Skip to main content

خدایا خوش‌حالم

معرفی کتاب
کتاب حاضر حاوی نیایش‌های کودکی است که درباره خوش‌حالیش از موضوع‌های مختلف با خدا صحبت کرده و او را شکر می‌کند. کودک از اینکه با خرده بیسکویت‌هایش مورچه‌ها را سیر کرده، خوش‌حال است. او از اینکه خورشید می‌تابد و لباس‌هایی را که مادر شسته است، خشک می‌کند، از اینکه با مترسک مزرعه پدربزرگ بازی کرده و مترسک به او لبخند زده است، از اینکه مردم فیل عروسکی‌اش را دوست دارند و با او مهربان هستند، خوش‌حال است و خدا را سپاس می‌گوید.

فوت کوچولو گم شده

معرفی کتاب
این کتاب، نخستین جلد از مجموعه «کتاب خبر» است و اخبار و حوادث مختلفی را پوشش می‎دهد؛ ازجمله نیازمندی‎ها، گمشده‌ها، اخبار هواشناسی و همچنین بخش ویژه‌ای دارد به نام «دیگه چه خبر؟ ». بخش گمشده‎ها خبر از گم شدن یک فوت کوچولو می‌‏دهد و از یابنده می‌خواهد که به آقای باد و خانم نسیم خبر بدهد و آن‌ها را خوش‌حال کند!

کارگاه چوب‌خوری موریانه‌ها

معرفی کتاب
کتاب حاضر جلد دوم از مجموعه «کتاب خبر» است. این کتاب شامل بخش‌های مختلفی است؛ ازجمله نیازمندی‌ها، حوادث، اخبار علمی و دیگه چه خبر؟ بخش نیازمندی‌ها اعلام کرده است که به یک برگ بزرگ برای سرویس مدرسه بچه‌مورچه‌ها، در روزهای بارانی نیاز دارد! همچنین در بخش حوادث آمده است که در یک کارگاهِ چوب‌خوری آتش‌سوزی شده و دست و پای چند موریانه سوخته است!

آرایشگاه تراش

معرفی کتاب
این کتاب جلد سوم از مجموعه «کتاب خبر» است. کتاب خبر شامل اخبار علمی، اخبار مدرسه، حوادث، نیازمندی‌ها و... است. بخش اخبار مدرسه، اعلام می‏‌کند که در یکی از کلاس‌های درس، آرایشگاه تراشِ رومیزی باز شده است و مدادهای زیادی جلوی آن صف بستند! در بخش نیازمندی‌ها آمده است که یک تولیدی معتبر برای سوراخ کردن کمربند به یک دارکوب نیاز دارد!

بالکن فرشته‌ها

معرفی کتاب
این کتاب جلد چهارم از مجموعه «کتاب خبر» است. نیازمندی‌ها، گمشده‌ها، اخبار علمی و دیگه چه خبر؟ ازجمله بخش‌های مختلف این کتاب هستند. در اخبار علمی آمده است که دانشمندان می‎گویند حلقه دور ِ زحل، بالکن فرشته‎هاست که از آنجا کره زمین را تماشا می‌‏کنند! و اخبار هواشناسی حاکی از این است که فردا باران می‌‏بارد، چترها باید آماده باشند!

پیاده‌روی روی بند رخت

معرفی کتاب
کتاب حاضر، جلد پنجم از مجموعه «کتاب خبر» است. دنیا پر از خبر است؛ اما خبرهای این کتاب، حاصلِ نگاهِ خاص نویسنده به دنیاست.اخبار مدرسه، گمشده‌ها، حوادث و اخبار برنده‌ها، از بخش‌های مختلف این کتاب است. در اخبار مدرسه آمده است که پاک‌کن جویده‌شده‎ای از جامدادی فرار کرده است و از کسی که او را دیده، خواسته شده است تا به صاحب شلخته‎اش خبر بدهد! همچنین اخبار برنده‌ها، اول شدن یک کرمِ ابریشم در پیاده‌روی روی بند رخت را اعلام کرده است!

نمره‌های بد باد

معرفی کتاب
این کتاب جلد ششم از مجموعه «کتاب خبر» است و اخبار مختلفی را شامل می‎شود، مانند اخبار علمی، اخبار مدرسه، نیازمندی‌ها، حوادث و... . در بخش اخبار علمی، دانشمندان می‏گویند فیل‌ها برای خوردن نوشابه و آب‌میوه، نی لازم ندارند و در اخبار مدرسه آمده است که در امتحانات آخرِ سال، تمام نمره‌های باد، بد شده است. او فقط در ورزش نمره عالی گرفته است!

بوقلمون حاضر جواب

معرفی کتاب
در دنیا خبرهای زیادی وجود دارد. این کتاب جلد هفتم از مجموعه «کتاب خبر» است. نیازمندی‌ها، حوادث، اخبار مدرسه، گمشده‌ها و اخبار علمی ازجمله بخش‌های مختلف این کتاب است. در قسمت گمشده‌ها اعلام شده است که بادکنکی گمشده، هرکس او را دید به مادرش، بالون خبر بدهد و او را از نگرانی دربیاورد و در اخبار برنده‌ها آمده است که در مسابقه حاضرجوابی، بوقلمونی موفق شده است با یک «قور قد قاد قول» جواب چند نفر را یک‌جا بدهد!

افسانه‌ غول دست‌کج و چهار افسانه دیگر

معرفی کتاب
این کتاب حاوی پنج داستان است که افسانه‌های قدیمی را به یاد می‌‏آورد. اولین افسانه، «دختر شبدر»، داستان تخم شبدری است که در باغچه‌ای قد می‏‌کشد. او بزرگ شده و تبدیل به درخت می‏‌شود. دختر ِشبدر برای بزرگ شدن تمام آبِ چاله وسط باغچه را می‏‌خورد و وقتی می‏‌خواهد از آنجا برود، چاله از او می‏‌خواهد آب‌هایی را که خورده است، پس بدهد. شبدر قبول می‏‌کند که برود و آب پیدا کند و بیاورد؛ اما... .

مرد عمل!

معرفی کتاب
«هیرپل» به جای تعمیر سوراخ پشت بام، وان حمام را زیر آن می‏‌گذاشت یا به جای اینکه روی تختش بخوابد و آن را به هم بریزد، روی زمین می‏‌خوابید. هیرپل گیاهی نمی‎کاشت؛ چون فکر می‌‏کرد بعداً باید آن را بچیند و هیچ پنجره‎ای را باز نمی‏‌کرد؛ چون باید بعداً آن را می‎بست. روزی صدای در را شنید. هیرپل در را باز نکرد؛ اما پشت در، صندوق بزرگی پیدا کرد که روی آن اسم او را نوشته بودند. هیرپل می‏‌خواست از شّر صندوق خلاص شود! او سعی کرد صندوق را با تبر بشکند؛ اما موفق نشد. با اره هم نتوانست آن را نصف کند... .