Skip to main content

دریا قرمز نیست

معرفی کتاب
مداد شمعی قرمز بود؛ ولی هر چی می‌کشید، آبی از کار در می‎آمد. معلمش فکر می‎کرد باید بیشتر تمرین کند و دوستانش فکر می‎کردند او تنبلی می‎کند. تا اینکه روزی خودش متوجه می‌شود که یک مداد شمعی آبی است نه قرمز. هدف نویسنده تبیین این موضوع است که با دیدن ظاهر هر چیزی نباید درباره آن قضاوت کرد.

با این تیغ‌ها چی‌کار کنم؟!

معرفی کتاب
توی این دنیای بزرگ، جوجه تیغی کوچولو آرزو داشت یک نفر به او محبت کند. آن روز تولد جوجه‌تیغی بود. او پیش زن چوپان رفت و از او خواست تا برایش شنلی ببافد. زن چوپان برای بافتن شنل درخواست‎هایی داشت و جوجه‌تیغی همه را انجام داد. زن چوپان هم قول داد که شنل زیبایی برای او ببافد.

جک و سایه شگفت‌انگیزش

معرفی کتاب
جک پسری کاملاً معمولی است و مثل همه پسربچه‌ها از پریدن تو گودال آب و بالا رفتن از درخت خوشش می‌آید؛ ولی یک چیز متفاوت دارد. او یک سایه شگفت‌انگیز دارد که با هم دوستانی صمیمی هستند و کلی خوش می‌گذرانند تا اینکه جک با سایه‌اش قهر می‌کند؛ اما انگار مشکلی وجود دارد.

هیولای خوش‌قلب

معرفی کتاب
مردم سرزمین کوچک به دنبال کار و زندگی خود بودند و هیچ اتفاق هیجان‌انگیزی نمی‌افتاد تا اینکه هیولایی پیدا شد که از دهانش آتش بیرون می‌آمد. مردم تصمیم گرفتند با قدرت هیولا، دشمن را شکست دهند؛ اما هیولا بیشتر به خوردن علاقه داشت تا آموزش نظامی. سرانجام پروفسور شهر فکر دیگری کرد.

یک قور ظریف قورباغه‌ای

معرفی کتاب
در این داستان کوتاه عاشقانه «پاپالا» قورباغه ظریف و زیبایی است که دوست دارد در خواب پرواز کند. او عاشق دیدن خواب‌های رنگی است. در داستان همدلی، دوستی، همراهی و مهربانی کردن در دنیایی شیرین و رنگارنگ ترسیم می‌شود.

ماهی‌های بالابندر

معرفی کتاب
در اعماق دریای «بالابندر» ماهی‌های عجیبی زندگی می‌کردند که اصلاً شبیه هم نبودند. آن‌ها همیشه با هم مسابقه می‌دادند. روزی دو ماهی کوچک با هم بازی می‌کردند که لکه سفیدی دیدند. آن لکه شبیه هیچ‌ چیزی نبود. کم‌کم آن لکه به یک ماهی زیبا و باهوش تبدیل شد که بی‌نظیر بود.

پرواز

معرفی کتاب
در داستانی تخیلی، قهرمان داستان که در سرزمینی نامعلوم زندگی می‌کند، آرزو دارد که بیابان‌ها پر از گل باشند؛ برای همین هواپیمایی می‌سازد و به آسمان می‌رود. او تخم گل‌ها را در بیابان می‌پاشد و روی ماه رنگ‎های سبز و سفید و قرمز می‌ریزد تا نور ماه رنگی شود و کودکان شاد شوند.

پرنده، پسرک، قطار

معرفی کتاب
پسر کوچکی پرنده خود را در قطار گم می‌کند و روزها به دنبال او همه جا را زیر پا می‌گذارد. پسرک جست‌و‌جوی خود را از راه‌های مختلف ادامه می‌دهد تا اینکه ناامید می‌شود. با این حال همچنان در تقلای یافتن گمشده‌اش است.

بازی دوم

معرفی کتاب
شخصیت‌های رمان جدید مادربزرگ نوه‌هایش هستند. در واقع مادربزرگ یک بازی را با نوه‌هایش شروع کرده است؛ ولی داستان به شکل دیگری پیش می‌رود و مادربزرگ و نوه‌هایش به موجودات دیگری تبدیل می‌شوند. شخصیت اصلی داستان، دخترک ژولیده‌ای است که هر بلایی بخواهد، سر قهرمان‌های داستان می‌آورد.

بچّه گروفالو

معرفی کتاب
گروفالوی پدر، بچه‌اش را نصیحت می‌کند که نباید هیچ‌وقت شب‌ها به جنگل برود، چون موش گنده و بدجنس دنبالش می‌کند. یک شب که گروفالوی پدر می‌خوابد و خرو پفش بلند می‌شود، بچه گروفالو از غار بیرون می‌رود و به دنبال موش بزرگ و بدجنس می‎گردد. سرانجام موش را پیدا می‌کند؛ اما موش نه بزرگ است نه بدجنس.