Skip to main content

دری با نور نارنجی

معرفی کتاب
در مدرسه شاگرد خیلی زرنگی نبود، کلاس دوم را دوبار خوانده بود. در ورزش هم خوب نبود و همیشه آخرین‌نفری بود که انتخاب می‌شد؛ اما از روزی که کلاس ششمی‌ها دعوتش کردند سرِ میزشان بنشیند، همه‌چیز تغییر کرد. از آن روز عجیب‌ترین ماجراهای زندگی‌اش شروع شد؛ از نجاتِ جانِ دختری که فکر می‌کرد شاهدخت است تا کلی دردسر با میمون عصبانی و دایناسور گرسنه و آدم‌فضایی‌ها!

گربه خرابکار برف دوست ندارد

معرفی کتاب
دارد برف می‌آید و پیشی تا حالا برف ندیده است، بنابراین می‌رود تا اطلاعاتی راجع به برف پیدا کند. برف سرد، آبکی و لیز و نرم است. ولی وقتی از فضای مجازی وارد فضای واقعی می‌شود...

فرانکلین درخت می‌کارد

معرفی کتاب
روز زمین پاک است و آقای «هیرون» به همه نهال اهدا می‌کند. اما «فرانکلین» نهال نمی‌خواهد، بلکه یک درخت بزرگ می‌خواهد تا بتواند میان شاخه‌هایش بازی کند. در راه برگشت به خانه، فرانکلین نهالش را گم می‌کند. تمام دوستانش نهال‌هایشان را کاشته‌اند و فرانکلین نگران نهال خودش است... .

باز چیزی گم کردی؟

معرفی کتاب
«آرنولد» دوست دارد چیزهای مختلف را جمع کند و دوستش، «لوئیس»، دوست دارد وسایل او را قرض بگیرد؛ اما خیلی‌وقت‌ها آن‌ها را گم می‌کند. وقتی آرنولد بهترین جواهر زندگی‌اش را به او قرض می‌دهد، خیلی نگران است که لوئیس آن را گم کند. اگر لوئیس این گنج را گم کند، دوستش را هم از دست می‌دهد؟

سنجاب پیشگو

معرفی کتاب
«آرنولد» یک خرس بزرگ است و «لوئیس» سنجابی خوش‌صحبت. آن‌ها بهترین دوستان هم هستند. روزی لوئیس اعلام می‌کند که سنجابی پیشگو است و ادعا می‌کند که می‌تواند آینده را پیشگویی کند؛ اما آرنولد شک دارد که بشود آینده را پیش‌بینی کرد.

درخت بلوط دیجیتالی

معرفی کتاب
خانم‌معلم «یوسیه» شبیه همۀ خانم‌معلم‌هاست؛ ولی یک قابلیت عجیب‌و‌غریب دارد؛ وقتی جان حیوانی در خطر باشد، تبدیل می‌شود به خانم‌معلم پرنده! تعطیلات تابستانی شروع شده و خانم‌معلم خوش‌حال است که می‌تواند کمی استراحت کند؛ اما ناگهان معلوم می‌شود که آقای شهردار برنامه‌های خاصی برای پارک مرکزی شهر دارد؛ درست در محلی که خانۀ خانم‌معلم هم آنجاست، قرار است همه‌چیز به‌ هم بریزد و از نو ساخته شود. شهردار می‌خواهد درخت‌ بلوط دویست‌ساله را هم قطع کند و به‌جایش «طبیعت جدید» قرار دهد!

آن بالا

معرفی کتاب
دختر نوجوانی از مدرسه به خانه بازمی‌گردد و درباره موضوع انشایش «آیا همه ما قهرمان داستان خود هستیم»، فکر می‌کند؛ تااینکه در انشایش شخصیتی به‌نام «مریم» خلق می‌شود که به او «مری کله‌انگشتی» می‌گفتند، چون یک روز صبح عادی که از خواب عادی بیدار شد پنج انگشت از کله‌اش بیرون زد، آن‌ها را همه‌جوره نمی‌شد قایم کرد، حتی وقتی... .

قلب فروزان مترسک

معرفی کتاب
مترسک دوست دارد همراه بچه‌ها به هرجا که دلش می‌خواهد برود و دنیا را ببیند. او هرروز با دیدن بچه‌ها در قطار به رویایش فکر می‌کند که ناگهان برف همه‌جا را سفید می‌کند. کلاغ و موش کور به مترسک پناه می‌آورند. او هم وسایلش (کلاه، کت و...) را به آن‌ها می‌بخشد تا اینکه چیزی برای خودش نمی‌ماند، جز... .
کتاب سازی خوب. نهایت بخشندگی تا حد فنا شدن.

داروی جدا جدا

معرفی کتاب
- آقای سبزی اسم سطل زباله سارا بود. سارا هر چی زباله داشت به آقای سبزی می‌داد تا بخورد... یک روز که حسابی تپل شده بود داد زد: آخ دلم آخ دلم...
این کتاب درباره تفکیک زباله‌های تر و خشک است که با قصه‌ای جالب و خواندی این مفهوم را برای کودک قابل درک کرده اس

چشم دردسر‌ساز

معرفی کتاب
«گاو سه‌چشم دم‌طلایی» یکی از معدود گاوهایی بود که سه چشم روی صورتش داشت و همین مسئله باعث شده بود که نصف بدنش به هنگام ورود به طویله به درِ چوبی برخورد کند و سمت چپ بدنش پرلک‌تر از سمت راستش باشد. پسرعموی یونجه‌شناس این گاو معتقد بود که مادر این گوساله یعنی زن‌عمویش در موقع بارداری، مکعب مستطیل‌های رنگی و بطری‌های شفاف پلاستیکی اطراف باتلاق را خورده که یک چشم اضافه روی سر پسرعمویش درآمده است. روزی گاو سه‌چشم مشغول تفریح بود که پسری را با موهای قرمز می‌بیند که عینک گِرد مشکی‌رنگی به چشم داشت. وقتی گاو سه‌چشم با پسرک صحبت می‌کند تصمیم می‌گیرد که برای مداوا پیش دکتر «گاوپور» برود و... .