دفتر قصه: قصهها و مثلها، حالا من میو...
معرفی کتاب
مجموعۀ قصهها و مثلها شش جلد کتاب است که در هر جلد چند داستان کوتاه و قدیمی بازنویسی شده با مضامین مختلف بیان شده است. هر داستان پند یا ضربالمثلی در خود دارد و نکات اخلاقی را آموزش میدهد. هر جلد این مجموعه برای یکی از پایههای ابتدایی در نظر گرفته شده است تا مهارت خواندن مخاطب را تقویت کند. «داستان حالا من میو» که برای چهارمیها است، شامل هفت داستان «شاگرد آهنگر، نعل به درد نخور، دزد هندوانه، خیک روی آب، استخوان لای زخم، دعوای سرکوچه، حالا من میو...» است. این کتاب فعالیتهای خلاقانه و درک مطلب مرتبط با کتاب «قصهها و مثلها، حالا من میو...» است.
دفتر قصه: شیر و موش، اولیها
معرفی کتاب
مجموعۀ قصهها و مثلها شش جلد کتاب است که در هر جلد چند داستان کوتاه و قدیمی بازنویسی شده با مضامین مختلف بیان شده است. هر داستان پند یا ضربالمثلی در خود دارد و نکات اخلاقی را آموزش میدهد. هر جلد این مجموعه برای یکی از پایههای ابتدایی در نظر گرفته شده است تا مهارت خواندن مخاطب را تقویت کند. «داستان شیر و موش»، شامل چهار داستان «مار و سوسمار، موشی و موشو، عروس و ملوس، شیر و موش» است. این کتاب فعالیتهای خلاقانه و درک مطلب مرتبط با کتاب «شیر و موش» است.
دفتر قصه: قصهها و مثلها، خروس و روباه
معرفی کتاب
مجموعۀ قصهها و مثلها شش جلد کتاب است که در هر جلد چند داستان کوتاه و قدیمی بازنویسی شده با مضامین مختلف بیان شده است. هر داستان پند یا ضربالمثلی در خود دارد و نکات اخلاقی را آموزش میدهد. هر جلد این مجموعه برای یکی از پایههای ابتدایی در نظر گرفته شده است تا مهارت خواندن مخاطب را تقویت کند. «داستان خروس و روباه» شامل چهار داستان «مهمانی و کلاغ، قورباغه و عقرب سیاه، شغال بدجنس، خروس و روباه» است. این کتاب فعالیتهای خلاقانه و درک مطلب مرتبط با کتاب «قصهها و مثلها، خروس و روباه» است.
وقتی به سردسته دزدها بگن شاهدزد!
معرفی کتاب
کتاب «وقتی به سردسته دزدها بگن شاهدزد!» از مجموعه مثلآباد، اثری آموزنده برای مخاطب است که با بهرهگیری از قالب پینما (کمیک استریپ)، ضربالمثلهای کهن فارسی را در قالب داستانهایی طنزآمیز زنده میکند. این کتاب با الهام از ضربالمثل معروف «شاهدزد»، موقعیتهایی جذاب خلق میکند که مخاطب را با مفاهیمی همچون صداقت، عدالت، مسئولیتپذیری، عواقب دروغگویی و اهمیت اعتماد در روابط اجتماعی آشنا میسازد. نویسنده با روایت ماجراهایی خلاقانه و استفاده همزمان از چندین ضربالمثل فارسی، مخاطب را با معنا، کاربرد و پیامهای ارزشمند این گنجینه ادبی آشنا میکند. روایت روان، تصویرگری و فضای کمیک، مطالعه کتاب را لذتبخش و تأثیرگذار کرده است و سبب میشود مفاهیم اخلاقی بهصورت غیرمستقیم در ذهن مخاطب ماندگار شوند.
شاخهایی که به علت تعجب سبز شدن!!
معرفی کتاب
کتاب «شاخهایی که به علت تعجب سبز شدن!!» از مجموعه مثلآباد، اثری آموزنده برای مخاطب است که با بهرهگیری از قالب پینما (کمیک استریپ)، ضربالمثلهای کهن فارسی را در قالب داستانهایی طنزآمیز زنده میکند. این کتاب با الهام از ضربالمثلهایی مانند «شاخ درآوردن»، موقعیتهایی خلاقانه و سرگرمکننده خلق میکند که در دل آنها مفاهیمی همچون دقت، صداقت، واقعبینی، پرهیز از شایعهپراکنی و درست قضاوت کردن به شکلی غیرمستقیم به مخاطب آموزش داده میشود. نویسنده با روایت داستانهایی روان و استفاده همزمان از چندین ضربالمثل فارسی، مخاطب را با معنا، کاربرد و پیشینه این گنجینه ارزشمند ادبی آشنا میکند. تصویرگری، فضای کمیک و روایت کتاب، مطالعه آن را به تجربهای لذتبخش تبدیل کرده است.
شتردزدی که قبلاً تخممرغ میدزدید!
