Skip to main content

مسافر دریا

معرفی کتاب
سوفیا عروسک خرسی‌اش را خیلی دوست داشت. عروسکی که اول برای پدربزرگش بود، بعد برای مادرش و حالا برای او بود. آن‌ها با هم همه جا می‌رفتند. یک روز قرار شد همراه بابا و عروسک خرسی به ساحل بروند. آن‌ها باهم خیلی بازی کردند و خیلی هم خوش گذراندند. اما ناگهان طوفان از را رسید؛ با عجله همه چیز را جمع کردند و برگشتند به خانه. آن‌ها آن‌قدر عجله داشتند که متوجه باز بودن در کیف سوفیا نشدند و خرسی پرت شد بیرون.... سوفیا و پدرش همه جا را گشتند و از همه پرس و جو کردند؛ تا این‌که سال‌ها بعد...

بابایی و اولین روز مدرسه

معرفی کتاب
بسیاری از کودکان روزی که می‌خواهند به مدرسه بروند مضطرب و برای والدینشان دلتنگ می‌شوند. این داستان تلاش کرده است تا شرایط روز اول مدرسه و احساساتی را که در آن روز به سراغ کودک می‌آیند، توصیف کند. ممکن است کودکان تصور کنند زمانی که به مدرسه می‌روند پدر و مادرشان برای آن‌ها دلتنگ نمی‌شوند، اما در این کتاب احساسات پدر اولیور که برای فرزندش نگران و مضطرب است توضیح داده شده‌ است...

عروسکم گم‌شده

معرفی کتاب
بسیاری از کودکان و حتی بزرگترها خیلی اوقات فراموش می‌کنند وسیله‌شان را کجا گذاشته‌اند و آن‌ها را گم می‌کنند. در این داستان، خرکوش کوچولو، بینگ، با دوستانش به پارک رفته و عروسکش را گم کرده است. او برای اینکه یادش بیاید عروسکش را کجا گذاشته است به تمام لحظاتی که عروسک را روی نیمکت گذاشت و بعد از آن دیگر او را ندید خوب فکر می‌کند. سرانجام عروسک خرگوش کوچولو پیدا می‌شود.
این داستان قصد دارد به کودکان کمک کند تا راحت‌تر وسایل گم‌شده را بیابند.

مال خودم باشه

معرفی کتاب
این داستان درباره دو دوست به نام سولا و بینگ است. بینگ برای سولا یک چوب جادویی خریده بود و می‌خواست آن را به دوستش هدیه بدهد، اما خودش از آن چوب جادویی خیلی خوشش آمده بود و دوست نداشت آن را به دوستش ببخشد. بینگ سرانجام آن را به دوستش هدیه می‌کند و آن‌ها در کنار همدیگر با چوب جادویی بازی می‌کنند.

مریض شده! چه کار کنم؟

معرفی کتاب
این داستان درباره روزی است که فلاپ، دوست خرگوش کوچولوی داستان، مریض شده است و به کمک و پرستار نیاز دارد. خرگوش کوچولو، بینگ، او را به تخت خواب می‌برد، برایش قصه می‌خواند و عسل آبلیمو درست می‌کند تا حال دوستش سریع‌تر بهتر شود.
هدف نویسنده ترغیب و تشویق کودکان به کمک‌کردن به همدیگر در هنگام بیماری‌ها و سختی‌ها است.

شیر موز هویج

معرفی کتاب
در این داستان خرگوش کوچولو و دوستش یک موز له شده پیدا می‌کنند که نمی‌توانند آن را بخورند. آن‌ها موز را با کمی شیر در مخلوط‌کن می‌ریزند. یک هویج اشتباهی داخل مخلوط‌کن وارد می‌شود و آن‌ها به جای شیرموز «شیر هویج‌موز» درست کردند.
هدف نویسنده این است که به کودکان بگوید اگر میوه‌ای پلاسیده و له شده است هنوز هم قابل خوردن است. علاوه بر این نویسنده سعی دارد تا نحوه کارکردن ایمن با مخلوط‌کن را یاد بدهد.

لاک‌پشت و پروانه

معرفی کتاب
وقتی لاک‌پشت کوچولو به دنیا آمد، یک چشمش بسته بود و از گوشه‌ی آن اشک می‌آمد. لاک‌پشت کوچولو سعی کرد چشمش را باز کند؛ ولی چشمش باز نشد. مادرش او را نوازش کرد و گفت: «باید با یک پروانه دوست بشوی تا کمکت کند.» ولی لاک‌پشت کوچولو که پروانه نمی‌شناخت!... پس راه افتاد تا پروانه را پیدا کند...

آواز ذرت‌ها

معرفی کتاب
داستان درباره دختری به نام آنا است که تصور می‌کند صدای وزیدن باد میان ساقه‌های خشک ذرت شبیه صدای پدربزرگش خش‌دار است. بعد از اینکه پدربزرگ آنا می‌میرد، آنا دانه‌های ذرت را که از پدربزرگش گرفته بود می‌کارد تا بتواند صدایی شبیه صدای پدربزرگش بشنود. او با تلاش و سختی دانه‌ها را می‌کارد و مزرعه را سرسبز می‌کند. مدت‌ها صبر می‌کند تا دوباره پاییز شود و ساقه‌های ذرت‌ها خشک شوند. یک روز عصر پاییز، وقتی که باد در مزرعه می‌پیچد، آنا صدای ساقه‌های ذرت را می‌شوند، صدایی شبیه صدای پدربزرگش.

چه شلخته!

معرفی کتاب
اُرنا و اردک دو دوست هستند. ارنا عاشق این است که همه جا تمیز و مرتب باشد و اردک علاقه‌ای به این کار ندارد. هر جا اردک باشد همه چیز درهم و شلخته است. حالا قرار است با هم به ساحل بروند. آیا این دو با این تفاوت با هم کنار می‌آیند؟ ‌... نویسنده در کتاب «چه شلخته!» سعی کرده است به تفاوت‌های فردی و پذیرش این تفاوت‌ها در دوستی بپردازد.

کی با من جورتره؟

معرفی کتاب
نویسنده در تلاش است تا کودکان را نسبت به اهمیت کار تیمی و چگونگی حفظ دوستی‌ها در عین پذیرش تفاوت‌هایشان آگاه بکند. او برای اینکه کودکان بهتر متوجه منظورش شوند، از نمادهایی مانند اشکال هندسی استفاده کرده است. در این داستان مثلث نمی‌تواند به‌راحتی با دایره و مربع بازی کند چون با آن‌ها بسیار متفاوت است، اما زمانی که باقی مثلث‌ها را پیدا می‌کند متوجه می‌شود مثلث‌ها و باقی اشکال با هم‌دیگر می‌توانند دنیا را بسازند، سپس همه آن‌ها با هم تیم تشکیل می‌دهند و بازی می‌کنند.