موش دمبریده
معرفی کتاب
داستان موش دم بریده به شعر سروده شده است. موشی که آرزو داشت دمش دراز و زیبا و پر مو باشد. بعد از مدتی غصه خوردن یک چیز خیلی عالی دید. آن چیز یک جارو بود. موشی جارو را به دمش بست و به آرزویش رسید. موشی خوشحال، راه افتاد از این طرف به آن طرف تا رسید به گربه. گربه دنبال موشی کرد تا بگیردش. موشی هم با عجله دوید تو سوراخ؛ اما سوراخ کوچک بود و دمش گیر کرد و کنده شد... موشی شد موش دم بریده. دمش را زد زیر بغل تا فکر چارهای کند...