رفتم به باغ گردو
معرفی کتاب
در باغ گردو، آقای جغد به دنبال شکار موش است؛ اما موش در خانه عمویش، در حال جمع کردن گردو است. جغد به خانه عموی موش میرود تا شاید بتواند شکاری داشته باشد. موش تصمیم میگیرد تمام گردوهایی را که جمع کرده است، به جغد بدهد. آقای جغد به تنهایی همه گردوها را میخورد و به این ترتیب، موش و عمویش نجات پیدا میکنند.
رفتم به باغ شاتوت
معرفی کتاب
در باغ شاتوت، عنکبوت در حال بافتن یک تار جدید است. او تور را برای خواهرش میبافد که قرار است در باغ زیتون عروس شود؛ اما ناگهان آسمان پر از ابر سیاه شده و باد و توفان به پا میشود. توفان شاخهها را جابهجا میکند و عنکبوت پایین میافتد و کلی شاتوت روی سرش میریزد. آیا تور عروس سالم مانده است یا عنکبوت باید تور دیگری ببافد؟
رفتم به باغ پرتقال
معرفی کتاب
خانم مرغ با جوجههایش به باغ پرتقال میرود تا بچهها با جوجههای کلاغ بازی کنند؛ اما شغال گرسنه هم آنجاست! شغال خوشحال از این همه غذای خوشمزه، سعی میکند جوجهای شکار کند که جوجههای کلاغ شروع میکنند به چیدن پرتقال و با این کار، اتفاق غیرمنتظرهای پیشمیآید که شغال به مقصود خود نمیرسد.
زیباست شهر من
معرفی کتاب
کتاب حاضر حاوی چهار شعر درباره محیط زیست و نگهداری از آن است. «با بیل و جارو»، «باغبان»، «خانه دوم» و «محله ما»، نام این اشعار است. دز شعر اول کودکی از زحمات پدرش میگوید که یک «پاکبان» است. شعر دوم درباره باغبانی است که گلهای زیبا میکارد و از آنها مراقبت میکند. شعر سوم به کودکان یادآوری میکند که کوچه و خیابان، خانه دوم ماست و نباید در آن زباله ریخت. شعر چهارم درباره محلهای زیبا و تمیز سخن میگوید.