مشکل کوچولوی خرس گنده
معرفی کتاب
کتاب «مشکل کوچولوی خرس گنده» داستان ساده و کودکانه دربارهی اهمیت گوش کردن و شنیدن حرفهای یکدیگر، پیش از قضاوت کردن است. خرسی یک مشکل کوچولو داشت. همه میخواستند به او کمک کنند. فقط اینکه درست به حرفهای او گوش نمیکردند. در کتاب میخوانیم: «خرسی گفت: «من یک مشکل کوچولو دارم، میـ...» آقای دستفروش گفت: «مشکل داری! اما چارهاش پیش من است! هرجا که بروی این گردنبند کوچک برایت شانس میآورد.» خرسی راهش را کشید و رفت. او ناراحت بود...»
به من زور نگو
معرفی کتاب
پسر کوچولو برای اینکه به او زور نگویند، از راه حلهایی استفاده میکند. بعضی از بچهها هرگز دست از سرش برنمیدارند. مدام موهای نارنجیاش را مسخره میکنند. برای همین، او این روزها دلشکسته و ناراحت است. مگر میشود ناراحت نشد؟ حتماً چارهای هست. اگر این بچههای زورگو دور و بر شما هم هستند، باید از راهحلهایی استفاده کنید. آن راهحلها در این کتاب هست!
جغد شوالیه و پرندهی سحرخیز
معرفی کتاب
در کتاب «جغد شوالیه و پرندهی سحرخیز»، جغد فرمانده شوالیههای شب بود. شبها وقتی بقیهی شوالیهها خواب بودند، او در شهر نگهبانی میداد و حواسش به همهچیز بود. یک روز صبح وقتی جغد تازه خوابش برده بود، صدای بلندی شنید: «سلاااااام، بیداری؟ به من یاد میدهی مثل تو جغد شوالیه باشم؟ من خیلی بااستعدادم...» صدای پرندهی ریزهمیزه و پُرحرف نمیگذاشت جغد بخوابد. اول به او اهمیت نداد و خوابید، اما پرنده کوچولو هر روز میآمد و درخواستش را تکرار میکرد. جغد باید فکری میکرد که از دست این فسقلیِ پر سروصدا خلاص شود، اما چطوری؟ کتابی دربارهی دوستی با وجود تفاوتها و استفادهی درست از تواناییها و استعدادهای فردیِ مختلف.
وقتی نه میشنوم
معرفی کتاب
کتاب «وقتی نه میشنوم» داستان پسربچهای را روایت میکند که طاقت نهشنیدن ندارد. او دلش میخواهد هر کاری را انجام دهد و هر چیزی را که میبیند طلب کند اما از کسی نه نشنود. این پسربچه بعد از شنیدن نه، برافروخته شده و به هر دری میزند تا نه را به بله تبدیل کند اما این اتفاق نمیافتد. دیگر مفهومی که کتاب بر آن تمرکز داشته، کنترل خشم است. نویسنده معتقد است همانقدر که نهگفتن به دیگران اهمیت دارد، نهشنیدن از دیگران هم نیاز به ظرفیتی دارد که هرکسی از آن مطلع نیست. نویسنده از کودکان میخواهد تا در این مواقع، خشم و عصبانیت خود را کنترل کنند و با موقعیت کنار بیایند.
