چه فکر خوبی مولی!
معرفی کتاب
تمام روز «مولی» سعی میکند شعر بنویسد؛ اما چیزی به ذهنش نمیرسد. همه دوستان مولی به خانه او میآیند تا فکر کنند فردا که تولد لاکی است، چه هدیهای به او بدهند. اول همه فکر میکنند که برای لاکی گل بکشند؛ اما این همه نقاشی گل به چه درد لاکی میخورد؟ بعد یک فکر خوب و تازه از راه میرسد! آنها همه با هم کار میکنند و بهترین هدیه را برای دوستشان درست میکنند. هدیهای خیلی مخصوص!
وَگی تنها با خودش تو روز تولدش
معرفی کتاب
"وگی ورجه" یک بچه قورباغه است و میخواهد به بچهها بگوید مشکل در زندگی هر کسی وجود دارد. مخصوصا قورباغهها. امروز تولد وگی است و او دوست دارد تمام دوستانش را به جشن دعوت کند.اما انگار همه این روز مهم را فراموش کردهاند. وگی به کوچه میرود تا شاید دوستانش را ببیند و به آنها بگوید که امروز چه روزی است. هیچکس در کوچه نیست. وگی غمگین به خانه برمیگردد که ناگهان...
تولدش مبارک
معرفی کتاب
"مامانخرگوش" که در حال گشت و گذار در جنگل بود ناگهان یک پیلۀ سفید و کوچک میبیند. آن را برمیدارد تا برای بچههایش ببرد. کلاغ از راه میرسد و میخواهد پیله را از مامانخرگوش بگیرد. پیله تکانی میخورد و سوراخی در آن به وجود میآید. پروانۀ سفیدی متولد میشود و از آن بیرون میآید. کلاغ و خرگوش هر دو خوشحال هستند و میروند تا این خبر خوش را به همه بدهند.
وگی همبازی میخواد خواهرش دنیا میاد
معرفی کتاب
بچههایی که منتظر خواهر یا برادر جدیدی هستند و هر روز برای به دنیا آمدن آنها لحظه شماری میکنند، ویژگیهای مشترکی دارند. آنها دوست ندارند زیاد صبر کنند، میخواهند نوزاد از همان لحظۀ اول حرف بزند و مثل آنها راه برود. نوزادها هم ویژگیهای مشترکی دارند. آنها تا چند ماه اول فقط شیر میخورند، گریه میکنند و میخوابند. در این کتاب شاید متوجه شوید که این دو گروه چطور با ویژگیهای یکدیگر کنار میآیند و لحظههای شادی را سپری میکنند.
هدیه خیس
معرفی کتاب
تولد مریم است. دوستانش آمده اند. کیک و شیرینی آماده است، اما از مادر بزرگ خبری نیست. بیرون باران می بارد. مریم نگران مادر بزرگش است که بدون چتر بیرون رفته است. مریم در خیالش سعی دارد چتری به مادربزرگش برساند تا او خیس نشود. سرانجام مادربزرگش با یک چتر برای هدیه تولد مریم از راه می رسد و او را خوشحال می کند.