Skip to main content

گلدان خانم‌گلی

معرفی کتاب
کتاب «گلدان خانم‌گلی» با موضوع مهارت‌زندگی به رشته تحریر درآمده است. پس از آن که گلدان خانم‌گلی توسط دخترک همسایه شکسته می‌شود، دخترک تصمیم می‌گیرد برای خوش‌حال کردن خانم‌گلی و جبران اشتباهش از خانواده‌اش مشورت بگیرد. هرکس پیشنهاد جالب و متفاوتی به او می‌دهد که درنهایت باعث می‌شود خانم‌گلی او را ببخشد و خوش‌حال ‌شود.

یلدا کنار تو

معرفی کتاب
یلدا دختری چهارده‌ساله است که به همراه خانواده‌اش در شهر مشهد زندگی می‌‌کند. پدر و مادرش مدتی است که رابطه‌شان دچار مشکل شده است و دائما دعوا می‌‌کنند. مادر پزشک و پدر مهندس است. دلیل دعواهای آنها مشغلۀ کاری و دور شدن از یکدیگر، همچنین پیشنهاد شغلی مادر است. بیمارستانی در شاهرود می‌‌خواهد افتتاح شود و به مادر پیشنهاد مدیریت آنجا را داده‌اند. مادر که دنبال ترقی است، می‌‌خواهد این پیشنهاد را بپذیرد، اما پدر که درگیر مهندسی یک فروشگاه زنجیره‌ای بزرگ است، نمی‌‌تواند شغلش را رها کند و با او به شاهرود برود. مادر که از دعواها خسته شده است، برای تحت فشار گذاشتن شوهرش، حرف طلاق را می‌‌زند و خانه را ترک می‌‌کند. یلدا و روشنا، خواهر کوچکش دائما تنها هستند و عدم حضور مادر، مشکلات زیادی برایشان به وجود می‌‌آورد. توسل به امام رضا علیه السلام، شجاعت و دلسوزی یلدا و مهربانی مادربزرگ و گذشت مادر یلدا از ویژگی‌های برجسته این داستان است.

ناخدای بی‌کلاه

معرفی کتاب
یکی از پررنگ‌ترین خاطرات دوران شیرین کودکی اختصاص دارد به روزهایی که در خانه پدربزرگ و مادربزرگ سپری شده است. کتاب ناخدای بی‌کلاه، شور و حرارت خاطرات آن روزها از بازی‌های بچه‌گانه و شیطنت‌های کودکانه را در قالب داستان برای کودکان و نوجوانان به تصویر کشیده است و مفاهیم تربیتی از جمله همدلی و تعامل، مهارت ارتباط مؤثر و سواد حل مسئله، با اشاره به ارزش‌های دینی و مذهبی که در فرهنگ و الگوهای تربیتی ما جانمایی شده است، را معنا کرده است. در برش‌هایی از کتاب می‌خوانیم: «اینها خاطره‌هایی است که هرگز از ذهن ما پاک نمی‌شود... ده روز محرم عزاداری می‌کنیم و بعد از آن پدربزرگ مهمانی می‌دهد و همه آنها که در مراسم خدمت کرده‌اند دعوت می‌کند... شمع‌ها می‌سوزد و دسته شام غریبان می‌آید؛ دسته‌هایی که همه بچه‌های محل و برادرکوچک‌ها در آن زنجیر می‌زنند. ما دعاکردن را خوب بلدیم؛ چون هرسال شب شام غریبان، شمعی روشن می‌کنیم و توی دلمان دعا می‌خوانیم.»

چهار کلید، دو دوست یک جواب

معرفی کتاب
جرمی هشت ساله بود که پدرش را از دست داد؛ حالا او در روز تولد سیزده‌سالگی‌اش هدیه‌ای مرموز می‌گیرد. یک جعبه‌ی چوبی و یک نامه. در نامه نوشته شده است که دوست پدرش جعبه را امانت نگه داشته اما چهار کلید آن را گم کرده است. حالا، جرمی و بهترین دوستش لیزی کمتر از یک ماه فرصت دارند تا چهار کلید جعبه را پیدا کنند، چون از هیچ راه دیگری نمی‌شود جعبه را باز کرد و این جستجو آغاز حرکت آن‌ها به سمت روزهایی سرشار از ماجراهایی تفکر برانگیز است.

