Skip to main content

ژنرال چشم‌آبی: بازخوانی زندگی سپهبد نادر جهانبانی

معرفی کتاب
این کتاب درباره زندگی و پیروزی‌های سپهبد نادر جهانبانی است که در زمان سلطنت پهلوی دوم وارد ارتش شد. او از بهترین خلبان‌های نظامی بود و عملیات‌های زیادی را با موفقیت به ثمر رسانید. این کتاب از زبان خلبان‌هایی که با این فرمانده نظامی هم‌دوره و همکار بوده‌اند، خاطراتی را روایت کرده است.

سفیر ما در بهشت

معرفی کتاب
کتاب روایتی است مستند از زندگی شهید منا «محمدرحیم آقایی‌پور». ایشان مدت‌ها به‌عنوان دیپلمات و سفیر ایران در کشورهای لیبی، فرانسه و اسلونی حضور داشته و در واقعه منای سال 1394 به شهادت رسیده است. یکی از ویژگی‌های کتاب «سفیر ما در بهشت» این است که نویسنده، فرزند شهید آقایی‌پور بوده و سال‌ها از نزدیک در کنار شهید زندگی کرده و به‌خوبی با شخصیت، روحیات و ریزه‌کاری‌های رفتاری شهید آشنا بوده است. او در این کتاب زندگی پدر خود را به‌صورت‌ کاملا مستند برای مخاطب بیان می‌کند.

سیب آخر

معرفی کتاب
این داستان درباره دختری به نام حنا است که می‌خواهد همراه با پدرش به کمک مردم سیل‌زده خوزستان برود. او یک سبد سیب همراه خود آورد و بین کودکان شهرِ سیل‌زده پخش کرد. زمانی‌که تنها یک سیب در سبد مانده بود چشم حنا و پدرش به مردی مهربان و بلندبالا افتاد که مردم دور او حلقه زده بودند و همگی شاد و هیجان‌زده بودند. پدر با خنده جلو رفت و رو به حنا گفت: «آن مرد حاج قاسم سلیمانی است»، حنا به سمت حاج قاسم رفت...

مردی که زبان کبوترها را می‌دانست

معرفی کتاب
این داستان کودکانه از زبان دخترکی به نام زینب روایت می‌شود که در شهر آمرلی عراق زندگی می‌کرد و شاهد فجایعی همچون آزار و اذیت مردم، نبود آب و غذا، وحشت و... بود که شهید حاج قاسم سلیمانی‌ با رشادت و شجاعت خود و فداکاری‌ها و دلیری‌های یاوران‌شان توانست مردم بی‌گناه شهر آمرلی را از حمله داعش نجات دهد و محاصره سه ماهه شهر را بشکند.

من سیدجلال آل‌احمد هستم: خانه پدری

معرفی کتاب
جلال آل‌احمد نویسنده بود. هر از گاهی ترجمه نیز انجام می‌داد اما نویسندگی اوست که باعث شهرتش شده و دلیل معرفی او در کتاب حاضر است. این کتاب زندگی جلال را از زمانی که کودک بود و اتفاقات روزمره که در خانه پدر و مادرش می‌افتاد را می‌نوشت، تا زمانی که نوجوان شد و تصمیم گرفت راه ادبیات و نویسندگی را در پیش بگیرد، بازگو کرده است. بخش‌هایی از کتاب حاضر، از خاطرات خود جلال آل‌احمد برگرفته شده‌اند و به قلم خود او هستند.
آل احمد در زمینه‌های گوناگونی همچون علوم حورزوی، ادبیات فارسی، نویسندگی، سیاست و... مطالعاتی داشته و فعالیت کرده است.

