حاکم و شترها
معرفی کتاب
در این داستان، صفوان، یکی از یاران امامموسیکاظم (ع) به خلیفه وقت، هارونالرشید، قولی داده است. هنگامیکه صفوان به دیدار امام میرود، ایشان او را که با ظالم همکاری میکند، نصیحت کرده و به او میگویند که مراقب اعمالش باشد. صفوان با شنیدن سخنان امام بهدنبال راه چاره است تا قولی را که به خلیفه داده انجام ندهد.
بر شانههای تقدیر و چند داستان دیگر
معرفی کتاب
در کتاب حاضر، داستانهایی با الهام از نهجالبلاغه نگاشته شده است. در یکی از داستانها به تقدیر الهی اشاره شده و به این نکته تأکید میشود که هیچکس نمیتواند از سرنوشت فرار کند. در داستانی بعدی جزای عمل مطرح میشود و در دیگری شجاعت افرادی که در جنگ ایران و عراق خالصانه جنگیدند و به شهادت رسیدند.