Skip to main content

بانوی باران‌ها

معرفی کتاب
کتاب حاضر مشتمل بر نُه سرود است.نام برخی از این اشعار به این قرار است: «بانوی شب‌بوها»، «مهربان‎تر از نسیم»، «غمی به وسعت زمین»، «کوه درد»، «طعم خرما» و «کبوترانه». شعرها مضامین مذهبی دارند و فضایل ائمه معصومین را توصیف می‏‌کنند. حضرت فاطمه (س)، حضرت علی (ع)، حضرت زینب (س) و حضرت رقیه (س) از جمله این معصومین هستند.

اسم تو یعنی بهار

معرفی کتاب
اشعار این کتاب، در بیان فضایل ائمه اطهار سروده شده است؛ ازجمله پیامبر اکرم (ص)، حضرت فاطمه (س)، حضرت علی (ع)، امام حسن مجتبی (ع) و امام حسین (ع). عنوان بعضی از این شعرها به این ترتیب است: «سفره»، «دریا و دشت»، «کوچه ما»، «ضیافت مهتاب»، «ستاره‌ها» و «شرم».

هر چه می‌خواهی گناه کن!!

معرفی کتاب
در کتاب پیش رو، نویسنده هدف از نوشتن کتاب را حدیثی گهربار از امام حسین(ع)دانسته و اثرش را در قالب پنج درس با عناوین: نان و نمک و خدا، حکومت خدا، نگاه خدا، قدرت نمایی خدا، و قهر خدا تدوین کرده است. هر درس شامل بخش هایی «از آسمان» (آیات مربوط)، « یکی مثل ما» (داستان مرتبط)، «حرف حساب»، « ایستگاه تفکر» (نکات مربوط به آن درس)، «از خود بپرسیم»(فعالیتی فردی برای به فکر واداشتن مخاطب)و « این گونه بخوانیم» (مناجاتی از ادعیه منقول از اهل بیت) تنظیم شده است.

آبی‌ها

معرفی کتاب
این رمان درباره زندگی پزشکی مسیحی، به نام «زکریای رومی»، معاصر «هارون‌الرشید»، خلیفه عباسی، است. او ناچار می‌شود به ‌دلیل احضار هارون، دیر انطاکیه را ترک کرده و به سمت دربار او برود. او پزشکی است که به دنبال گوهر کامل معاصر خویش است و دیگر نمی‌خواهد در پستوی قدرت راهبان بماند، شهر انطاکیه و حران، تبعیدگاه دانش این طبیب دلداده است، او در سیر این هجرت، هم عشق زمینی می‌یابد، هم آسمانی و طوفان آبی‌ترین رویداد زندگی اش را به تلاطم می رساند.

موقف

معرفی کتاب
دعبل می‎خواست کوفه را و اهل خانه و خاندان را رها کند و برود. اهل خانه دلخوش بودند که شاید راه درست را یافته باشد! دعبل کیسه پر از سکه‌ پدرش را نپذیرفت و فقط چند سکه از آن برداشت. عموزاده‎اش قلم و جوهردان زرینی را مقابلش گذاشت که دعبل از نوجوانی آرزوی نوشتن با آن را داشت؛ اما دعبل آن را هم قبول نکرد و گفت: «بگذارید زمانی که درست و به قاعده شعر گفتم، میراث اجدادی را پیشکشم کنید»... . دعبل فقط دستبندی را که «عالیه» داده بود، همراه داشت. او گفته بود برای همیشه منتظر دعبل می‏‌ماند... . دعبل هرچه به بغداد نزدیک‌تر می‌شد، خیالش آسوده‌تر می‌شد و فکر می‏‌کرد استاد «صریع الغوانی مسلم‌بن ولید» با دانستن پیشینه پدر و عمویش در شعر، حتماً او را به شاگردی می‎پذیرد؛ اما... .

شکافنده دانش: امام محمدباقر‌علیه‌السلام

معرفی کتاب
امام محمدباقر(ع)، پنجمین امام شیعیان است. لقب ایشان«باقرالعلوم» و کنیه‌اش«ابوجعفر» بود. در این کتاب با نگاهی اجمالی به زندگی امام محمد باقر(ع) و اوضاع سیاسی و علمی عصر ایشان، دیدگاه‌های امام در تبیین علوم اسلامی بررسی و اقدامات آموزشی و علمی ایشان در گسترش علوم اسلامی تشریح می‌شود.

دختر آفتاب

معرفی کتاب
کتاب حاضر شعری است درباره «رقیه»، دختر کوچک «امام حسین» (ع). هنگامی که امام حسین شهید می‌شوند، رقیه کوچولو از عمه‌اش، حضرت «زینب»، سراغ او را می‌گیرد. حضرت زینب سعی می‌کند برادرزاده‌اش را آرام کند؛ ولی رقیه کوچک طاقت این همه ظلم و ستم را ندارد.

مهدی شناسی

معرفی کتاب
این کتاب با هدف پاسخ به بسیاری از سؤال‎ها و شبهات وارد شده به موضوع انتظارو باور مهدویت نوشته شده است. مؤلف خود از خادمان مسجد جمکران بوده و این پرسش و پاسخ‌ها در واقع بخشی از خاطرات اوست‌. «حسین» و «بهرام»، دو دوستان‌اند که تصمیم می‎گیرند شب‎های چهارشنبه به مسجد جمکران بروند. در یکی از همین شب‌ها آن‌ها بافردی آشنا می‌شود که به نظر آگاه می‌رسد و آن‌ها سؤالات خود را از وی می‌پرسند.

امام هادی‌علیه‌السلام

معرفی کتاب
امام «هادی» (ع) پانزده ذی‎الحجه، سال ۲۱۲ هجری قمری، در شهر «مدینه» به دنیا آمدند. پدرشان امام «جواد» (ع) و مادرشان، «سمانه» نام داشتند. امام هادی (ع) در دوران حکومت «خلفای عباسی» زندگی می‏‌کردند. مأموران حکومت همه‌جا را تحت‌نظر داشتند و کوچک‌ترین فعالیت مسلمانان را سرکوب می‌‏کردند. حاکم شهر، «متوکل»، از دشمنان خاندان امام بود و از هر فرصتی برای آزار و اذیت آنان استفاده می‎کرد. به همین دلیل امام پنهانی فعالیت می‏کردند. سرانجام امام را از مدینه به شهر «سامرا» بردند و... . امام هادی در سن ۴۲ سالگی در شهر سامرا با زهر مسموم شدند و به شهادت رسیدند.

امام جوادعلیه‌السلام

معرفی کتاب
امام جواد (ع) در دَه رجب سال ۱۹۵ هجری قمری به دنیا آمدند. نام پدرشان «علی‎بن‌موسی‌الرضا» (ع) و مادرشان «خیزران» بود. وقتی امام جواد برای امامت انتخاب شدند، سن کمی داشتند. مردم به خاطر رفتار خوب امام روز به روز بیشتر به ایشان علاقه‎مند می‎شدند و به نزد ایشان می‎رفتند تا از دریای علم و دانش امام بهره ببرند. «مأمون» خلیفه وقت، امام را مجبور کرد به بغداد بروند تا تمام کارهای ایشان را زیرنظر داشته باشد. بعد از مأمون، «معتصم» حاکم شد... . سرانجام ایشان را با زهر مسموم کرد. امام جواد (ع) در شهر کاظمین به خاک سپرده شدند.