من مصطفی چمران هستم: مرد روزهای سخت

معرفی کتاب
بسیاری از ما زمانی که به افراد معروف و مشهور فکر می‌کنیم فراموش می‌نماییم که تمامی این افراد در کودکی و جوانی انسان‌های معمولی بودند که با استفاده از فرصت‌ها و تلاش خستگی ناپذیر توانستند خود را در عرصه‌ای مطرح نمایند و تفاوت‌های بزرگ را رقم بزنند. بازگشت به سال‌های ابتدایی این افراد و تماشای اولین گام‌هایی که آن‌ها به سوی پیشرفت و رسیدن به قله‌های موفقیت برداشتند می‌تواند برای کودکان امروز ایران انگیزه بخش و امیدآفرین باشد. ایران مهد دانشمندان و هنرمندان بزرگی است که نام هر کدام به تنهایی برای افتخار ورزیدن به آب و خاک میهن کافی است.
کتاب «من مصطفی چمران هستم؛ مرد روزهای سخت» برشی کوتاه از زندگی سیاست‌مدار، فیزیک‌دان و نظامی ایرانی است. دانشمندی که توانست به بالاترین مدارج علمی برسد اما روح پرهیاهوی او آرام نگشت و تلاش کرد با مبارزه و تلاش در راه آزادی و استقلال کشورهای مسلمان پاسخی معنادار برای زندگی خود بیابد. در این کتاب مردی قهرمان را شاهدیم که اصالت از همان کودکی در وجودش ریشه داشته و او را تبدیل به مرد روزهای سخت کرده است. روایتی از بنیان و ریشه‌های چمران از روحیه‌ای لطیف اما جنگنده‌اش از همان دوران کودکی، که او را تبدیل به دانشمندی شجاع نمود.
در بخشی از کتاب مرد روزهای سخت می‌خوانیم: «پیرمرد زیر چراغ برق شهرداری از فکر من بیرون نمی‌رفت. بنابراین در دل تاریکی شب در آن سکوت پاییزی گذر پامنار، خودم را به پیرمرد رساندم. پیرمرد کنار آتش کوچکی چمباتمه زده بود. به او نزدیک شدم و سلام کردم. او لبخندی زد و با سر سلام داد. من با هراس کنارش نشستم و لقمه را از جیب کت بیرون آوردم و به پیرمرد دادم. او با نگاهی به من نگاهی انداخت و لقمه را گرفت. کنار آتش نشستم تا او لقمه‌اش را خورد. به بالاپوش نازک قهوه‌ای رنگش با دقت نگاه کردم. لحظه‌های بعد از جا برخاستم و کت خاکستری‌رنگی که مادرم دوخته بود را درآوردم و روی دوش پیرمرد انداختم. او برخاست و کت را به تن من کرد و دگمه‌های آن را بست. چشمان من و پیرمرد در زیر نور چراغ برق به هم گره خورده بود. من چند قدم از دور شدم و شتابان در حالی که اشک می‌ریختم به سوی خانه دویدم...»

من سهراب سپهری هستم: اتاق آبی

معرفی کتاب
چه کسی می‌تواند به یاد لطیف‌ترین و شاعرانه‌ترین خیال‌ها بیفتد و شعرهای سهراب سپهری در ذهنش زمزمه نشوند؟ سهراب کودکی آرام و خیال‌پرداز بود و انگار زبان طبیعت را خوب می‌دانست. در این اثر، کودکی سهراب سپهری، از زمانی که دبستانی بوده تا هنگامی که نوجوان بوده و ناچار به خداحافظی با اتاق آبی، روایت شده است.
احتمالاً شما هم عنوان «اتاق آبی» را شنیده باشید اما شاید ندانید که آن چیست و چه اهمیتی دارد. نویسنده در این اثر به‌خوبی اتاق آبی را توصیف می‌کند.

من عباس کیارستمی هستم: گندم‌زارهای من

معرفی کتاب
عباس کیارستمی از بهترین کارگردانان سینمای ایران است. هر فرد تأثیرگذاری کودکی‌ای جالب داشته که جوانی و بزرگسالی او را به وجود آورده است. در کتاب حاضر، زندگی‌نامه این هنرمند پرافتخار به گونه‌ای روایی و اول شخص مفرد؛ یعنی از زاویه دید خود او، بازگو شده است. این اثر، داستان کودکی کیارستمی از زمان تولد، خانواده‌اش، شیطنت‌های کودکی تا هنگامی که به دبستان رفت و با هنرمندان هم‌دوره خود هم‌کلاس شد، را روایت کرده است.

من علی شریعتی هستم: مردی از کویر

معرفی کتاب
دکتر علی شریعتی از نامدارترین اسلام‌شناسان و جامعه‌شناسان معاصر ایرانی است که آثار مکتوب بسیاری نیز از ایشان به‌جای مانده است.
کتاب حاضر زندگی و سرگذشت دکتر شریعتی را از زمانی که کودکی کتاب‌خوان بود و شعرهای کودکانه می‌سرود تا هنگامی که به زندان سیاسی رفت، روایت کرده است. نویسنده کوشیده است تا دکتر شریعتی را از ابعاد گوناگونی همچون خلقیات او، فعالیت‌های سیاسیش و... به مخاطب بشناساند.

من محمدتقی بهجت هستم: العبد

معرفی کتاب
آیت‌الله العظمی محمدتقی بهجت، یکی از نامدارترین فقها و مراجع شیعه در دوره معاصر بودند. این کتاب زندگی این عالم ربانی را از دوره کودکی ایشان تا هنگامی که در شهر کربلا به مقام روحانیت رسیدند و «معمم» شدند، بازگو کرده است. زاویه دید کتاب حاضر اول شخص مفرد است؛ یعنی گونه‌ای است که گویی خود آیت‌الله العظمی، محمدتقی بهجت، زندگی خود را روایت کرده است.
نویسنده در این کتاب درباره خصوصیت‌های اخلاقی، خانوادگی، مطالعات آزاد و... این مرجع فقید اطلاعاتی را در اختیار مخاطبان گذاشته است.