جیکجیکی
معرفی کتاب
زمستان از راه رسیده و هوا حسابی سرد است. «قوری» و «اژی» همچنان به دنبال پدر و مادرهایشان میگردند. در حالی که آنها با آتشی که از دهان اژی بیرون آمده است، خودشان را گرم میکنند، با «جیکجیکی» روبهرو میشوند که زخمی شده است. اژی و قوری، خاری را که در پای جیکجیکی است، درمیآور ند. آنها متوجه میشوند که جیکجیکی پدر و مادرشان را دیده است و دنبال او به راه میافتند.
نشانه برق برقی!
معرفی کتاب
این کتاب جلد چهارم از مجموعه کتابهای «ماجراهای اژی و قوری» است. در این قسمت «اژی» و «قوری»، در حالی که دنبال پدر و مادرشان میگردند، کنار رودخانه چیزی پیدا میکنند که برق میزند. آنها عکس کودکیِ اژی را پیدا میکنند و متوجه میشوند که پدر و مادر اژی باید همان نزدیکی باشند. بعد از مدت کوتاهی، آنها نشانهای از پدر و مادر قوری پیدا میکنند. حالا قوری و اژی با خوشحالی به راهشان ادامه میدهند و مطمئن هستند که به زودی پدر و مادرهایشان را میبینند.
غول تاریکی
معرفی کتاب
«اژی» و «قوری» همچنان به دنبال پدر و مادرهایشان هستند که شب از راه میرسد. آنها خیلی خسته شدهاند و تصمیم میگیرند بخوابند؛ ولی اژی خوابش نمیبرد و غول تاریکی به سراغش میآید. اژی که خیلی ترسیده است، از قوری کمک میخواهد و جایش را با قوری عوض میکند؛ چون فکر میکند غول تاریکی آن طرف نمیرود؛ اما غول تاریکی دست از سر اژی برنمیدارد و سرانجام اژی تصمیم میگیرد با او بجنگد.
کیه، چیه؟
معرفی کتاب
«قوری» و «اژی» تصمیم میگیرند بگردند و پدر و مادرهایشان را پیدا کنند. آنها به چاهی میرسند و اژی بدون اینکه فکر کند، میپرد توی چاه! حالا اژی در چاه گیر افتاده است و قوری که دوست خیلی خوبی است، میخواهد کمکش کند؛ اما چگونه؟ قوری سرِ طنابی را به داخل چاه میفرستد؛ ولی این کار نتیجه نمیدهد. سرانجام قوری با کمک یک فیل بزرگ اژی را نجات میدهد.
کجایی مامان، کجایی بابا؟
معرفی کتاب
«اژی» یک بچهاژدهاست که پدر و مادرش را سیل میبرد. اژی غمگین است و خیلی میترسد؛ اما چیزی نمیگذرد که یک دوست پیدا میکند. «قوری» قورباغهای است که پدر و مادر او را هم سیل برده است. اژی از قوری میخواهد مامان یا بابای او بشود؛ اما قوری فکر بهتری دارد. قوری میگوید با هم بگردیم و پدر و مادرهایمان را پیدا کنیم. آیا آنها موفق میشوند؟
جشن جوجه کلاغها
معرفی کتاب
خانم کلاغ که بچههایش گرسنه هستند، کرم کوچولویی پیدا میکند؛ اما کرم کوچولو از کلاغ میخواهد او را رها کند؛ چون مادرش مریض است و باید برای او غذا پیدا کند. گربه و سنجاب و لاکپشت، حرفهای کرم را تصدیق میکنند. خانم کلاغ دلش برای کرم کوچولو میسوزد و او را آزاد میکند. حالا کلاغ دست خالی به لانه بازگشته است؛ ولی جوجهها خیلی گرسنه هستند. او شبانه از لانه بیرون میآید تا شاید بتواند چیزی برای خوردن پیدا کند که با کرم کوچولو روبهرو میشود و... .
شکل کوسه
معرفی کتاب
ماهیهای زیادی در دریا با هم زندگی میکنند و یکدیگر را خیلی دوست دارند؛ اما هشتپای بدجنس، هر روز آنها را اذیت میکند و تعداد زیادی از ماهیها را میخورد. سرانجام کوچکترین ماهی با نقشهای حسابشده، تصمیم میگیرد بقیه ماهیها را نجات دهد. او از ماهیها میخواهد با هم متحد شوند تا بتوانند هشتپا را شکست دهند. ماهی کوچولو به سراغ هشتپا میرود و کاری میکند که هشتپا او را دنبال کند؛ سپس... .
قصههای طلایی
معرفی کتاب
این کتاب از مجموعه کتابهای سه جلدی «قصههای طلایی» است که حاوی شش داستان است. نام این داستانها به این ترتیب است: «روباه و بز»، «قوش و بلبل»، «اسب و شیر»، «لکلک و روباه»، «شیر و موش» و «دو بز مغرور». در پایان هر داستان نتیجه آن آمده است. داستان «شیر و اسب» درباره شیری است که پیر شده و دیگر نمیتواند شکار کند. او با مکر و حیله هر روز یکی از حیوانات را به لانه خود میکشد و آنها را میخورد؛ اما اسب زیرک از حیله شیر آگاه میشود و درس خوبی به او میدهد.
یک جای بهتر
معرفی کتاب
پرندۀ کوچک میخواست لانه بسازد. او باید جایی را پیدا میکرد که برای کسی نباشد. خانۀ کسی در آن نباشد. کسی نخواهد چرتهای عصرگاهیاش را آنجا بزند. آیا جایی با این ویژگیها پیدا میکند؟
طراحی صفحات این کتاب به گونهای است که هر صفحه، نیمی یا کمتر از یک صفحۀ کامل است و با ورق زدن، صفحات بعدی مانند پلکان، پشت هم قرار میگیرند. در صفحۀ پایانی که تمام حیوانات با هم هستند و هر یک خانۀ خود را پیدا کردهاند، صفحۀ کتاب نیز کامل است.
طراحی صفحات این کتاب به گونهای است که هر صفحه، نیمی یا کمتر از یک صفحۀ کامل است و با ورق زدن، صفحات بعدی مانند پلکان، پشت هم قرار میگیرند. در صفحۀ پایانی که تمام حیوانات با هم هستند و هر یک خانۀ خود را پیدا کردهاند، صفحۀ کتاب نیز کامل است.