پَت، دختری از بیشه‌ نقره‌ای

معرفی کتاب
پت، بیشه‌ی نقره‌ای را بیش از هر چیزی در دنیا دوست‌ داشت؛ بیشه‌ی نقره‌ای یا همان خانه‌ی قدیمی در جزیره‌ی پرینس ادورد که در آن به دنیا آمده و بزرگ شده بود؛ خانه‌ای که انگار همه‌چیزش ثبات داشت و زیبایی‌هایش تغییر نمی‌کرد، اما... با گذر زمان، از اولین روز مدرسه‌اش تا تولد خواهر کوچکش و از مراسم شاد عروسی عمه‌اش تا اولین تجربه‌‌اش از عشق، کم‌کم ردپای تغییرات محسوسی در بیشه‌ی نقره‌ای احساس شد. پت اما می‌دانست چیزی در بیشه‌ی نقره‌ای وجود دارد که هرگز تغییر نخواهد کرد؛ زیبایی و آرامشی که تا ابد در خاطرش از این خانه خواهد ماند.

قصه‌های یلدایی

معرفی کتاب
شب یلدا آهسته و پاورچین توی آسمان پر ستاره خودش را پهن کرد. خانم سمنو و آقای هندوانه تندتند سفره‌ی یلدا را روی کرسی انداختند. ننه‌انار هم هن‌وهن‌کنان دانه‌های ترش و بازیگوشش را از این‌طرف به آن‌طرف جمع کرد و مرتب روی سفره نشاند. بابابزرگ یک عالمه آجیل خندان و شیرین از توی جیبش درآورد و در وسط سفره گذاشت. مامان‌بزرگ هم رفت کنار صندوق قصه‌ها تا طولانی‌ترین قصه‌های سال را از توی صندوق بردارد.

آواز ققنوس

معرفی کتاب
شاهو از پدربزرگ شنیده گلی وجود دارد که هر دردی را درمان می‌کند و هر مشکلی را حل می‌کند. او می‌بیند که هم مردم به جان هم افتاه‌اند و هم پدرش به دستور حاکم زندانی است. از پدربزرگ شنیده که تنها راه‌حل این دو مشکل، پیدا کردن برگ یا برگ‌‌هایی از گل هفت‌پر است تا با خوراندنش به مردم و حاکم، هم مردم با هم مهربان شوند و هم حاکم پدرش را آزاد کند. اما مدت‌هاست حاکم دستور داده هر جا اثری از گل دیدند آن را از ریشه بکنند، به دربار بفرستند و جایزه‌های عالی بگیرند. برای همین اثری از گل نیست. شاهو برای نجات پدر و مهربان کردن مردم به فکر پیدا کردن گل می‌افتد. ولی سال‌هاست نه کسی رنگ آن را دیده و نه بویش به دماغشان خورده…

زندگی را آفتابی می‌کنم

معرفی کتاب
رایان هارت عاشق وقت‌گذرونی با دوست‌هایش است. عاشق این که غذاهای جدید ابداع کند و به مدرسه ببرد. شرایط زندگی برای خانواده رایان سخت می‌شود و پدر مجبور از کار جدیدی با درآمد کم پیدا کند و همین باعث تغییراتی در زندگی‌ آنان می‌شود، مثل فروختن ماشین و اسباب‌کشی به یک خانه‌ی جدیدِ قدیمی. اما رایان دختری هست که می‌داند چطوری در تاریکی، آفتاب درست کند. چون بلد است که چیزهای خوب رو ببیند. حتی وقتی شرایط اصلاً باب میلش نیست، برادرش روی اعصابش است، مامان و بابا درکش نمی‌کنند و دستور غذاهایش خوب از آب درنمی‌یاید و وقتی اتفاق‌های غیرمنتظره‌ای می‌افتند و پاک غافلگیر می‌شود، باز هم می‌تواند با فکر و هوش خودش و به کمک آفتابِ تابان، راهی به جلو پیدا کند...

برفاب

معرفی کتاب
کتاب «برفاب» با نثری زیبا به بررسی زندگی زنان مطلقه جامعه که در رویارویی با مردان هوس‌باز که قصد فریب و سواستفاده از آن‌ها را دارند، پرداخته است. این کتاب مناسب بزرگسالان است و موضوع اصلی آن خیانت و عدم تعهد در خانواده می‌باشد. هرکدام از زنان این داستان به نحوی سعی می‌کنند زندگی خود را نجات دهند اما این مسائل بر زندگی فرزندان آن‌ها اثر گذاشته است. هدف اصلی داستان نمایش چگونگی اثرات خیانت بر خانواده و فرزندان و فروپاشی خانواده است.

بازی را فراموش نکن

معرفی کتاب
در کتاب «بازی را فراموش نکن» کودکی با ما صحبت می‌کند. او با زبانی کودکانه و ساده، درباره‌ی خودش، دنیای خودش، محل زندگی‌اش و روابطش با دیگران، به‌خصوص رابطه‌اش با پدربزرگش که به آلزایمر مبتلاست، به ما می‌گوید. سه داستان لطیف درباره‌ی دنیای پاک کودکان، عشق، بخشندگی و پذیرش آن‌ها که برای مخاطب جذاب است.