کسی یک دوچرخه گم نکرده؟
معرفی کتاب
تابآوری انسانها در بحران جنگ، یکی از مسائل مهمی است که جوامع انسانی را به سمت مقاومت یا تسلیم سوق میدهد. این تابآوری اگر در فرهنگ جامعهای تبدیل به الگویی در تربیت شود، کودکان و نوجوانان آن جامعه با این فرهنگ رشد کرده و همواره خود را در برابر مخاطرات و آسیبهای ناشی از مواجهه با دشمن آماده میبینند. البته باید دقت داشت برای کودکان اقدام به ترسیم دنیای بدون جنگ داشته باشیم که بعد از ظهور حضرت ولیعصر (عج) رقم خواهد خورد، با برپایی صلح جهانی، همه انسانها در آرامش کنار یکدیگر زندگی خواهند کرد. مجموعه کتاب «قصههای صلح» اقدام به ایجاد گفتمان مقاومت با ادبیات کودکانه کرده است. در قصه «کسی یک دوچرخه گم نکرده؟ » به کودک آموزش داده میشود تا ظرفیتهای خود و دیگر اعضای جامعهاش را بشناسد و با ایجاد اتحاد و همبستگی، از هرآنچه دارد برای قدرت بسیجکنندگی نیروهای پیشبرنده و حرکت به سمت موفقیت استفاده کند.
فیلهای سفید غزل
معرفی کتاب
تابآوری انسانها در بحران جنگ، یکی از مسائل مهمی است که جوامع انسانی را به سمت مقاومت یا تسلیم سوق میدهد. این تابآوری اگر در فرهنگ جامعهای تبدیل به الگویی در تربیت شود، کودکان و نوجوانان آن جامعه با این فرهنگ رشد کرده و همواره خود را در برابر مخاطرات و آسیبهای ناشی از مواجهه با دشمن آماده میبینند. البته باید دقت داشت برای کودکان اقدام به ترسیم دنیای بدون جنگ داشته باشیم که بعد از ظهور حضرت ولیعصر (عج) رقم خواهد خورد، با برپایی صلح جهانی، همه انسانها در آرامش کنار یکدیگر زندگی خواهند کرد. مجموعه کتاب «قصههای صلح» اقدام به ایجاد گفتمان مقاومت با ادبیات کودکانه کرده است. در قصه «فیلهای سفید غزل» به کودک میآموزد یک نفر با همه توان و قدرتش نمیتواند برای مقاومت و ایجاد نظم و صلح اقدامی انجام دهد. بلکه با قدرت بسیجکنندگی جامعه و ایجاد همبستگی میتوان بر ناملایمات پیروز شد و به آرامش رسید.
حراج آخرین دوست
معرفی کتاب
رمان حراج آخرین دوست یک عنوان از مجموعه «رمانهای دوستداشتنی» است که در این رمان ها به موضوع دوستداشتن، عشق و محبت به ویژه در محیط خانواده، طبیعت، اطرافیان وهمنوعان و.. تأکید شده است و هر کدام به نوعی این روابط رو بررسی کردهاند.این اثر، یک داستان خیالی در ارتباط با شهری به نام اِنی وِر شروع میشود که هر روز و شب با شهری به نام پخ تو در جنگ است. روزهای زیادی است که داتر شخصیت اصلی داستان خنده را فراموش کرده است و آنقدر بچهها در پناهگاه ماندهاند که بازی کردن با هم را فراموش کردهاند تا اینکه پیرمردی وارد شهر میشود. پیرمرد دستفروش بود و با قدمهای بزرگ در خیایانهای خلوت شهر راه افتاد. دستفروش با دستهای پیر و لاغرش فرغونی پر از جعبههای بزرگ و کوچک را هل میداد و فریاد میزد …
کرمی که عقاب را نجات داد
معرفی کتاب
تصور کنید یک روزی را که بلبل کرم را نمیخورد، سمور بلبل را، مار سمور را، عقاب مار را و شکارچی عقاب را. همه با هم برای جشن تولد یک پروانه کارهایشان را متوقف کردهاند و چشم به زندگی دوختهاند. تمام این وقایع لطیف ماجراهای درون این کتاب را رقم میزند که مخاطبان را سیراب از مهربانی و عشق میکند.
بزرگ شدن در سپیدان
معرفی کتاب
این داستان درباره دو کودک به نامهای سوده و سعید است. زمانی که گروههای تروریستی شهرها را تسخیر کرده بودند، آن کودکان در شهرک و روستای فوعه و کفریا محاصره شده بودند. سوده و سعید همراه با مادر و باقی اعضای خانواده به سختی آب و غذا تهیه میکردند و با هرچه در دست داشتند برای رزمندگان، سلاح و سنگر میساختند. این مقاومت و مبارزه سه سال به طول انجامید؛ سه سالی که در نهایت به تخلیه شهر از نیروهای غیرنظامی منجر شد و سوده و سعید و باقی مردم به سلامت از آن جنگ خونین و نابرابر خارج شدند. این داستان کودکان را با رنجها و جنایاتی که کودکان سوریهای با آنها زیستهاند و در مقابلشان مبارزه کردهاند آشنا میکند و روحیه ظلمستیزیشان را پرورش میدهد.
