Skip to main content

اخبار جشنواره

عضو هیات داوران بیست و سومین دوره جشنواره ملی كتاب رشد گفت: از نگاه نویسندگان و ناشران نشان رشد جایگاه ویژه‌ای دارد چرا كه وقتی این نشان بر جلد كتابی ثبت می‌شود، از لحاظ اعتباری و اعتماد خریداران می‌تواند بسیار مؤثر باشد.

عضو هیات داوران بیست و سومین دوره جشنواره ملی كتاب رشد در حاشیه داوری آثار دریافتی به دبیرخانه، گفت: ارزیابی اولیه آثار ارسالی بر اساس معیارهای مشخص را ما انجام می‌دهیم اما در نهایت اقبال و استقبال دانش‌آموزان است كه جایگاه نشان رشد را ارتقا می‌دهد.

مهدی فقیهی نژاد رئیس هیات مدیره انجمن خوشه و عضو شورای برنامه‌ریزی بیست و سومین دوره جشنواره ملی کتاب رشد، گفت: چند سالی است که در سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی بررسی کتاب های حوزه کودک و نوجوان با ارزش‌گذاری و رتبه‌بندی محصولات این حوزه و اعطای نشان رشد انجام می‌شود.

دبیرخانه جشنواره ملّی کتاب رشد، از تمدید مهلت ارسال آثار در بخش جوایز ویژه بیست‌وسومین دوره جشنواره ملی کتاب رشد خبر داد.

دبیرخانه جشنواره، از تمدید مهلت ارسال آثار به رویداد «کتابنما» در بیست‌وسومین دوره جشنواره ملی کتاب رشد خبر داد.

برگزیدگان جشنواره

کتاب حاضر از نظر ساختار در ژانر داستان و از نظر محتوا تلفیقی از تخیل و واقعیت است. این رمان مستند به مسئله‌ مهمی که در هر جنگ و نبردی مورد تهدید قرار می‌گیرد، یعنی «جان» می‌پردازد. موضوعات فرعی دیگری از قبیل مادربودن، زادن و پرورش نسل و مشکلات آن، عشق، کار، نماز و اهمیت وحدت مسلمان‌ها نیز در این اثر مورد توجه است. شرق‌ستیزی انگلیس با طرح برخی مایه‌های سورئال که البته در راستای طرح اصلی داستان قرار دارد به ابهام لازم که عنصر تعلیق مکمل آن هست دامن می‌زند. در بخش‌های مستند، نمایی نسبتاً جامع از عملیات‌های محرم، والفجر مقدماتی، والفجر 4، خیبر، بدر، والفجر 8 و کربلای 5 نمایان می‌شود.
در این کتاب چهل داستان از کارکردن نوجوانان که مهارت‌دار شده‌اند را می‌خوانیم. البته چون کار موضوعی تخیلی نیست، این داستان‌ها هم از واقعیت گرفته شده‌اند، پس مثلاً وقتی داستان «دیگه تفنگ بادی نمی‌خوام» را خواندید نگویید «جوراب‌فروشی آخه؟ !» بالاخره یک روزی باید با پول توجیبی برای آخرین بار روبوسی کنیم و از زندگی‌مان بیرون کنیم. آدم‌های این کتاب هر کدام کاری می‌کنند. آدم‌هایی که خاطرات‌شان را با حال وهوای قرن جدید هزاروچهارصدی پخته‌ایم و داستان کرده‌ایم. خاطرات آدم‌هایی هم‌سن مامان‌ها و باباهایمان که از نوجوانی خودشان تعریف کرده‌اند.
داستان از زبان «مهرسا» دختر 10 ساله‌ای روایت می‌شود که با پدر، مادر، خواهر و برادران دوقلویش و مادربزرگش در یک خانه‌ی کوچک زندگی می‌کنند. مادربزرگ که برخلاف سنش پرانرژی و مهربان است برای تعطیلات تابستان نوه‌ها برنامه‌ریزی کرده است و به آن‌ها هنرهای مختلفی آموزش می‌دهد. ولی برنامه خوب پیش نمی‌رود و به خاطر مشکلاتی که در خانه پیش می‌آید مادربزرگ بدون اطلاع بچه‌ها به خانه‌ی سالمندان می‌رود. بچه‌ها با کمک دخترعموی مادربزرگ برای نجات او از خانه‌ی سالمندان نقشه می‌کشند و این عملیات با ماجراهای مختلفی داستان را به پیش می‌برد.
مجموعه «داستان‌هایی از تاریخ علم معاصر» بینشن علمی کودکان و نوجوانان را رشد می‌دهد و دریچه تازه و شگفت‌انگیزی به تخیل و کنجکاوی آنان باز می‌کند تا بتوانند با خودباوری و خلاقیت، نقش‌آفرین فردا باشند. این کتاب روایت بخشی از زندگی محسن تجربه کار است. او یک پژوهشگر تجربی دیرینه‌شناسی است که با جمع‌آوری سنگ‌واره و نوشتن مقالات علمی و برپایی موزه کارهای شگفت‌انگیزی کرده است. او چند دکترای افتخاری دارد. خواندن این اثری میل به کشف و کنجکاوی را در نوجوانان زنده می‌کند.
کتاب حاضر دربرگیرنده دوازده شعر کودکانه است. شاعر با قلمی پر از احساس و تخیل، اتفاقات و لحظات ساده و عادی زندگی را به‌گونه‌ای دیگر توصیف کرده است. بازیگوشی باد و بندرخت، توصیف خانم تابستان، بابای خیاط‌‍‌باشی و بادبادک‌بازی در بهار از جمله مضامینی هستند که از چشم تیزبین شاعر دور نمانده است. نقش‌ها و رنگ‌های به کاررفته در این کتاب تخیل و احساس او را تکمیل نموده‌ است.