان پنجم شهریور 1369 با افتخار و سربلندی به وطن بازگشت.