خدا و قصههایش
معرفی کتاب
کتاب «خدا و قصههایش» با اشاره به اهمیت اصلِ توحید در دین اسلام، موضوع کتاب خود را اینگونه معرفی می کند: «ریشهی ایمان، توحید است. بعد از باور خدای یگانه است که باور نبوت و قیامت و بقیهی مسائل دینی در وجود انسان شکل میگیرد. کتاب «خدا و قصههایش» با زبانی ساده و قابل فهم، اصل توحید را در قالب قصه و حکایت به بچهها آموزش میدهد. در این کتاب از تصاویری استفاده شده است که به فهم مفاهیم کتاب کمک میکند. این کتاب، 30 قصه در خود دارد و همهی این قصهها دربارهی یکی از این موضوعات است: اثبات وجود خدا، صفات خدا و روشهای زندگی خدایی. نکات و مفاهیم موردنظر در ابتدای قصهها توضیح داده شده و سپس در ادامهی این توضیحات متن قصه قرار گرفته است.
همهتون اشتباه میکنید
معرفی کتاب
یک چیز سفید و عجیب و غریب توی جنگل پیدا شده است؛ اما این چیز سفید چه میتواند باشد؟ بالش جدید کوکو کوالا؟ یا پنیر کله کچل؟ شاید هم استخوان تیتک؟ این داستان پر از اتفاقات هیجانانگیز و رازهای کوچک است که نشان میدهد حتی سادهترین چیزها میتوانند به گنجهای بزرگ تبدیل شوند. رازهایی که در دل جنگل و دنیای پر ماجرایش پنهان شده است!
این داستان پر از اتفاقات هیجانانگیز و رازهای کوچک است که نشان میدهد حتی سادهترین چیزها میتوانند به گنجهای بزرگ تبدیل شوند.
این داستان پر از اتفاقات هیجانانگیز و رازهای کوچک است که نشان میدهد حتی سادهترین چیزها میتوانند به گنجهای بزرگ تبدیل شوند.
کوچ از جا
معرفی کتاب
کتاب «کوچ از جا»، کتابی است که به بررسی مفهوم کوچ و تغییر در زندگی میپردازد. کمالگرایی و علاقه به بهترین بودن، زمانی که در کنار مسائل مربوط به بلوغ و تلاش برای هویتیابی نوجوانی قرار میگیرد، در اغلب خانوادهها تبدیل به مشکلات و مسائل پیچیدهای میشود که راه ارتباطی والدین و نوجوان را به طور کلی قطع میکند. داستان در چنین موقعیتی در یک خانوادۀ معمولی اتفاق میافتد. نوجوانی که از ظاهر خودش ناراضی است، توانمندیهای خودش را نمیشناسد و حتی خودش را به عنوان یک انسان نه میشناسد و نه دوست دارد. در چنین موقعیتی فضای مجازی و الگوهای ناسالمی که معرفی میکند فضا را بیشتر از پیش متشنج و ناسالم میکند. چارۀ کار کجاست؟ چه چیزی میتواند این فضا را در هم بشکند و واقعیت زندگی را همانطور که هست به نوجوان داستان ما نشان بدهد؟ این کتاب بر اهمیت هدفگذاری، مدیریت وابستگیها و حرکت به سمت آرزوها تأکید دارد.
میرون راست گفتن هم بلد است
معرفی کتاب
کتاب «میرون راست گفتن هم بلد است» از مجموعه کتابهای کودک و مهارتهای ارتباطی است که به کودکان ارزش صداقت و راستگویی را آموزش میدهد. این کتاب با زبانی ساده داستانی را درباره میرون و تمایلش به خوردن آبنباتهای بیشتر از تعداد مجاز روایت میکند. داستان نشان میدهد که چگونه صداقت حتی در موقعیتهای کوچک میتواند به نتایج مثبتی منجر شود. میرون عاشق آبنبات چوبی است و وقتی همسایه ظرفی پر از آبنباتهای خوشمزه و رنگارنگ به او و مادرش میدهد، دلش میخواهد بیشتر از یک عدد در روز بخورد. مادرش به او اجازه میدهد روزی یکی بخورد، اما میرون یواشکی به سراغ آبنباتها میرود. این عمل او باعث اتفاقات جالبی میشود که در نهایت به او یاد میدهد که راستگویی و صداقت چقدر مهم است.
کوه یخ، با طعم وانیل
معرفی کتاب
کتاب «کوه یخ، با طعم وانیل» داستان دختری به نام شیدا را روایت میکند که از کلمه «اَمّا» متنفر است و همه چیز به خوبی و خوشی پیش میرود تا اینکه سر و کلهی یک «اَمّا» یا «ولی» پیدا میشد. «مامان گیتی یه مادر مهربونه... اما حالا به اون دنیا رفته!»، «بابا کمال شیدا رو دوست داره... ولی میره با یک خانمی که من دوست ندارم ازدواج میکنه!»...
