من یک گوزن کوچولو هستم
معرفی کتاب
در دنیای ما حیوانات زیادی زندگی میکنند. در کتاب حاضر از مجموعه کتابهای «حاجیلکلک»، یک گوزن دربارۀ زندگی خود به مخاطب توضیحاتی میدهد. چگونگی بهدنیا آمدن، آبخوردن، راهافتادن، با گله همراه شدن، فرار از دست دشمنان و شاخ درآوردن از جمله مواردی هستند که این گوزن دربارۀ آنها با مخاطب حرف میزند. تصویرهای واقعی کتاب نیز به درک بهتر مطالب کمک میکنند.
با گرگها
معرفی کتاب
در روسیه تولهگرگهایی که هنوز چشم باز نکردهاند، دزدیده شده و به ثروتمندان در «سنپترزبورگ» فروخته میشوند. تولهگرگها در خانههایی مجلل بزرگ میشوند و یاد میگیرند که آرام و بیحرکت در کنار این آدمها بنشینند؛ ولی گرگها مثل سگها رام نمیشوند و اگر روزی گرگی، کسی را گاز بگیرد، اشرافزادههای روسی که معتقدند کشتن گرگها شگون ندارد، آنها را به وحشیکنندهها میسپارند تا برای بازگشت به طبیعت، آموزششان دهند. این داستان درباره یکی از این وحشیکنندههاست.
شام سرد شد کوتیکوتی: قصههای کوتیکوتی
معرفی کتاب
"کوتیکوتی" یک هزارپا است. یک هزارپا با هزار تا پا. یعنی او باید هزار تا کفش داشته باشد و هزار تا جوراب. تازه او در حمام باید هر هزار تا پایش را سنگپا بزند. او وقتی آخرین جفت کفشهایش را میگیرد، اولین جفتی که گرفته است، پایش را میزند. چون قرار است هر ماه فقط یک جفت کفش بخرد و حالا او چند ماهی بزرگتر شده است. کوتیکوتی باید جورابهایش را بشوید. حتما یادتان نرفته است که هزار تا جوراب باید شسته شوند نه یکی. او وقتی برای پا درد به دکتر میرود باید به دفترچهاش نگاه کند تا شمارۀ پایی که درد میکند را دقیقا بگوید. یک لحظه صبر کنید، انگار یک لنگه کفش کوتیکوتی هم گم شده است. کسی آن را ندیده؟ واقعا یک هزارپا چقدر مشکل دارد. یک هزارپا با هزارتا مشکل.
خانهای برای بچهخرس
معرفی کتاب
"خرسکوچولو" در یک خانۀ تاریک زندگی میکرد و دیگر از بودن در آن خسته شده بود. دلش میخواست به جنگل برود و آنجا زندگی کند. از کوه پایین آمد و به جنگل رسید. سنجاب کوچکی را دید که مشغول جمع کردن گردو بود. سنجاب به خرسکوچولو گفت چرا نمیآیی روی درخت من تا خانهای کنار خانۀ من بسازی و با هم زندگی کنیم؟ خرسکوچولو کمی فکر کرد و گفت...
تازه چه خبر؟
معرفی کتاب
نویسنده این کتاب با استفاده از مفهوم آیهای از قرآن، داستانی کودکانه را به رشته تحریر درآورده و از آن نتیجهای اخلاقی گرفته است. کلاغ و «موموشک» به موش سفیدی که به تازگی وارد جنگل شده، سلام میکنند و خوشامد میگویند؛ اما موش سفید جواب آنها را نمیدهد و حتی نگاهشان نمیکند. موموشک با کمی دقت، متوجه علت این کار موش سفید میشود.