Skip to main content

عزیز‌ بابا، رقیه:‌ 40 قصه کوتاه کودکانه‌ در باره حضرت رقیه‌ دختر امام حسین‌علیه‌السلام

معرفی کتاب
این کتاب مجموعه داستان‌هایی درباره حضرت رقیه(س) است که همراه با خانواده بزرگوارشان از مدینه تا مکه و کربلا و سپس شهر شام، عازم سفر بودند.
نویسنده با بیانی کودکانه و ساده قصه‌هایی کوتاه را از زبان و دیدگاه حضرت رقیه(س) همراه با منابع احادیثی که در انتهای هر صفحه آورده، بازگو کرده است.
هدف کتاب حاضر ایجاد حس همذات‌پنداری کودک با اسیران کربلا و آشناکردن او با زندگی ائمه و واقع عاشورای سال 61 هجری قمری است.

اسبی که دو بال داشت

معرفی کتاب
زمان وقایع این کتاب در روز عاشورا و کربلا می‌گذرد. داستان درباره مردی به نام حارث است که از سوی عمر بن سعد قول گرفته تا اگر اسب امام حسین(ع) را پس از به شهادت رسیدن ایشان سالم و زنده نزد سپاه یزید ببرد، هدیه بزرگی دریافت می‌کند. حارث در طول نبرد نمی‌توانست باور کند فردی که میان میدان است امام حسین(ع) و نوه پیامبر است. در انتهای جنگ و پس از شهادت امام حسین(ع)، حارث تلاش کرد تا اسب را به چنگ بیاورد اما اسب به طرف خیمه خانواده شهدای کربلا رفت و حارث از میان حرف‌های خانواده‌ها متوجه شد فردی که شهید شده است امام حسین(ع) است و اسب ایشان، اسب پیامبر(ص) است.

هنگام باران بود: منظومه عاشورایی، نذر دختر سه‌ساله کربلا

معرفی کتاب
کتاب، منظومه ای عاشورایی است در وصف حالات حضرت زینب (س)، حضرت رقیه (س) و سایر اسرای کربلا. زبان شاعر نو و نگاه او به جهت ادبیاتی قدرتمند است و از روضه و نوحه فاصله گرفته است. واژه‌ها بار ادبیاتی سنگینی را به دوش می‌کشند.