چوم چوم
معرفی کتاب
«چومچوم» مورچۀ کوچولویی بود که مثل همۀ مورچهکوچولوها کمکم بزرگ شد. یک روز بعد از خوردن صبحانه، بیرون رفت و چشمش به بارباری افتاد؛ مورچهای که کارش بار بردن بود. هر باری که بود، سبک یا سنگین، فرقی نمیکرد. بارباری از چومچوم پرسید تو چیکار میکنی؟ ولی او که کاری نمیکرد. بارباری گفت: «پس تو هنوز بزرگ نشدی»! مورچهکوچولو که فکر میکرد بزرگ شده است، رفت تا یک شغل درست و حسابی برای خودش دست و پا کند؛ اما از کجا باید شروع میکرد؟
چرا پتوی گامبالو پاره نشده بود؟
معرفی کتاب
«ویزویزی»، «خالقرمزی»، «جیرجیری»، «شکمو» و «گامبالو» اول زمستان با هم قرار گذاشتند که اولین روز بهار همدیگر را در کنار بلندترین درخت جنگل ببینند و اولین صبحانۀ بهاری را با هم بخورند. در اولین روز بهار، ویزویزی، خالقرمزی و جیرجیری کنار درخت بودند؛ اما شکمو و گامبالو دیر کردند. آنها پتوهایی را که دور خودشان پیچیده بودند، هنوز پاره نکردهاند. آخر آنها کرمهای ابریشمی بودند که قرار بود در بهار پروانه شوند.
ترس .. ترس ... ترس...
معرفی کتاب
این کتاب به کمک داستان و تصویرهایش، کودکان را با یوز ایرانی آشنا میکند و به آنها میآموزد که چرا و چگونه این جانور در معرض خطر است. یوزپلنگ کوچک فکر میکرد دنیا بازی و شادی است. فکر میکرد زندگی فقط لابهلای درختان دویدن است، اما آن شب، توی لانه همراه مادر و خواهر و برادرهایش برای خوابیدن آماده میشدند که ناگهان ...
کی...؟ کو ...؟
معرفی کتاب
این کتاب به کمک داستان و تصویرهایش، کودکان را با عروس غاز آشنا میکند و به آنها میآموزد که چرا و چگونه این پرنده در معرض خطر است. مازیار نوجوانی است که در فریدونکنار زندگی میکند. او برای خرید یک دوچرخه برای ویلاداری کار میکند و ویلای او را اجاره میدهد. روزی به یک خانواده برخورد میکند . پدر خانواده که میفهمد مازیار درباره پرندگان شمال اطلاعات خوبی دارد از او میخواهد پرندهای کمیاب به اسم عروس غاز را برای او پیدا کند...
بزرگ گوش کوچک
معرفی کتاب
این کتاب به کمک داستان و تصویرهایش، کودکان را با شاه روباه ایرانی آشنا میکند و به آنها میآموزد که چرا و چگونه این جانور در معرض خطر است. روباه کوچک در نزدیکی خانه پسربچهای زندگی میکرد. روباه فقط میوه میخورد اما مردم به اشتباه فکر میکردند مرغها و حیواناتشان را او میخورد و قصد داشتند او را بکشند. پسرک سعی میکرد به دیگران ثابت کند این حیوان کوچک کاری با دیگران ندارد...
آخرین زاغبور دشت بزرگ
معرفی کتاب
این کتاب به کمک داستان و تصویرهایش، کودکان را با زاغ بور آشنا میکند و به آنها میآموزد که چرا و چگونه این جانور زیبا در معرض خطر و انقراض است. پرنده کوچک در سرمای زمستان جفتش را از دست میدهد و آخرین زاغ بور دشت میشود، همه حیوانات برای او غمگین هستند و نگرانند که اگر زاغ بور برود درختان و دشت بدون او چه میکنند. اما ناگهان همه چیز تغییر میکند، بهار میآید و زاغهای بور جان میگیرند و ...
بدو، بدو، بدو!
معرفی کتاب
این کتاب داستان گورخرهایی است که در سرزمین ما زندگی میکنند و به دلیل شکار بیرویه، نسلشان در خطر انقراض است. یک روز دستهای از گورها با هم در دشت زندگی میکردند، ناگهان صدای وحشتناک یک موتورسیکلت را میشنوند. صدای قررر... قررر... موتورسیکلت گورها را میترساند و از همه بیشتر یک گورخر کوچک را...