معرفی کتاب
کتاب «شتردزدی که قبلاً تخممرغ میدزدید!» از مجموعه مثلآباد، اثری آموزنده برای مخاطب است که با بهرهگیری از قالب پینما (کمیک استریپ)، ضربالمثلهای کهن فارسی را در قالب داستانهایی طنزآمیز زنده میکند. این کتاب با الهام از ضربالمثل معروف «تخممرغدزد، شتردزد میشود»، به اهمیت توجه به رفتارهای کوچک و پیامدهای آنها در آینده میپردازد و مفاهیمی مانند صداقت، مسئولیتپذیری، خودکنترلی و پرهیز از عادتهای نادرست را به شکلی غیرمستقیم به مخاطب آموزش میدهد. نویسنده با روایت ماجراهایی سرگرمکننده و بهرهگیری همزمان از چندین ضربالمثل فارسی، مخاطب را با کاربرد این گنجینه ارزشمند ادبی در زندگی روزمره آشنا میکند. تصویرگری، روایت روان و فضای کمیک، مطالعه کتاب را لذتبخش و ماندگار ساخته است.
روسیاهی دیگ در مقابل دیگچه!
معرفی کتاب
کتاب «روسیاهی دیگ در مقابل دیگچه!» از مجموعه مثلآباد، اثری آموزنده برای مخاطب است که با بهرهگیری از قالب پینما (کمیک استریپ)، ضربالمثلهای کهن فارسی را در قالب داستانهایی طنزآمیز زنده میکند. این کتاب با الهام از ضربالمثل معروف «روسیاهی دیگ به دیگچه میگوید»، مخاطب را با موقعیتهایی آشنا میسازد که در آنها مفاهیمی مانند پرهیز از عیبجویی، خودشناسی، انصاف در قضاوت و پذیرش اشتباهات به شیوهای غیرمستقیم آموزش داده میشود. نویسنده با خلق داستانهایی جذاب و شخصیتهایی دوستداشتنی، مخاطب را با کاربرد واقعی ضربالمثلها در زندگی روزمره آشنا میکند. یکی از ویژگیهای ارزشمند این کتاب، استفاده همزمان از چندین ضربالمثل فارسی در یک روایت منسجم است که یادگیری آنها را آسانتر و ماندگارتر میسازد.
گوشتی که به دست گربه نرسید!
معرفی کتاب
کتاب «گوشتی که به دست گربه نرسید!» از مجموعه مثلآباد، اثری آموزنده برای مخاطب است که با بهرهگیری از قالب پینما (کمیک استریپ)، ضربالمثلهای کهن فارسی را در قالب داستانهایی طنزآمیز زنده میکند. این کتاب با الهام از ضربالمثل معروف «گربه دستش به گوشت نمیرسد، میگوید بو میدهد»، مخاطب را با موقعیتهایی طنزآمیز و درعینحال آموزنده روبهرو میکند و مفاهیمی مانند صداقت، پذیرش واقعیت، دوری از بهانهتراشی و شناخت رفتارهای نادرست را به شیوهای غیرمستقیم آموزش میدهد. یکی از ویژگیهای برجسته این اثر، استفاده همزمان از چندین ضربالمثل فارسی در دل یک روایت منسجم است که باعث میشود مخاطب علاوه بر آشنایی با مفهوم و کاربرد این مثلها، از خواندن داستان نیز لذت ببرند. روایت روان، تصویرگری و فضای کمیک، مطالعه کتاب را دلنشین کرده است.
آخه، چند هندوانه با یک دست؟
معرفی کتاب
کتاب «آخه، چند هندوانه با یک دست؟» از مجموعه مثلآباد، اثری آموزنده برای مخاطب است که با بهرهگیری از قالب پینما (کمیک استریپ)، ضربالمثلهای کهن فارسی را در قالب داستانهایی طنزآمیز زنده میکند. این کتاب با الهام از یکی از مشهورترین ضربالمثلهای ایرانی، مخاطب را با موقعیتهایی آشنا میکند که پیامهایی درباره برنامهریزی، شناخت تواناییها، مسئولیتپذیری و پرهیز از انجام همزمان کارهای بیش از توان را به شکلی غیرمستقیم آموزش میدهد. ویژگی برجسته این اثر، استفاده همزمان از چندین ضربالمثل فارسی در دل یک روایت منسجم است؛ روشی که باعث میشود مخاطب علاوه بر لذت بردن از داستان، با کاربرد و مفهوم این گنجینه ارزشمند ادبی نیز آشنا شوند. روایت روان، تصویرگری و فضای کمیک، مطالعه کتاب را برای مخاطبان دلپذیر کرده است.
مامان داره یه رازی
معرفی کتاب
کتاب «مامان داره یه رازی» جلد دوم از مجموعه خانواده دوست داشتنی پوپک است که میخواهد کودکان را آماده پذیرش یک برادر یا خواهر جدید کند. پوپک امروز صبح مجبوره تنهایی صبحانه بخورد، آخه مامان مریض شده است. پوپک ناراحت و غمگین صبحانهاش را میخورد. وقتی پیش دوستانش میرود اشکش جاری میشود. اما حقیقت چیز دیگری است. وقتی همه همسایهها به عیادت مادرش میآیند، تازه پوپک میفهمد مادرش باید بیشتر بنشیند تا مواظب تخم کوچولوی لونهشان باشد. پس به زودی پوپک از تنهایی در میاید و یک همبازی پیدا میکند.