Skip to main content

حضرت یوسف‌علیه‌السلام

معرفی کتاب
کتاب سرگذشت حضرت یوسف است که به دو زبان فارسی ــ انگلیسی نوشته شده است. برادران یوسف که به او حسادت می‌کنند، یوسف را به صحرا می‌برند و در چاه می‌اندازند. کاروانیان یوسف را پیدا می‎کنند و در بازار برده‌فروش‌ها می‌فروشند. عزیز مصر، نخستین مقام مملکتی بعد از شاه، او را می‌خرد و به خانه می‌برد. سال‌ها می‌گذرد و با اتفاقاتی که رخ می‌دهد، یوسف جانشین عزیز مصر می‌شود. در قحطی مصر، برادران یوسف به مصر می‌روند تا درخواست کمک کنند و... .

حضرت نوح‌ علیه‌السلام

معرفی کتاب
کتاب درباره حضرت نوح و زندگی اوست و به دو زبان فارسی ــ انگلیسی نوشته شده است. نوح از پیامبران الهی بود و با اینکه عمری طولانی داشت، گروه اندکی به او ایمان آوردند. نوح تمام تلاش خود را برای هدایت قومش کرد؛ ولی آن‌ها او را مسخره می‎کردند و به او می‌خندیدند. سرانجام خداوند بلای عظیمی نازل کرد که تمام کافران نابود شدند و فقط نوح و عده کمی که به او ایمان آورده بودند، نجات یافتند.

حضرت موسی‌علیه‌السلام

معرفی کتاب
در این کتاب داستان زندگی حضرت موسی با اقتباس از قرآن کریم، بازنویسی و به دو زبان فارسی ــ انگلیسی نوشته شده است. موسی در خانه دشمن خود بزرگ شد و سال‌ها بعد، به طرفداری مردی از قوم بنی‌اسرائیل، شخصی را کشت و مجبور شد از مصر فرار کند. موسی به سرزمین مدین رفت، با شعیبِ پیامبر آشنا شد و با دختر او ازدواج کرد. سال‌ها بعد به فرمان خدا و برای دعوت فرعون به یکتاپرستی به مصر بازگشت؛ اما فرعون نه‌تنها دعوت او را نپذیرفت، بلکه هر چه بیشتر به قوم بنی‌اسرائیل سخت گرفت. سرانجام... .

حضرت اسماعیل ‌علیه‌السلام

معرفی کتاب
همسر حضرت ابراهیم، «ساره»، نازا بود و فرزندی نداشت. ساره برای از بین بردن غم و اندوه ابراهیم، کنیزش، «هاجر» را به ازدواج او درآورد؛ ولی با به دنیا آمدن «اسماعیل»، دیگر نتوانست هاجر و پسرش را تحمل کند. ابراهیم به فرمان خدا، آن دو را به سرزمین مکه برد و در بیابانی بی‌آب و علف رها کرد و به نزد ساره بازگشت. اسماعیل تشنه بود و هاجر به هر طرف می‌رفت آبی پیدا نمی‌کرد. سرانجام... . کتاب به دو زبان فارسی ــ انگلیسی نوشته شده است.

حضرت ابراهیم علیه‌السلام

معرفی کتاب
این داستان درباره زندگی حضرت ابراهیم است که با اقتباس از قرآن کریم و به دو زبان فارسی ــ انگلیسی نوشته شده است. ستاره‌شناسان دربار نمرود، پیش‌بینی کردند که به زودی مردی قیام کرده و مردم را به دین جدیدی دعوت می‌کند که هنوز به دنیا نیامده است. نمرود تمام تلاش خود را کرد تا از به دنیا آمدن او جلوگیری کند؛ اما ابراهیم به دنیا آمد و در غاری به دور از چشم مردم به سیزده سالگی رسید. او شاگرد عموی خود شد که بت‌تراش بود. ابراهیم از بت‌ها متنفر بود و در اولین فرصتی که به دست‌ آورد، همه آن‌ها را شکست. مردم آتش عظیمی برپا کردند و ابراهیم را با منجنیق به آن انداختند؛ ولی... .

دوست خوب خدا

معرفی کتاب
داستان این کتاب درباره زندگی حضرت ابراهیم است. از هنگامی که به دنیا می‌آید و مادرش از ترس سربازان نمرود، او را پنهان می‌کند تا هنگامی که ابراهیم بت‌ها را می‌شکند. داستان ادامه پیدا می‌کند و به زمانی می‌رسد که خداوند به ابراهیم فرمان می‌دهد، پسرش، اسماعیل را قربانی کند و... .

تقابل مثلث قدرت با جریان وحی از دیدگاه قرآن کریم

معرفی کتاب
از زمان حضرت آدم (ع) تا زمان پیامبر خاتم که وحی الهی جریان داشت، همیشه مخالفانی سرسخت در مقابل این جریان پیام‌رسانی، قد علم کرده و مخالفت خود را با دستورات الهی که در قالب وحی بر پیامبرانش ابلاغ می‌گردید، ابراز می‌کردند. در کتاب پیش رو، شیوه‌ها و انواع مخالفت سه جریان "زر"، "زور" و "تزویر"، در سه بخش قدرت‌های سیاسی، قدرت‌های اقتصادی و قدرت‌های مذهبی بررسی شده است. جریان‌های مذکور سه ضلع یک مثلث قدرت را ترسیم می‌کنند که در تقابل با وحی نمود می‌یابند، نویسنده شاخصه‌های این سه جریان را با رویکردی قرآنی بررسی می‌کند و به حربه‌های هر یک در مقابله با جریان وحی اشاره می‌کند.

مشکی بر دوشی

معرفی کتاب
زنی چادرنشین که در بیابان‌های اطراف مدینه زندگی می‌کرد، هر روز کنار چاه آبی می‌نشست تا با سطل از چاه آب بردارد. شوهر او بیمار بود و زن هر چند روز یک بار این کار را انجام می‌داد. روزی رسول خدا (ص) و یکی از یارانش که تشنه بودند، به پیرزن کمک می‌کنند تا از چاه آب بردارد. پیرزن آن روز طعم مهربانی و همدردی کردن رسول خدا (ص) را چشید.

خاک بهار بچه‌هاست

معرفی کتاب
زن و شوهر جوانی در مشاجره‌ای درباره بازی فرزندانشان، تصمیم می‌گیرند که او را تنبیه کنند تا دیگر خاک‌بازی نکند؛ اما با برخورد مناسب رسول خدا (ص)، متوجه می‌شوند که توجه به نیاز کودکان در سنین مختلف، موجب رشد و تعالی آن‌ها می‌شود.

آزاد شده‌ی پیامبر (ص)

معرفی کتاب
پیامبر (ص) روی سنگی نشسته بودند و برای مسلمانان صحبت می‌کردند که شتری نزدیک شد و از صاحبش شکایت کرد. پیامبر (ص) جابر را نزد صاحب شتر فرستاد و او را احضار کرد. با سخنان پیامبر به صاحب شتر، آن شتر در مدینه معروف شد.