اژدها کوچولو و شوالیهی ریزهمیزه
معرفی کتاب
این داستان درباره دوستی و محبت و پرهیز از جنگ و جدالهای بیدلیل است. ماجرا از این قرار است که یک روز اژدهای کوچک و کمسن و سال قصه، ناچار میشود پرواز کند و به دنبال غذا بگردد. مادر و پدر اژدها به او گفته بودند باید برود و یک شوالیه ریزهمیزه شکار کند، اما اژدها بهجای شکار، راه دیگری را انتخاب کرد؛ راهی که مسیر زندگی انسانها و اژدهای آینده را تغییر داد. به نظر شما اژدها برای زندگیاش چه تصمیمی گرفت؟ ...
آزادی چه رنگیست؟
معرفی کتاب
کتاب ماجرای پسربچه ای به نام برونو و پدر و مادرش است که در دوران جنگ جهانی دوم، در یکی از روستاهای ایتالیا زندگی میکردند. زندگی در روستا برای برونو و پدر و مادرش خوب و آرام بود تا اینکه یک روز، صداهای ترسناکی از دورترها به گوششان رسید.
خودروهایی بزرگ و ترسناک با سرعت در جادهی آرام و خلوتشان رفت و آمد میکردند. خودروها سربازها را جابه جا میکردند.
سربازها بلند بلند سرودهای حماسی میخواندند. صداهای ترسناک هر روز نزدیکتر میشدند. برونو دیگر اجازه نداشت به پنجره نزدیک شود. جنگ شروع شده بود.
خودروهایی بزرگ و ترسناک با سرعت در جادهی آرام و خلوتشان رفت و آمد میکردند. خودروها سربازها را جابه جا میکردند.
سربازها بلند بلند سرودهای حماسی میخواندند. صداهای ترسناک هر روز نزدیکتر میشدند. برونو دیگر اجازه نداشت به پنجره نزدیک شود. جنگ شروع شده بود.
خط سفید بین ما
معرفی کتاب
داستان کتاب از جایی در آسمان شروع میشود که سیاهچالهای گرسنه میخواهد اورانوس را ببلعد، اما سیاره اورانوس برای دهان او خیلی بزرگ است پس با سرفهای آن را به همانجایی که آورده پرتاب میکند. اما درست در لحظهای که سیاهچاله سرفه میکند نوزادی به اسم «یاپراک» به دنیا میآید. او بیآنکه که بتواند صحبت کند ترانهای را میخواند؛ آنهم به زبانی دیگر... .
کتاب درعینحال که داستان جالبی دارد روی این نکته تأکید میکند که جهان کودکان جهان صلح است و دوستی، اگر آنها بهحال خودشان رها شوند حتی میتوانند اختلاف بین بزرگسالان را هم حل کنند.
کتاب درعینحال که داستان جالبی دارد روی این نکته تأکید میکند که جهان کودکان جهان صلح است و دوستی، اگر آنها بهحال خودشان رها شوند حتی میتوانند اختلاف بین بزرگسالان را هم حل کنند.
جدال در محله
معرفی کتاب
مجموعه داستان «قصههایی از امام صادق علیهالسلام»، با نثری ساده و روان داستانهای زیبا و آموزندهای را برای کودکان به رشته تحریر درآورده و به بیان روایتهای شنیدنی و جذاب از ایشان میپردازد. موضوع این کتاب «جدال در محله» است. جناب مفضل که از یاران خاص امام صادق(علیه السلام) است و مشکل دو نفر از افراد را به واسطه پولی که از امام صادق علیه السلام در اختیار داشته حل میکند.در بخشی از این کتاب میخوانیم: «هوا کمی داغ بود و باد گرمی در محله آنها میوزید. سه تا کبوتر خسته، روی یک بام کاهگلی، در سایه دیوار خوابیده بودند. ابوحنیفه و دامادش شرشر عرق میریختند، اما باز هم از دعوا خسته نمیشدند...»
چه خودخواه!
معرفی کتاب
این کتاب دربارة دو دوست به نامهای ارنا و اردک است. آنها تکه چوبی پیدا میکنند. ارنا میخواهد آن چوب، شمشیرش باشد اما اردک دوست دارد آن را به چوب پرچم تبدیل کند. اختلاف نظر آنها به دعوا و بحث میرسد و با یکدیگر قهر میکنند اما در نهایت به نتیجه میرسند که چوب را به دو نیم تقسیم کنند تا حق هیچکدام پایمال نشود. این داستان به کودکان میآموزد برای حفظ دوستی و صلح در زندگی باید انصاف و مساوات را رعایت کرد و با خودخواهی و زیادهخواهی کارها به نتیجه نمیرسند.