آزادی چه رنگیست؟
معرفی کتاب
کتاب ماجرای پسربچه ای به نام برونو و پدر و مادرش است که در دوران جنگ جهانی دوم، در یکی از روستاهای ایتالیا زندگی میکردند. زندگی در روستا برای برونو و پدر و مادرش خوب و آرام بود تا اینکه یک روز، صداهای ترسناکی از دورترها به گوششان رسید.
خودروهایی بزرگ و ترسناک با سرعت در جادهی آرام و خلوتشان رفت و آمد میکردند. خودروها سربازها را جابه جا میکردند.
سربازها بلند بلند سرودهای حماسی میخواندند. صداهای ترسناک هر روز نزدیکتر میشدند. برونو دیگر اجازه نداشت به پنجره نزدیک شود. جنگ شروع شده بود.
خودروهایی بزرگ و ترسناک با سرعت در جادهی آرام و خلوتشان رفت و آمد میکردند. خودروها سربازها را جابه جا میکردند.
سربازها بلند بلند سرودهای حماسی میخواندند. صداهای ترسناک هر روز نزدیکتر میشدند. برونو دیگر اجازه نداشت به پنجره نزدیک شود. جنگ شروع شده بود.
مهری: داستان سروهای سربلند
معرفی کتاب
مرتضی و مهری دو فرزند زیر هفت سال دارند.مرتضی راننده لودر است و در جبهه نیز با همین مهارت، کمک میکند. مهری در نبود مرتضی برای بچهها، هم پدر است و هم مادر. زندگیای سراسر شاد اما پر از فراز و نشیب دارند. نوبت آخری که مرتضی به جبهه میرود، اسیر میشود و پدر و مادرش فکر میکنند مرتضی شهید شده و برایش مراسم ختم میگیرند اما ....
روزی روزگاری در گلیپوود
معرفی کتاب
روزگاری بر فراز صخرههایی در نزدیکی سیاهدریای سیاهی، کلبهای قرار داشت که جانر، تینک و لیلی ایگیبی در آن زندگی میکردند. مادر و پدربزرگشان، که پیش از این دزد دریایی بود، تمام عشق دنیا را نثارشان میکردند، اما عشق برای در امان نگه داشتن آنها از شر نیشدندانها کافی نبود؛ نیشدندانهایی که از آنسوی سیاهدریا در جستوجوی گنج شهریار بالپریان، فرمانروای جزیرهی تابان آنیرا، به آنجا آمده و آن سرزمین را تصرف کرده بودند.
دردسرهای خانوادهی ایگیبی درست از روز جشن اژدها آغاز شد و از آن به بعد بود که پای کالسکهی سیاه، شبح بریمنی استوپ، تازیهای شاخدار، گاودندان و هزارویک جانور دیگر به زندگیشان باز شد. مهمتر اینکه از آن به بعد بود که جانر، تینک و لیلی از رازهای مگوی خانوادهشان باخبر شدند.
و این تازه آغاز ماجرا بود...
دردسرهای خانوادهی ایگیبی درست از روز جشن اژدها آغاز شد و از آن به بعد بود که پای کالسکهی سیاه، شبح بریمنی استوپ، تازیهای شاخدار، گاودندان و هزارویک جانور دیگر به زندگیشان باز شد. مهمتر اینکه از آن به بعد بود که جانر، تینک و لیلی از رازهای مگوی خانوادهشان باخبر شدند.
و این تازه آغاز ماجرا بود...
روز تولدم منو دزدیدن؟
معرفی کتاب
مجموعه کتابهای ماجراهای ماروین، ماجراهای پسر بچهای است که سعی میکند از پس اتفاقاتی که در مدرسه، در خانه و در راه برایش میافتد برآید. ماروین همیشه حس میکرد با خانوادهاش جور نیست. برای همین وقتی شنید که شاهزادهای گم شده و درست شبیه او هم بوده است، فهمید اوضاع از چه قرار است. حالا فقط باید به مامان و بابا بگوید که وقتش رسیده پیش پدر و مادر واقعیاش در یک قلعه برگردد...
کیف خیلی بزرگ مامان
معرفی کتاب
کیف مامان خیلی بزرگ است و هرجا که مشکلی باشد، وسیلهای برای حل آن در کیف مامان وجود دارد؛ از لباسهای تمیز و نو گرفته تا غذای برای حیوانات. در هر صفحه نمونه جدیدی از قهرمانبودن کیف مامان نشان داده میشود، اما بچهها در نهایت متوجه میشوند قهرمان اصلی، خود مامان است که همیشه با فرزندانش مهربان است و برای خوشحالی و کمک به آنها تلاش میکند.
نویسنده سعی دارد توجه کودکان را به محبتها و کارهایی که مادرشان برای آنها انجام میدهد جلب کند.
نویسنده سعی دارد توجه کودکان را به محبتها و کارهایی که مادرشان برای آنها انجام میدهد جلب کند.
آموزش زندگی خانواده (راهنمای مربیان)
معرفی کتاب
این کتاب یک مجموعه تدوینشده نیازمحور است و در آن از رویکردهای مختلف موجود در حوزه خانوادهدرمانی بهرهبرداری شده است. در این مجموعه ابتدا در بخش نگرشی، مفاهیمی در حوزه نگاه به ازدواج و خانواده مرور شده و پس از یک تغییر و اصلاح نگرش به مفهوم ازدواج و خانواده به موضوعهای مهارتی و شیوهها و روشهای مورد استفاده در تقویت اندوخته عاطفی، ارتقا ارتباط و تعامل، حل مساله و حفظ حریمها در خانواده پرداخته شده است.
میشوم اندازه یک نقطه
معرفی کتاب
داستان پسر بچه ای است که به علت بیکاری پدر، فرزند دوم خانواده به مادربزرگ داده شده و این پسر هم به سختی کار می کند. مادر باردار شده و قصد سقط جنین دارد ولی همان موقع اتفاقی برای بچهی کوچک در منزل می افتد و تا حد مرگ می رود. مادر متنبه و پشیمان شده، . پدر و پسر کارهای جدید و بهتری پیدا می کنند.