پهلوانباشی
معرفی کتاب
روایت صحیح از زندگی اسطورههای ایران اسلامی برای کودک و نوجوان، مانند نشاندادن ستارگان نورانی در آسمان دنیاست که راه رسیدن به قله موفقیت و درخشش میهن در جهان را نشان میدهد. این ستارگان در عرصههای مختلف علمی، ورزشی، ادبی، دینی، جهادی و ... موانع را با همت و کوشش خود پشتسر نهاده و آسمان ایران عزیزمان را روشنی بخشیدهاند. یکی از عرصههای پرافتخار کشور ما، دنیای ورزش کُشتی است. کتاب «پهلوان باشی» مجموعهای از 40 روایت ستارگان دنیای قهرمانی ورزش کشتی کشورمان در سالهای دور و نزدیک است، که مسیر سخت و پرفراز و نشیب دستیابی به موفقیت را فراموش نکرده و با راه و رسم ایثار و فداکاری، پهلوانی را بر قهرمانی ترجیح دادهاند و راه رسیدن به قله موفقیت را برای کودک و نوجوان ما دستیافتنی کردهاند تا با تلاش و عبور از موانع، ستاره آسمان ایران عزیز اسلامیمان شوند.
زنان و مردانی که ایران را ساختهاند؛ مدیری که به انفجار مدرسهاش خندید: میرزاحسن رشدیه
معرفی کتاب
میرزاحسن رشدیه در سال 1329 در تبریز به دنیا آمد. او که عاشق درسخواندن بود و دلش میخواست همه فرزندان ایرانزمین را باسواد کند و برای یافتن روشهای جدید آموزش به مصر، بیروت و استانبول سفر کرد. او با دقت به شیوههای آموزش در آن کشورها نگاه کرد و بعد تصمیم گرفت مدرسه رشدیه را تأسیس کند. اولین شعبه این مدرسه را در ایروان بنیاد نهاد. در سال 1268 نخستین مدرسه ایرانی را در تبریز راه انداخت. رشدیه بارها بارها تهدید شد، مدارسش را خراب کردند و خودش و دانشآموزانش را مجروح ساختند اما او راهش را ادامه داد. کتاب حاضر با زبان داستانی زندگی این معلم و مؤسس اولین مدرسه ایرانی را روایت میکند.
زنان و مردانی که ایران را ساختهاند؛ بیماری که پزشک شد: محمد قریب
معرفی کتاب
این کتاب به زندگی دکتر محمد قریب میپردازد. او یکی از اولین پزشکان متخصص اطفال و بنیانگذار نخستین بیمارستان تخصصی کودکان در ایران است. قریب در سال 1288 در روستایی از توابع آشتیان به دنیا آمد و یکی از کسانی بود که به عنوان اولین گروه دانشجویان برای ادامهی تحصیل به فرانسه رفت و بعد از اتمام تحصیلاتش به ایران بازگشت و زندگی خودش را وقف درمان کودکان و راهاندازی بیمارستانی برای آنها کرد. او علاوه بر اینها در دانشگاه تهران، دروس پزشکی را به دانشجویان این رشته درس میداد. دکتر قریب یک کتاب نیز دربارهی بیماریهای کودکان تالیف کرده است. او در سال 1353 بر اثر سرطان از دنیا رفت. کتاب حاضر با روایت داستان زندگی دکتر محمد قریب به کودکان انگیزه میدهد و به آنها نشان میدهد که با تلاش و پشتکار خودشان نه تنها میتوانند انسانهایی موفق بشوند بلکه میتوانند در مسیری گام بردارند که در خدمت همنوعان خودشان باشد.
امواج ارادهها: گوشهای از اراده و توان ایرانی به سمت خودکفایی و پیشرفت
معرفی کتاب
این کتاب روایتگر مجموعهای از خاطرات بزرگان نظام و کشور همچون امام خامنهای (مدظله العالی)، شهید چمران و دکتر صالحی است که پیشرفتهای گوناگون کشور در عرصههایی مانند عرصه نظامی و سلاحهای جنگی پیشرفته، اکتشافات پزشکی و ساخت هواپیما را برای مخاطبان نمایان میکنند.
کتاب حاضر سعی دارد خواننده را در جریان پیشرفتهای نظام اسلامی قرار دهد و با ترسیم گذشته، امروز و آینده کشور، دستاوردهای 46 ساله نظام جمهوری اسلامی در عرصههای جهانی را به مخاطب معرفی کند.
کتاب حاضر سعی دارد خواننده را در جریان پیشرفتهای نظام اسلامی قرار دهد و با ترسیم گذشته، امروز و آینده کشور، دستاوردهای 46 ساله نظام جمهوری اسلامی در عرصههای جهانی را به مخاطب معرفی کند.
ایلیا: نبرد رباتها 18
معرفی کتاب
این مجموعه داستان مصور و دنبالهدار، داستان نوجوان قهرمانی را روایت میکند که همراه با دوستانش برای محافظت از مردم کارهای بزرگی انجام میدهد. او به یک جنگ دشوار و طولانی میرود. در این جلد دست ایلیا در نبرد با رباتها آسیب دیده و مبارزه را برای او سخت کرده است. از طرفی شکست در برابر رباتها یک لحظه هم او را را رها نمیکند، ایلیا در این موقعیت چه میکند؟ ....
هواتو دارم
معرفی کتاب
این داستان زندگی شهید مدافع حرم، مرتضی عبدالهی را روایت میکند. این شهید گرامی متولد دهه شصت بود و عاشق دوران جنگ، کتاب حاضر از زبان همسر شهید بازگو شده و ماجرای آشنایی ایشان با شهید، ازدواج و بعد رهسپار شدن مرتضی به سوریه را عنوان کرده است. نویسنده خوانندگان را با دلیریها و رشادتهای این شهید مدافع حرم بیشتر آشنا میسازد.
در قسمتی از کتاب میخوانیم: «با همان چشمهای اشکبار به مرتضی گفتم: نو خیلی با معرفت بودی همه رو سپردی پس من چی؟ » لبخند آرامی زد و گفت: نگران نباش، خودم هواتو دارم...»
در قسمتی از کتاب میخوانیم: «با همان چشمهای اشکبار به مرتضی گفتم: نو خیلی با معرفت بودی همه رو سپردی پس من چی؟ » لبخند آرامی زد و گفت: نگران نباش، خودم هواتو دارم...»
اسم رمز
معرفی کتاب
این کتاب مجموعهای از داستانهای کوتاه سیاسی است که نویسنده از حوادث رخ داده در اواخر شهریور و پاییز سال 1401 را روایت میکند. داستانهای روایت شده در این کتاب نشان میدهد که این حوادث با هماهنگی و برنامهریزی عناصر بیگانه انجام شدهاند. داستانهای روایت شده در این کتاب بیانگر این است که در حوادث و شلوغیهای اینچنینی که در برهههای مختلف اتفاق میافتد افراد باید با یک نگاه تیزبینی و با تشناختی دقیق نسبت به آن برخورد نمایند.