معجزات امام مهدی (عج)
معرفی کتاب
کتاب «معجزات امام مهدی (عج)» اثر علامه آیتالله سید هاشم بحرانی، به گردآوری معجزات حضرت از ولادت تا غیبت کبری میپردازد. موضوعات شامل نشانههای امامت، آثار ولایت تکوینی، نتایج نادیدهگرفتن حق امام و معجزات نواب خاص حضرت همچون علم غیب و دعای مستجاب است. این اثر نشاندهنده عظمت علمی و معنوی امام عصر و جایگاه برجسته علامه بحرانی در علوم اسلامی است.
سفیانی و نشانههای ظهور
معرفی کتاب
در کتاب «سفیانی و نشانههای ظهور» نویسنده تلاش کرده است مطالبی را با سندهای معتبر ارائه دهد، بشارتهایی که ناگزیر اتفاق میافتد و نشانههایی که ممکن است تغییر کند و اتفاق نیفتد، را بیان کند تا ضمن رو کردن دست فریبکاران و جاعلان، کمکی باشد برای ضعیفان و مسکینان و درماندگان تا حق برایشان آشکار و راه برایشان روشن شود و بتوانند در خط و صراط مستقیم بمانند و بهشت پرنعمت را از آنِ خود سازند.
پرواز اسب سفید
معرفی کتاب
این رمان در 16 فصل منتشر شده و درونمایهای از جنس انتظار و مهدویت دارد و داستان دختر نوجوانی به نام گلبرگ را روایت میکند که پدرش در اثر اتفاقی باعث مرگ همسایهشان میشود و پسر همسایه که شخصیتی هنجارشکن دارد به دنبال قصاص است و در پی این ماجرا به گلبرگ آسیب میزند. گلبرگ مجبور است تابستان را دور از پدر و مادر با دلهره و سختی بگذراند و انتظار بکشد. گلبرگ در روزهای پر انتظار خود سخت میکوشد به همه کمک کند.
پیدای پنهان: عرض اعمال به محضر امامعصرعجلاللهتعالیفرجهالشریف
معرفی کتاب
در میان معارف اسلامی یکی از جذابترین و کاربردیترین معارف، موضوع امام زمان است که از جهت تمدنی، افق بسیار روشن و امیدبخشی را ایجاد میکند و در سلوک توحیدی تا عمیقترین لایههای معارف توحیدی ادامه پیدا میکند. همچنین از نظر کاربردی در لحظهلحظه زندگی هر انسانی به ویژه انسان مؤمن خود را مینمایاند؛ بهطوریکه از محسوسترین تا باطنیترین لایههای وجودی انسان را در برمیگیرد.
کتاب «پیدای پنهان» با محوریت موضوع عرض اعمال به محضر حقیقت کامل حضرت ولیعصر (عج)، به بررسی مبانی مهدویت و مفاهیم مرتبط با رابطه امام(ع) و امت (عج) پرداخته و تلاش کرده است تا تأثیر عرضه اعمال بر شأن و نگاه امام عصر (عج) را روشن نماید.
کتاب «پیدای پنهان» با محوریت موضوع عرض اعمال به محضر حقیقت کامل حضرت ولیعصر (عج)، به بررسی مبانی مهدویت و مفاهیم مرتبط با رابطه امام(ع) و امت (عج) پرداخته و تلاش کرده است تا تأثیر عرضه اعمال بر شأن و نگاه امام عصر (عج) را روشن نماید.
قبله آخرین: وظایف منتظران 2
معرفی کتاب
کتاب «قبلهی آخرین: وظایف منتظران» جلد دوم از مجموعهی «قبلهی آخرین» است که با نگاهی تربیتی و تمدنساز، به بررسی وظایف فردی و اجتماعی منتظران حضرت ولیعصر (عج) میپردازد. نویسنده با بهرهگیری از آیات، روایات و ادعیهی مهدوی، تلاش کرده است تا الگویی عملی برای تنظیم حیات فردی و اجتماعی بر اساس انتظار ارائه دهد. نثر کتاب روان، معرفتی و دغدغهمند است و مخاطب را به بازخوانی نقش خود در عصر غیبت دعوت میکند. مطالب کتاب در سه بخش اصلی تدوین شدهاست و نویسنده در این اثر تأکید میکند که انتظار، صرفاً یک حالت ذهنی نیست، بلکه باید به کنشهای فردی و اجتماعی منتهی شود تا زمینهساز ظهور منجی عدالتگستر گردد.
قبله آخرین: ویژگیهای امامعصرعجلاللهتعالیفرجهالشریف
معرفی کتاب
کتاب «قبلهی آخرین»، جلد نخست از مجموعهای پژوهشی است که با محوریت ویژگیهای امام عصر (عج)، به بررسی ابعاد شخصیتی، معرفتی و اجتماعی آن حضرت میپردازد. نویسنده با بهرهگیری از آیات قرآن، روایات معتبر و منابع مهدوی، تلاش کرده است تا تصویری روشن، مستند و کاربردی از امام مهدی (عج) ارائه دهد؛ تصویری که نهتنها در حوزهی اعتقادات، بلکه در تنظیم سبک زندگی فردی و اجتماعی مؤثر باشد. نثر کتاب تحلیلی، روان و آموزنده است و مخاطب را به تأمل در جایگاه امام عصر (عج) بهعنوان قبلهی نهایی آرمانهای الهی دعوت میکند.
