Skip to main content

وقتی موهای بابا فرار کردند

معرفی کتاب
در کتاب «وقتی موهای بابا فرار کردند» قصه‌ی موهایی را می‌خوانیم که از چسبیدن به کف کله‌ی آدم‌ها خسته شده‌اند، می‌خواهند بروند دنبال کار و زندگی خودشان. این کتاب ماجرای تعقیب‌ و گریز بابا و موهای سربه‌هوایش است. موها قدیمی‌ترین دوست‌های بابا بودند. با بابا به مهدکودک رفته بودند. وقتی می‌ترسید روی سرش سیخ می‌شدند. حتی اولین شبی که بابا تنهایی خانه‌ی دوستش خوابید هم کنارش ماندند اما حالا از شانه و برس خسته شده‌اند. کتاب به شکلی خلاق و دوست‌داشتنی کمک می‌کند خودمان را به جای دیگران بگذاریم. بفهمیم توی سر دوستان‌مان چه می‌گذرد، زود خسته نشویم، راه‌حل‌های بامزه و جدید پیدا کنیم، بعضی چیزها را بپذیریم و همیشه امیدوار بمانیم.

این کندو مال او

معرفی کتاب
باغ نارنج مملو از کندوهای عسل است، اما یکی از آن‌ها ویژگی خاصی دارد و تنها پدر می‌تواند به آن نزدیک شود. عسل این کندو از بهترین گل‌ها تهیه شده و با دقت و مراقبت ویژه‌ای تولید می‌شود و طعم آن از تمامی عسل‌های دیگر لذیذتر است، اما قرار نیست در هیچ فروشگاهی عرضه شود. دلیل این موضوع چیست؟ داستان «این کندو مال او» درباره پسربچه‌ای است که به همراه پدرش به برداشت عسل می‌رود. او با کمک به پدر و مشارکت در کارها متوجه می‌شود که پدرش یکی از کندوها را از دیگران جدا نگه داشته و به آن توجه ویژه‌ای دارد. پدر این عسل را برای یک دوست عزیز و به مناسبت یک روز خاص پرورش داده است…

فکر کنم ماشین تحریر حرف زد

معرفی کتاب
فکر کنم ماشین تحریر حرف زد!... بله درست است، این کتاب از زبان ماشین تحریری به نام اُلیوِتی است و داستان خانواده‌ای را تعریف می‌کند که سال‌هاست از روزهای خوش و شیرین گذشته فاصله گرفته‌اند؛ ماشین تحریر دیگر بلااستفاده شده است و خانواده صمیمت سابق خود را از دست داده است. در چنین فضایی، مادر خانواده هم ناپدید می‌شود و اوضاع کاملاً به‌هم می‌ریزد. تک‌تک کلماتی که مادر خانواده پیش از ناپدید شدنش تایپ کرده بود، در دل اُلیوِتی محفوظ مانده است. حالا، ارنستِ دوازده ساله و گوشه‌گیر، باید از کلمات ماشین تحریر به سرنخ‌هایی برسد که به کمک آنها مادرش را پیدا کند.

گلدان خانم‌گلی

معرفی کتاب
کتاب «گلدان خانم‌گلی» با موضوع مهارت‌زندگی به رشته تحریر درآمده است. پس از آن که گلدان خانم‌گلی توسط دخترک همسایه شکسته می‌شود، دخترک تصمیم می‌گیرد برای خوش‌حال کردن خانم‌گلی و جبران اشتباهش از خانواده‌اش مشورت بگیرد. هرکس پیشنهاد جالب و متفاوتی به او می‌دهد که درنهایت باعث می‌شود خانم‌گلی او را ببخشد و خوش‌حال ‌شود.

یلدا کنار تو

معرفی کتاب
یلدا دختری چهارده‌ساله است که به همراه خانواده‌اش در شهر مشهد زندگی می‌‌کند. پدر و مادرش مدتی است که رابطه‌شان دچار مشکل شده است و دائما دعوا می‌‌کنند. مادر پزشک و پدر مهندس است. دلیل دعواهای آنها مشغلۀ کاری و دور شدن از یکدیگر، همچنین پیشنهاد شغلی مادر است. بیمارستانی در شاهرود می‌‌خواهد افتتاح شود و به مادر پیشنهاد مدیریت آنجا را داده‌اند. مادر که دنبال ترقی است، می‌‌خواهد این پیشنهاد را بپذیرد، اما پدر که درگیر مهندسی یک فروشگاه زنجیره‌ای بزرگ است، نمی‌‌تواند شغلش را رها کند و با او به شاهرود برود. مادر که از دعواها خسته شده است، برای تحت فشار گذاشتن شوهرش، حرف طلاق را می‌‌زند و خانه را ترک می‌‌کند. یلدا و روشنا، خواهر کوچکش دائما تنها هستند و عدم حضور مادر، مشکلات زیادی برایشان به وجود می‌‌آورد. توسل به امام رضا علیه السلام، شجاعت و دلسوزی یلدا و مهربانی مادربزرگ و گذشت مادر یلدا از ویژگی‌های برجسته این داستان است.

