بازی کردن به نوبت
معرفی کتاب
مجموعه کتابهای «خانوادهی خرسها» از جمله کتابهای مهارتهای زندگی و شهروندی برای کودکان به رشته تحریر درآمده است. این مجموعه در خلال داستان و به طور غیرمستقیم مهارتهای اجتماعی، فردی، درس زندگی و مواجهه با موقعیتهای مختلف در زندگی را به کودکان آموزش میدهد و برای آموزش مسائل روزمره به کودکان، به کمک والدین آمده است. در «بازی کردن به نوبت»، وقتی پای بیسبال یا بازی تختهای وسط باشد، برادر خرسی، خواهر خرسی و خرس عسلی تیم خیلی خوبی هستند! ولی ادابازی را خیلی بیشتر دوست دارند، مثل بازی رابینهود. فقط سر نقشهایشان اختلاف دارند! ولی مامان خرسی و بابا خرسی آمادهاند تا رعایت نوبت را به آنها یاد بدهند!
طعم زندگی
معرفی کتاب
کتاب «طعم زندگی» اثری کودکانهاست که نوری برای تأمل در مسائل بزرگ زندگی میتاباند. این کتاب داستان پسر کوچکی را در خود جای داده است که هر روز صبح از خواب بیدار میشود و کارهایش را انجام میدهد، او تلاش میکند تا روز خود را خوب آغاز کند، زیرا این مسئله مهم است، حتی اگر کسانی که دوستشان داریم دیگر پیشمان نباشند. خاطره آنها همیشه در قلب ما میماند و ما میتوانیم هر چقدر که بخواهیم به آنها فکر کنیم.
من و تو دوست تا همیشه
معرفی کتاب
کتاب «من و تو دوست تا همیشه» یک داستان مصور کوتاه است که به بررسی زیباییها و چالشهای دوستی از نگاه یک کودک میپردازد. داستان با نمایش دو دوست گربه آغاز میشود که آنها با هم میخندند، بازی میکنند و در دنیای خیالی خود غرق میشوند. اما داستان به سرعت به جنبهی دیگر دوستی میپردازد: لحظاتی که در آنها، سوءتفاهمها، تفاوتها و احساسات منفی نیز شکل میگیرد. از نکات این کتاب که جنبه تربیتی دارد پرداختن به احساساتی چون خشم، غم و حسادت در یک رابطهی دوستانه است. نویسنده نشان میدهد که چگونه یک اختلاف نظر کوچک میتواند به یک دیوار بزرگ میان دو دوست تبدیل شود و آنها را از هم دور کند.
دستی که بوسه میزند
معرفی کتاب
کتاب «دستی که بوسه میزند»، داستانی است که به کودکان کمک میکند تا با ترس از جدایی و اضطراب ناشی از آن کنار بیایند. چستر راکون از رفتن به مدرسه میترسد و دوست دارد در خانه بماند. مادرش برای آرام کردن او، رازی را با او در میان میگذارد که از نسلهای قبل به او رسیده است. این راز، یک بوسه بر کف دست است که مادر به چستر میدهد و میگوید هر وقت دلش برای مادرش تنگ شد، آن را بر روی گونهاش بگذارد تا آرام شود. چستر با این کار حس میکند که عشق مادرش همیشه همراه اوست و این به او اعتمادبهنفس میدهد تا با ترسش روبرو شود و به مدرسه برود.
هر وقت احساس نگرانی کردی، یادت باشد...
معرفی کتاب
کتاب «هروقت احساس نگرانی کردی، یادت باشد» اثریست که سعی دارد مفهومی انتزاعی چون نگرانی را به زبانی ساده تبیین کند. این کتاب، کودک را با حقیقتی مهم روبهرو میسازد: اینکه احساس نگرانی نهتنها امری رایج، بلکه بخشی از تجربهی انسانیست؛ احساسی که میآید و میرود و در این میان، میتوان آموخت چگونه آن را شناخت، با آن سخن گفت و آرامش را بازیافت. این کتاب، در حقیقت، آغازیست برای گفتوگو با کودکان دربارهی اضطراب، با زبانی ادبی، صادقانه و پراحساس.
چتری برای پیامبر (ص)
معرفی کتاب
در کتاب «چتری برای پیامبر» پیامبر در تپههای سوزان مدینه به همراه نمازگزاران از خداوند طلب باران میکنند و خداوند درخواست آنها را اجابت میکند و باران میبارد. این داستان سرگذشت ابری را بیان میکند که بر آنان بارید. ابری که علیرغم میل باطنیش برای ادامهی حیات و دیدن زیباییهای دنیا، به دلیل درخواست پیامبر با اینکه مدت زمان کوتاهی از تولدش میگذشت از خودگذشتگی و ایثار میکند و بر آنان میبارد و در رودهای بهشتی جاری میشود. در قسمتی از این کتاب میخوانیم: «ما بالاخره باید بباریم، چه بهتر که اینجا بباریم. جایی بهتر از اینجا نیست. بگذارید بر مردمی بباریم که مشغول نماز خواندن هستند. بگذارید بر چهرهی این مرد ببارم».
دارموس در اتاق خودش میخوابد!
معرفی کتاب
این کتاب با روایتهای جذاب موشی به نام دارموس که از تنها خوابیدن در اتاق خود میترسد به کودکان به طور غیرمستقیم نشان میدهد که اتاق خودشان جای راحت، امن و دلپذیری برای خوابیدن است و کودک را به پذیرش تغییر تشویق میکند و با بیانی لطیف مفاهیمی مانند: استقلال دوستی و غلبه بر ترس را آموزش میدهد.
کوه و پرنده
معرفی کتاب
کتاب «کوه و پرنده» داستانی کوهی است که نه آبی در آن جاری است، نه گیاهی بر آن میروید و تنها شاهد عبور خورشید، ماه و ستارگان است. اما روزی، پرندهای کوچک به نام هما روی شانههای سنگی کوه فرود میآید. کوه که هرگز چیزی جز تنهایی را نشناخته است، با شگفتی پرهای نرم و چنگالهای ظریف او را احساس میکند و از او میخواهد که بماند. این داستان دربارهی دوستی و امید است.
خانهی سیب قرمز
معرفی کتاب
داستان «خانهی سیب قرمز» ظاهراً درباره ماجرای جمع کردن زبالههای پلاستیکی پارک بعثت است. اما این تمام ماجرای کتاب نیست. ضمن انجام این کار، اتفاقهای دیگری هم افتاده است. اما آیا ناظم جدی و سختگیر مدرسه به سادگی با شنیدن حرفهای بچهها قانع میشود؟ آقای ناظم، وجببهوجب آن محله را میشناسد. حتی میداند که هر کدام از دانشآموزان، توی کدام خیابان یا کوچه زندگی میکنند. سؤالی که برای آقای ناظم حل نشده است این است: چرا دانشآموزان مدرسه برای جمع کردن زبالهها، پارک بعثت را انتخاب کردهاند؟