مطالب کتاب در پنج فصل تدوین شدهاند که هر فصل به یکی از ویژگیهای امام زمان (عج) اختصاص دارد.
مطالب کتاب در پنج فصل تدوین شدهاند که هر فصل به یکی از ویژگیهای امام زمان (عج) اختصاص دارد.
ادموند2
معرفی کتاب
ادموند، نماد همه انسانهای آزاده و متدینی است که برای یافتن نور حقیقت از مسیرهای صعب العبور میگذرند تا خود را به آخرین حجّت خداوند بر روی زمین برسانند و چه بسا که در این راه متحمل رنجهای فراوان شوند اما عشق سوزان و چشمه جوشان ایمانشان به آن حضرت، آنها را در رسیدن به این هدف نهایی یاری می رساند. ادموند پارکر، جوانی مسیحی دارای دکترای رشته حقوق و از دانشجویان نخبه است. رویاهای وحشتناکی به سراغ او میآید که معنی آنها را نمیفهمد، پس بر آن میشود که به جستجوی حقیقت آنها بپردازد اما کسی نمیتواند کمکش کند تا اینکه دست سرنوشت او را با دختر جوان مسلمانی آشنا میکند که برای او از جانب خداوند نشانهای میشود، نشانهای حاکی از عشق عمیق و پیوند قلبی او به اسلام، پس تصمیم به ازدواج با ملیکا و مشرّف شدن به دین اسلام میگیرد که همین مسئله سرآغاز بزرگترین دردسر زندگیاش میشود.
ادموند1
معرفی کتاب
ادموند، نماد همه انسانهای آزاده و متدینی است که برای یافتن نور حقیقت از مسیرهای صعب العبور میگذرند تا خود را به آخرین حجّت خداوند بر روی زمین برسانند و چه بسا که در این راه متحمل رنجهای فراوان شوند اما عشق سوزان و چشمه جوشان ایمانشان به آن حضرت، آنها را در رسیدن به این هدف نهایی یاری می رساند. ادموند پارکر، جوانی مسیحی دارای دکترای رشته حقوق و از دانشجویان نخبه است. رویاهای وحشتناکی به سراغ او میآید که معنی آنها را نمیفهمد، پس بر آن میشود که به جستجوی حقیقت آنها بپردازد اما کسی نمیتواند کمکش کند تا اینکه دست سرنوشت او را با دختر جوان مسلمانی آشنا میکند که برای او از جانب خداوند نشانهای میشود، نشانهای حاکی از عشق عمیق و پیوند قلبی او به اسلام، پس تصمیم به ازدواج با ملیکا و مشرّف شدن به دین اسلام میگیرد که همین مسئله سرآغاز بزرگترین دردسر زندگیاش میشود.
راز قلک بابابزرگ
معرفی کتاب
کتاب «راز قلک بابابزرگ» داستان پسرب به نام «علی» را روایت میکند که پدر و مادرش به نجف میروند و او پیش مادربزرگ و پدربزرگش میماند. در این کتاب میخوانیم: «باباجون ساک علی را به اتاق برد. بوی کتلت همهجا پیچیده بود. علی دور تا دور خانه دوید و گفت: «وای چه بوی خوشمزهای! آخ جون! امشب اینجا میخوابم. توی دلش گفت: «کاش مامان و بابا هم بودند!» کیفش را کنار ساک گذاشت و گفت:«مامان و بابام کی میرسند نجف؟» باباجون پولها را از سینی برداشت. به سمت قُلّک پلاستیکی زردی که روی طاقچه بود رفت و گفت: «قرار شد وقتی رسیدند پیام بدهند.» بعد پولها را در قُلّک انداخت.»
آبنبات نعنایی
معرفی کتاب
کتاب «آبنبات نعنایی» داستان پسر کوچکی است که با مادر و پدر و خواهر کوچکش در محوطه حرم امامرضا علیهالسلام نشستهاند. پسرک با مهرهای نماز برج میسازد و حانیه خواهر کوچکش مدام گریه میکند و دلش درد میکند. پسرک درحال بازی کردن است که متوجه میشود مادر و پدرش نیستند. آقای خادم نزدیکش میآید و کمکش میکند تا خانوادهاش را پیدا میکند…در کتاب میخوانیم: «شاید حانیه مثل من گرمش بود. اما مامان میگفت که دلش درد گرفته. کاش عرق نعنا داشتیم! برج قشنگی شد. خواستم همه ببینند؛ اما مامان و بابا نگاهشان به حانیه بود. چقدر گریه میکند! شاید هنوز ناراحت است که مامان و بابا شکلات نخریدند به برجم نگاه کردم. بلند گفتم: «وای چند طبقهاش ریخته. شاید این کبوتر سفید روی برجم فرود اومده…»