ناخدای بی‌کلاه

معرفی کتاب
یکی از پررنگ‌ترین خاطرات دوران شیرین کودکی اختصاص دارد به روزهایی که در خانه پدربزرگ و مادربزرگ سپری شده است. کتاب ناخدای بی‌کلاه، شور و حرارت خاطرات آن روزها از بازی‌های بچه‌گانه و شیطنت‌های کودکانه را در قالب داستان برای کودکان و نوجوانان به تصویر کشیده است و مفاهیم تربیتی از جمله همدلی و تعامل، مهارت ارتباط مؤثر و سواد حل مسئله، با اشاره به ارزش‌های دینی و مذهبی که در فرهنگ و الگوهای تربیتی ما جانمایی شده است، را معنا کرده است. در برش‌هایی از کتاب می‌خوانیم: «اینها خاطره‌هایی است که هرگز از ذهن ما پاک نمی‌شود... ده روز محرم عزاداری می‌کنیم و بعد از آن پدربزرگ مهمانی می‌دهد و همه آنها که در مراسم خدمت کرده‌اند دعوت می‌کند... شمع‌ها می‌سوزد و دسته شام غریبان می‌آید؛ دسته‌هایی که همه بچه‌های محل و برادرکوچک‌ها در آن زنجیر می‌زنند. ما دعاکردن را خوب بلدیم؛ چون هرسال شب شام غریبان، شمعی روشن می‌کنیم و توی دلمان دعا می‌خوانیم.»

چهار کلید، دو دوست یک جواب

معرفی کتاب
جرمی هشت ساله بود که پدرش را از دست داد؛ حالا او در روز تولد سیزده‌سالگی‌اش هدیه‌ای مرموز می‌گیرد. یک جعبه‌ی چوبی و یک نامه. در نامه نوشته شده است که دوست پدرش جعبه را امانت نگه داشته اما چهار کلید آن را گم کرده است. حالا، جرمی و بهترین دوستش لیزی کمتر از یک ماه فرصت دارند تا چهار کلید جعبه را پیدا کنند، چون از هیچ راه دیگری نمی‌شود جعبه را باز کرد و این جستجو آغاز حرکت آن‌ها به سمت روزهایی سرشار از ماجراهایی تفکر برانگیز است.

پَت، دختری از بیشه‌ نقره‌ای

معرفی کتاب
پت، بیشه‌ی نقره‌ای را بیش از هر چیزی در دنیا دوست‌ داشت؛ بیشه‌ی نقره‌ای یا همان خانه‌ی قدیمی در جزیره‌ی پرینس ادورد که در آن به دنیا آمده و بزرگ شده بود؛ خانه‌ای که انگار همه‌چیزش ثبات داشت و زیبایی‌هایش تغییر نمی‌کرد، اما... با گذر زمان، از اولین روز مدرسه‌اش تا تولد خواهر کوچکش و از مراسم شاد عروسی عمه‌اش تا اولین تجربه‌‌اش از عشق، کم‌کم ردپای تغییرات محسوسی در بیشه‌ی نقره‌ای احساس شد. پت اما می‌دانست چیزی در بیشه‌ی نقره‌ای وجود دارد که هرگز تغییر نخواهد کرد؛ زیبایی و آرامشی که تا ابد در خاطرش از این خانه خواهد ماند.

قصه‌های یلدایی

معرفی کتاب
شب یلدا آهسته و پاورچین توی آسمان پر ستاره خودش را پهن کرد. خانم سمنو و آقای هندوانه تندتند سفره‌ی یلدا را روی کرسی انداختند. ننه‌انار هم هن‌وهن‌کنان دانه‌های ترش و بازیگوشش را از این‌طرف به آن‌طرف جمع کرد و مرتب روی سفره نشاند. بابابزرگ یک عالمه آجیل خندان و شیرین از توی جیبش درآورد و در وسط سفره گذاشت. مامان‌بزرگ هم رفت کنار صندوق قصه‌ها تا طولانی‌ترین قصه‌های سال را از توی صندوق بردارد.

آواز ققنوس

معرفی کتاب
شاهو از پدربزرگ شنیده گلی وجود دارد که هر دردی را درمان می‌کند و هر مشکلی را حل می‌کند. او می‌بیند که هم مردم به جان هم افتاه‌اند و هم پدرش به دستور حاکم زندانی است. از پدربزرگ شنیده که تنها راه‌حل این دو مشکل، پیدا کردن برگ یا برگ‌‌هایی از گل هفت‌پر است تا با خوراندنش به مردم و حاکم، هم مردم با هم مهربان شوند و هم حاکم پدرش را آزاد کند. اما مدت‌هاست حاکم دستور داده هر جا اثری از گل دیدند آن را از ریشه بکنند، به دربار بفرستند و جایزه‌های عالی بگیرند. برای همین اثری از گل نیست. شاهو برای نجات پدر و مهربان کردن مردم به فکر پیدا کردن گل می‌افتد. ولی سال‌هاست نه کسی رنگ آن را دیده و نه بویش به دماغشان خورده…