اخلاق شهروندی، حملونقل
معرفی کتاب
این کتاب با تصویر سازی و شعر و بازی و داستان قوانین راهنمایی و رانندگی را به کودکان آموزش میدهد. داستانهای کوتاه که در متن کتاب آمده برای حفظ محیط زیست و احترام به طبیعت است. بخشی در کتاب با عنوان " گفت و گو" آمده که والدین باید برای کودکان آن را بخوانند، این بخش آموزنده است و کودکان با شهرداری و وظایف آن و راهحلهای کاهش آلودگی آشنا میشوند.
بچههای سبز
معرفی کتاب
این کتاب با هدف رشد و تحول همه جانبهی کودکان و به خصوص رشد اجتماعی و عاطفی تدوین شده است. کودک با زیباییهای طبیعت آشنا میشود، دنیای پیرامون خود را کشف میکند و در مورد نقش و مسئولیت خود در قبال طبیعت فکر میکند. حل مسئله و مهارتهای ارتباطی و کلامیاش تقویت میشود و دوستدار طبیعت میشود. در این کتاب سعی شده است با این مفاهیم به صورت ابتدایی و از طریق فعالیتهای علمی و سرگرم کننده آشنا شود.
ماهماهی
معرفی کتاب
این کتاب دربارة مشکل کمآبی و کوچ حیوانات بهخاطر خشکسالی به مکانهای بهتر است. همة حیوانات حوالی برکه به جز ماهماهی که امیدوار است باران بیاید از آنجا میروند. در انتهای کتاب باران میگیرد و ماهماهی میرود تا دوستان کوچکردهاش را پیدا کند.
نویسندة این داستان اهمیت آب و نقش امیدوارماندن تا رسیدن به خواستهها را در قالب داستانی تمثیلی به کودکان نشان میدهد.
نویسندة این داستان اهمیت آب و نقش امیدوارماندن تا رسیدن به خواستهها را در قالب داستانی تمثیلی به کودکان نشان میدهد.
دنیای رنگارنگ سوسکها
معرفی کتاب
سوسکها از کمشناختهترین موجودات هستند؛ با وجود اینکه در منطقههای گوناگون از بیابان گرفته تا مرکز شهر سوسکها حضور دارند، معمولاً چندان به آنها دقت نمیکنیم و ساختمان بدن و ظاهر آنها را به خوبی نمیشناسیم. در این کتاب دربارة گونههای متعدد سوسکها، نامهای سوسکها به زبان لاتین، ویژگیهای ظاهری متفاوت آنها، تغذیة خاص هر کدام از گونهها، خانة سوسکها، افسانههایی که دربارة آنها وجود دارد و... توضیحاتی آمدهاند.
اطلاعات این اثر به کودکان و نوجوانان کمک میکند تا سوسکها و ویژگیهای خاص آنها را بشناسند.
اطلاعات این اثر به کودکان و نوجوانان کمک میکند تا سوسکها و ویژگیهای خاص آنها را بشناسند.
جدی و خوشحال و نارنجی
معرفی کتاب
«پارو»، بچهروباه بامزهای است که هر سال در مدرسه نمره بیست میگیرد تا با پدر و مادرش به سفر برود، این بار پارو برخلاف آنچه که پدرش «آقاروباچی» فکر میکرد دلش میخواست برای سفر به تالاب گاوخونی بروند. پدرش که میدانست برای رفتن به این سفر باید از کنار زایندهرود بروند و به دل آدمها بزنند و این یعنی خطر، مخالف سفر بود؛ اما... .