Skip to main content

106 قصه مناسب برای کودکان با اختلال نارسایی توجه، فزون کنشی (بیش فعالی) همراه با رهنمودهایی برای افزایش توجه و کنترل رفتار

معرفی کتاب
بیش‌فعالی یک اختلال شایع در کودکان است. این کتاب، با هدف کاهش نشانه‌های کمبودتوجه و فزون‌کنشی در کودکان، 106 داستان مناسب را معرفی می‌کند. بخش نخست به شرح فزون‌کنشی، کمبود توجه و بیش‌فعالی و همچنین، علل، نشانه‌ها و راه‌های درمان می‌پردازد. در بخــش دوم، کتاب‌درمانــی و چگونگی تإثیر آن بر کاهش نشانه‌های فزون‌کنشی مورد توجه قرار می‌گیرد. بخش سوم این کتاب را چکیده 106 داستان مناسب برای کاهش نشانه‌های این اختلال همراه با تصویر روی جلد آن داستان‌ها تشکیل می‌دهد.

بهترین دوست پپا

معرفی کتاب
«سوزی» بهترین دوست پپا است. «پپا» و «سوزی» می‌خواهند بفهمد از کی با هم دوست شده‌اند. مامان پپا عکس زمانی که پپا نی‌نی کوچولو بود را نشانشان داد و برایشان تعریف کرد که از کی با هم دوست شده‌اند. فکر می‌کنید پپا و سوزی از کی با هم دوست شدند و چه جوری باهم بازی می‌کردند؟
این کتاب از مجموعه‌ی «دنیای پپا» است. پپا و برادرش جورج در این مجموعه کمک می‌کنند تا بچّه‌هارفتارهای اجتماعی را یاد بگیرند و با مسائل و مشکلات زندگی راحت کنار بیایند.

ما با هم دوستیم!

معرفی کتاب
دنیای شیرین بچه‌ها همیشه قهر و آشتی‌های خودش را دارد. آن‌ها وقتی از دست یکدیگر دلخور می‌شوند ممکن است با هم قهر کنند و بگویند: «دیگر آشتی بی‌آشتی»؛ اما ممکن است خیلی زود دلشان برای هم تنگ شود و بگویند: «حالا آشتی آشتی». در این کتاب، کودکان یاد می‌گیرند که اگر روزی از دست یکدیگر دلخور شدند چطور رفتار کنند و یکدیگر را ببخشند. نویسنده کتاب به والدین و مربیان می‌گوید چگونه می‌توانند با برخورد صحیح و مدیریت دعوای کودکانه‌ی بچه‌ها آن‌ها را برای پذیرش نقش‌های اجتماعی در آینده آماده کنند.

من هم می‌ترسم!

معرفی کتاب
این کتاب، داستان یک پسربچه است که از چیزهای زیادی می‌ترسد، مثل تاریکی، زمین خوردن و رعد و برق. اما در این کتاب یاد می‌گیرد با اینکه می‌ترسد اما باید سراغ کارهایی که دوست دارد برود و آن‌ها را انجام دهد تا بتواند بر ترس خود غلبه کند.

علی یارت پهلوان

معرفی کتاب
این کتاب به‌منظور آشنایی کودکان با سیره عملی امیرالمؤمنین علی (ع) با استناد به واقعه تاریخی فتح «قلعه خیبر»، نوشته شده است. علاوه بر آن، بستر داستان در دوره معاصر و در یک زورخانه اتفاق می‌افتد تا کودک همذات‌پنداری بیشتری را احساس کند و نیز با راه ‌و رسم پهلوانی، آشنا گردد. در این داستان، «ایلیا» خیلی دوست دارد پهلوان شود، اما هنوز بزرگ نشده است!! یک روز که ایلیا همراه پدربزرگش به زورخانه می‌رود... .

ننه‌اربعین و ساک عجیب‌و‌‌غریب

معرفی کتاب
این داستان، داستانی پیرامون پیاده‌روی اربعین است. «ننه اربعین»، پیرزنی زرنگ است که گوشه چارقدش نُقل و آبنبات دارد و تا چشم از او برمی‌دارند به زیرزمین می‌رود و کمد و چمدان‌ها را زیرورو می‌کند... . «خدمت»، «ایثار» و «فداکاری» سه موضوع محوری داستان با هدف معرفی یک نوع سبک زندگی برای درک بهتر کودکان است.

نذر مخصوص

معرفی کتاب
موضوع این کتاب، رابطه کودکان با اربعین حسینی است. هدف این کتاب، آموزش کارهای خوبی است که بچه‌ها در این روز می‌توانند انجام بدهند. نذر یکی از سنت‌های اصیل اسلامی است که در ذهن برخی از ما محدود به پخش غذا، شربت، و...، شده است. نویسنده در این کتاب سعی کرده، مفهوم صحیح نذر کردن را برای بچه‌ها ترسیم کند. متن روان کودکانه، شخصیت‌پردازی درست و تصویرگری زیبا از ویژگی‌های کتاب است.

وقتی پدربزرگ به تو جعبه ابزار هدیه می‌دهد

معرفی کتاب
شخصیت کودک این داستان برای عروسک‌هایش یک خانه‌ می‌خواهد، اما حالا پدربزرگش برای تولدش یک جعبه‌ابزار هدیه می‌دهد؛ حال او چه ‌کار کند؟ شاید فرستادنِ جعبه به سیاره‌ی دیگر یا دادنش به یک دایناسور «تی‌رکس» ایده‌ی خوبی نباشد، اما شاید با کمی صبر و دقت، با این جعبه‌ابزار بتواند استعداد خودش را شکوفا کند و حتی با راهنمایی‌های پدربزرگ به خانه‌ عروسکی که می‌خواهد هم برسد... . این داستان به موضوع مهربانی، سختکوشی و جامعه می‌پردازد.

استراتژی خروج

معرفی کتاب
در جلد چهارم از مجموعه «ربات آدمکش» و داستان علمی تخیلی این کتاب، «ربات آدمکش» که نیمی از کهکشان را گشته تا گذشته پُر از قتل و خشونت خود را از زیر خاک بیرون بکشد و جنایت‌های سازمان خبیث «گری کریس» را برملا کند، حالا قصد دارد به خانه خود، ایستگاه «هاوه راتون» و نزد صاحب قبلی‌اش دکتر «منساه» بازگردد و شواهد خرابکاری‌های کریس را در اختیار او بگذارد؛ ولی... .

لاکی و خرگوشه

معرفی کتاب
لاک‌پشت کوچولویی بود به اسم لاکی که تازه از تخم بیرون آمده بود. لاکی دور و برش را نگاه کرد و راه افتاد دنبال لاک‌پشت کوچولوهای دیگر. آن‌ها باید هر چه زودتر می‌رسیدند به رودخانه‌. مامان‌لاک‌پشت آن‌جا منتظرشان بود. لاکی هر چه تندتر می‌رفت، به خواهر و برادرهایش نمی‌رسید. ناگهان صدای مرغی را شنید...