وقتی مامانبزرگ کوچک شد
معرفی کتاب
«ایلیوشا» مامانبزرگش را خیلی دوست داشت، چون مامان نینا همهی همهی خواستههای او را برآورده میکرد و مشکلی با بازیگوشیهایش نداشت. اما یک روز ایلیوشا فهمید که مامان نینا روی چارپایه ایستاده و قدش به زحمت به بالای قابلمه میرسد! خیلی عجیب بود...مامان نینا روزبهروز کوچکتر و کوچکتر میشد! چه اتفاقی داشت میافتاد؟ و چه کسی میتواند به مامان نینا کمک کند؟
اجازه میدید رد بشم؟
معرفی کتاب
کتاب «اجازه میدید رد بشم؟» به موضوعات آداب معاشرت و رفتارهای اجتماعی با محوریت شخصیتهای حیوانی میپردازد. داستان درباره میمون کوچکی به نام کرکر است که در راه خانه با سنجابها روبرو میشود. سنجابها مشغول جمعآوری و شمارش گردوهای خود هستند و کرکر با گفتن جمله «اجازه میدید رد بشم؟ » از آنها اجازه عبور میخواهد. این کتاب به کودکان مفهوم ادب و احترام در تعاملات اجتماعی را از طریق شخصیت کرکر و رفتار او با سنجابها آموزش میدهد.
چگونه اسب اسیر انسان شد؟
معرفی کتاب
این کتاب دوزبانه و مجموعهای، درباره اسبی است که در دشتی سرسبز مشغول خوردن علف بود که ناگهان گوزنی آمد و از همان علفها خورد. اسب از این کار عصبانی شد و با لگد به گوزن حمله کرد، اما گوزن با شاخهایش به او پاسخ داد. برای انتقام، اسب از کشاورزی کمک خواست و در عوض قول داد تا پایان عمر برای او کار کند. کشاورز گوزن را فراری داد، اما اسب به بهای راحتی کوتاهمدتش، آزادیاش را از دست داد و پشیمان شد. پیام داستان این است که گاهی برای حل مشکلهای کوچک، تصمیمهای شتابزده میگیریم که پیامدهای بزرگی دارند. در پایان کتاب، یک واژه نامهی انگلیسی-فارسی نیز آورده شده تا کودکان بتوانند با کلمات مهم داستان آشنا شوند و زبان دوم خود را تقویت کنند.
گرگ در لباس میش
معرفی کتاب
این کتاب دوزبانه و مجموعهای، دربارهی گرگی گرسنه است که از دور به گلهی گوسفندان نگاه میکرد و به این فکر بود که چطور یکی از آنها را شکار کند بدون اینکه چوپان مسلح متوجه شود. ناگهان چشمش به پوست گوسفندی افتاد که روی زمین افتاده بود. فکری به ذهنش رسید. گرگ پوست را پوشید و خود را شبیه گوسفند کرد. سپس به میان گله رفت و یکی از گوسفندان را شکار کرد و خورد. چون کسی متوجه نشد، این کار را هر روز تکرار میکرد و گوسفندی را میدزدید. تا اینکه چوپان کمکم متوجه کم شدن تعداد گوسفندان شد. برای فهمیدن ماجرا پشت درختی پنهان شد و گرگ را دید که درست در لحظه شکار، به میان گله میپرد. چوپان بهسرعت جلو رفت، پوست را از تن گرگ کند و با دیدن حقیقت، تصمیم گرفت او را تنبیه کند. این داستان به کودکان میآموزد که: فریبکاری و دروغ برای رسیدن به خواستهها ممکن است در ابتدا موفقیتآمیز به نظر برسد، اما در پایان، حقیقت همیشه آشکار میشود.در پایان کتاب، یک واژه نامهی انگلیسی-فارسی نیز آورده شده تا کودکان بتوانند با کلمات مهم داستان آشنا شوند و زبان دوم خود را تقویت کنند.
آواز خواندن ملخ
معرفی کتاب
این کتاب دوزبانه و مجموعهای، داستانی دربارهی دو دوست است: ملخ و مورچه. مورچه از آغاز تابستان با سختکوشی مشغول جمعآوری آذوقه برای روزهای سرد زمستان است، در حالی که ملخ با تنبلی روی شاخهای دراز میکشد، آواز میخواند و به کارهای مورچه میخندد. ملخ میگوید که هنوز تا زمستان زمان زیادی باقی مانده و همهجا پر از غذاست. اما مورچه به او هشدار میدهد که باید از حالا برای آینده فکر کرد، چون در زمستان غذا بهسختی پیدا میشود. با آمدن زمستان، هوا سرد میشود و دیگر غذایی در طبیعت نیست. ملخ که نه غذایی دارد و نه پناهگاهی، گرسنه و پشیمان به خانهی مورچه میرود. اما مورچه به او یادآوری میکند که در تابستان وقت آواز خواندن بود، حالا وقت نتیجه گرفتن از آن کارهاست. این داستان به کودکان میآموزد که دوراندیشی، تلاش و برنامهریزی برای آینده بسیار مهمتر از تنبلی و لذتهای لحظهای است. در پایان کتاب، یک واژهنامهی انگلیسی-فارسی نیز آورده شده تا کودکان بتوانند با کلمات مهم داستان آشنا شوند و زبان دوم خود را تقویت کنند.