میز بابام
معرفی کتاب
کتاب «میز بابام» داستانی دلنشین دربارهٔ اهمیت خانواده، روابط میان اعضای خانواده و عشق میان والدین و فرزندان است. در قسمتی از کتاب میخوانیم: «نیهان به اتاق کار بابایش میرفت و اشیای روی میزش را یکییکی نگاه میکرد. مدادها، دفترها، عکسها، کاغذهای یادداشت، چراغ مطالعه و کلی وسایل دیگر که روی میز او بودند. آن روز روی میز بابا چیزهای جدیدی دید. یکی از آنها نقاشی برادرش بود که در مدرسه کشیده بود و دیگری جایزه موسیقی خواهرش بود. نیهان وقتی آنها را دید، دلش میخواست که چیزی مربوط به او هم روی میز پدرش باشد. آن چیز باید به اندازه یک جایزه باارزش و به اندازهی یک نقاشی حاصل زحمت و تلاش خودش باشد، اما چه چیزی باید درست میکرد؟»
گاهی اوقات خجالتی
معرفی کتاب
کتاب «گاهی اوقات خجالتی» داستانی مصور برای کودکان است که به موضوع درونگرایی و تفاوت آن با خجالتی بودن میپردازد و به کودکان این امکان را میدهد تا درک بهتری از خود و احساساتشان پیدا کنند و در عین حال به آنها یاد میدهد که با اعتمادبهنفس و آرامش بیشتری در موقعیتهای اجتماعی تعامل کنند. در این کتاب، پسربچهای روایتگر است که به آرامی به دنیای اطرافش نگاه میکند. او متوجه میشود که بعضی از اشیاء یا حتی پدیدههای طبیعی مانند: جوانه زدن یک نهال یا حرکت ملایم یک ماژیک هم میتوانند ویژگیهایی شبیه به خجالتی بودن داشته باشند. کتاب به کودکان این پیام را میدهد که درونگرایی ویژگیای طبیعی است که نباید با خجالتی بودن اشتباه گرفته شود. شخصیت داستان در موقعیتهای مختلف اجتماعی ممکن است ساکت باشد، اما در کنار کسانی که به آنها نزدیک است، مانند: خانواده و
تمساح مهربان
معرفی کتاب
کتاب «تمساح مهربان» قصه یک بچه تمساح را روایت میکند که بسیار مهربان بوده است و سعی میکند تا به دیگران کمک کند. تمساح مهربان برای دیدن دنیا از دریاچه بیرون آمده است. در خشکی دوستانش را میبیند که در خطر هستند و یکییکی به او پناه میآورند. تمساح هم دشمنان آنها را فراری میدهد. فکر میکنید تمساح بتواند به همه کمک کند؟ آخر هر کاری حدی دارد، حتی کمک کردن! داستانی برای اندیشیدن، گفتوگو کردن، آموختن، غافلگیر شدن و لذت بردن!
بوکی و کوکی
معرفی کتاب
کتاب «بوکی و کوکی»، داستان دو دوست صمیمی به نامهای بوکی و کوکی را روایت میکند که هر کدام از آنها در یکی از صفحات یک کتاب زندگی میکنند. بوکی عاشق کتاب خواندن بود و کوکی هم عاشق شیرینی و کوکی پختن. آن دو یکدیگر را دوست داشته و مدام با هم معاشرت دارند اما دیری نمیپاید که اوضاع تغییر میکند و با هم دعوا میکنند. اما چرا؟ چی شد؟ چه اتفاقی افتاد؟
فکر بکر کن: دهکدهی حلبی تنبل
معرفی کتاب
«فکر بکر کن: دهکدهی حلبی تنبل» داستان دهکدهای را تعریف میکند که آدمهایش بسیار تنبل هستند و حوصلهی انجام هیچ کاری را ندارند. اهالی این دهکده حتی به خود زحمت نمیدهند تا برای فرزندانشان نام انتخاب کنند و به همین خاطر هر نوزادی که متولد میشود شمارهای دارد که همان تبدیل به نامش میشود. حال پسرکی را در نظر بگیرید که نامش هکچهل است و در همین دهکده چشم به جهان گشوده اما برعکس دوروبریهایش کوشا و فعال است. او تمام تلاشش را به کار گرفته تا اطرافیان خود را از بیتحرکی و انفعال بیرون آورد اما در این راه موفق است؟ آنها که تا به حال از هیچ ایدهای استقبال نمیکردند، حالا به دنبال یک فکر بکر است...
پلها
معرفی کتاب
کتاب «پلها» اثری لطیف در حوزهی ادبیات کودک است که با نثری عمیق، به مفهوم ارتباط انسانی، همدلی و پیوندهای عاطفی میان افراد میپردازد. روایت کتاب، کودکی به نام میا را تصویر میکند که در تنهایی خویش، همچون ساکنی در جزیرهای دورافتاده است. در کتاب میخوانیم: «وقتی میا کتاب جادویی را پیدا میکند و آن را میخواند، سر و کلهی پلها پیدا میشود. هرچه بیشتر میخواند، پلها محکمتر میشوند و درهای دنیایی از امید، نور و زندگی را به روی او باز میکنند.»