شام ماه
معرفی کتاب
کتاب «شام ماه» از مجموعه قصههای صبا و به موضوعاتی مانند: غذا خوردن و مشارکتپذیری میپردازد. وقتی دل سفرهی عشق شود و تو از خودبینی خود رها شوی، دیگر چه فرقی دارد که مهمان، چه کسی باشد! خوانده یا ناخوانده! زمینی یا آسمانی، ماه باشد و ستارهها، یا همسایهای در کنار تو. ماه از پشت پنجره به داخل اتاق نگاه میکرد. مامان به ماه گفت: «بفرمایید...»
دوستان جدید
معرفی کتاب
کتاب «دوستان جدید» مجموعه «تجربههای کلیدی»، کتابی است که به کودکان در زمینه دوستیابی کمک میکند. این کتاب به مشکلات رایج کودکان در برقراری ارتباط با همسالان و چگونگی برخورد با این مشکلات میپردازد و راهکارهایی برای آسانتر شدن دوستیابی ارائه میدهد. همچنین مثالهایی را برای دوستیابی آسان مطرح میکند.
وقتی که معلم شدم
معرفی کتاب
کتاب «وقتی که معلم شدم» زندگی شهید شهریاری را به زبانی کودکانه به تصویر میکشد. مجید پسربچهی باهوشی است که دوست دارد معلم شود. این آرزو او را به دانشمند و استادی بزرگ در آینده تبدیل میکند. دکتر مجید شهریاری در سال 1345 در زنجان متولد شد. ایشان دارای دو فرزند به نامهای محسن و زهرا بودند. ایشان تحصیلات ابتدایی و دبیرستان را در زنجان و دوره کارشناسی را در رشته مهندسی الکترونیک در دانشگاه صنعتی امیر کبیر و کارشناسی ارشد را در رشته مهندسی هستهای در دانشگاه صنعتی شریف و دوره دکتری در رشته مهندسی هستهای را در دانشگاه امیر کبیر گذارندند. ایشان درتاریخ 8 آذر 1389 توسط رژیم صهیونیستی و باهمکاری اطلاعاتی منافقین دریک عملیات تروریستی به شهادت رسید.
شاید چیزی زیبا
معرفی کتاب
مایرا عاشق خطخطی کردن، رنگ و نقاشی کردن بود. او با نقاشیهای زیبای خود برای آدمهای شهر، شادی و نشاط را براینقشان ایجاد میکرد. تا اینکه روزی مرد دیوارنگاری با پیام «دوستان من، جهان بوم نقاشی شماست» به شهر آمد و با ورودش و جلب توجه مایرا و همراه شدن همهی مردم به خیابانهای خاکستری و بیروح شهر جان تازهای بخشیدند. این کتاب بر اساس داستان واقعی روایتگر محلهای در ساندیهگوی کالیفرنیا است که نه نقشی بر دیوارهایش داشت و نه نقل قولی از اساطیر معروف و مردم ساکن منطقه سرزنده و پر جنبوجوش به نظر نمیرسیدند؛ تا اینکه روزی زن و شوهری به آنجا آمدند و خیابانها و حالوهوای مردم محله را دگرگون کردند.
راه من
معرفی کتاب
کتاب «راه من» از راهی صحبت میکند که همهی انسانها باید آن را پشت سر بگذارند. در واقع راهی که نویسنده در این کتاب آن را هدف قرار داده، همان مسیر زندگی است که پیش از ما بسیاری از آدمها آن را پیمودهاند و حالا نوبت به ما و فرزندانمان رسیده است. این کتاب از نکات مهم و تاثیرگذاری صحبت میکند که در این مسیر پر پیچوخم میتواند به کودک کمک کرده و او را بیترسوواهمه به جلو هدایت کند. بنابراین کتاب پیشرو میتواند نکاتی مهم و کاربردی را در اختیار کودکان قرار دهد که موجب میشوند تا دید کودک نسبت به زندگی تغییر کند و به سادگی از کنار اتفاقات آن رد نشود.
آرام باش... میگذرد
معرفی کتاب
«آرام باش... میگذرد» اثری داستانی و مصور است که به موضوع هیجانها، نگرانی و آرامش میپردازد. داستان حول محور شخصیت «کرو» و ماجراجویی او با عمویش در سفری دریایی شکل گرفته است. این کتاب، تلاش کرده است مفاهیمی مانند: اضطراب، ترس و چگونگی عبور از موقعیتهای دشوار را به کودکان آموزش دهد. در پایان، نکاتی کاربردی برای والدین و کودکان دربارهٔ مدیریت اضطراب و تمرینهای تنفسی ارائه میدهد. این ترکیب داستان و راهکارهای عملی، کتاب را به منبعی مناسب برای آموزش مهارتهای زندگی به کودکان تبدیل کرده است. ماجراجویی با عمو اولی، همیشه برای کرو جذاب بوده است؛ اما حالا کمی میترسد و این ترس طبیعی است. عموی دریانوردش، مدام در گوش او میگوید: «آرام باش... میگذرد». کرو یاد میگیرد که احساساتش را بپذیرد و ذهنش را برای رویارویی با مشکلات آماده کند.
عشق قدرت من است
معرفی کتاب
مجموعه کتاب «قدرت جادویی»، کتابهایی در حوزه روانشناسی و توسعه فردی هستند که با هدف کمک به افراد برای شناخت و بهرهگیری از قدرت درونشان منتشر شدهاند. این مجموعه به موضوعاتی مانند افزایش اعتمادبهنفس، مدیریت احساسات و دستیابی به موفقیت میپردازد. کتاب «عشق قدرت من است»، اگر بگذاری قلبت مانند خورشید بدرخشد، جای کافی برای دوست داشتنِ همهی آدمها و چیزهای دیگر مانند: طبیعت و حیوانات دارد. همیشه برای چیزهای دیگر جا هست.
اعتماد بهنفس قدرت من است
معرفی کتاب
مجموعه کتاب «قدرت جادویی»، کتابهایی در حوزه روانشناسی و توسعه فردی هستند که با هدف کمک به افراد برای شناخت و بهرهگیری از قدرت درونشان منتشر شدهاند. این مجموعه به موضوعاتی مانند افزایش اعتمادبهنفس، مدیریت احساسات و دستیابی به موفقیت میپردازد. کتاب «اعتماد بهنفس قدرت من است»، تصور کنید اینکه تسلیم نشوید و به جای آن، چیزها و راههای تازه و نو را امتحان کنید، احساس فوقالعادهای است. فهمیدهام که شکستها و ناکامیها مهماند و از آنها میآموزم. حالا میدانم که باید هدفهایم را تعیین کنم و هر روز برای رسیدن به آنها تلاش کنم. وقتی برای رسیدن به هدفم تلاش میکنم و بهپیش میروم، اعتمادبهنفس پیدا میکنم و دیگر نمیترسم که از دیگران درخواست کمک کنم. اعتمادبهنفس باعث میشود خودم را باور داشته باشم؛ اعتماد به نفس قدرت من است.