این داستان را با لهجه بخوانید
معرفی کتاب
توجه به خردهفرهنگهای بومی در تربیت کودکان و نوجوانان اهمیت بسیار دارد. چه آنان که تلاش در حفظ این خردهفرهنگها از قبیل زبانها و لهجههای محلی خود دارند و چه آنان که در زندگی اجتماعی خود میبایست با درنظرگرفتن تفاوتهای فرهنگی، به تعامل سازنده با مخاطب بیاندیشند. کتاب «این داستان را با لهجه بخوانید» به مخاطب خود یادآور میشود حفظ زبانها و لهجههای محلی در حفظ هویت ملی ضروری است و میباید فرهنگ عمومی کشور به سمت حفظ این ارزش فرهنگی برود و آن را حفظ نماید.
آورتین
معرفی کتاب
این کتاب شامل روایتی متفاوت از مقاومت مردی است که تمام عمر خویش را صرف حفاظت از جان، مال و ناموس این وطن کرده است. آوِرتین فقط نام یک روستایی دور افتاده در اطراف کرمان نیست بلکه یادآور حماسه ایستادگی حاج قاسم در برابر اشرار و ناجوانمردانی است که امنیت و آرامش مردم را هدف قرار داده بودند. داستان کتاب روایتی جذاب از حضور میدانی شهید حاج قاسم سلیمانی در یکی از عملیاتهای سخت رهایی گروگان آن هم در کشور همسایه است.
دکتر آیکیو
معرفی کتاب
کتاب «دکتر آیکیو» داستانی طنز است که با وجود ناملایمات زندگی و حتی دزدیده شدن آثارش دست از تلاش بر نمیدارد و راه خود را تا رسیدن به غایت ادامه میدهد. دکتر آملون در آزمایشگاه سخت مشغول کار بود. چشمهایش از خستگی و بیخوابی قرمز شده بود، انگار یک فیل گنده توی چشمهایش فوت کرده باشد. پاهای لاغرش مثل شاخههای لرزان بید میلرزیدند. اگر قرار بود شیر اسب را با پودر دندان کوسهی آدمخوار و سه قطره و نیم روغن موی دماغ شیر آفریقایی و عرق سوسمار پوستکرگردنی قاتی کند، راحتتر و زودتر به نتیجه میرسید. همانطور که دکتر آملون با دقت مواد را با هم قاتیپاتی میکرد، ناگهان...
نمایشگاه نقاشی بچهها
معرفی کتاب
کتاب «نمایشگاه نقاشی بچهها» یک داستان طنزآمیز درباره نقاشیهای بچهها در یک نمایشگاه است که با نگاهی متفاوت و خلاقانه به نقاشی کودکان پرداخته و از زاویهای نو به این موضوع نگاه میکند. در این کتاب، آقای خبرنگاری که برای پوشش خبری یک نمایشگاه نقاشی کودکان آمده است، در گزارش خود به جای توصیفهای معمول از نقاشیها، با دیدی طنزآمیز و وارونه، نقاشیها را توصیف میکند و در نهایت میگوید که بچهها همه چیز را وارونه کشیدهاند.
پرواز اسب سفید
معرفی کتاب
این رمان در 16 فصل منتشر شده و درونمایهای از جنس انتظار و مهدویت دارد و داستان دختر نوجوانی به نام گلبرگ را روایت میکند که پدرش در اثر اتفاقی باعث مرگ همسایهشان میشود و پسر همسایه که شخصیتی هنجارشکن دارد به دنبال قصاص است و در پی این ماجرا به گلبرگ آسیب میزند. گلبرگ مجبور است تابستان را دور از پدر و مادر با دلهره و سختی بگذراند و انتظار بکشد. گلبرگ در روزهای پر انتظار خود سخت میکوشد به همه کمک کند.
کابی ربات دردسرساز
معرفی کتاب
این کتاب دربارهی کابی یک ربات اسباب بازی است که مجید برای تولدش هدیه گرفته است. این ربات همقدوقوارهی مجید است و میتواند حرف بزند و بازی کند و کلی کارهای دیگر هم یاد بگیرد. داشتن این ربات هوشمند میتواند خیلی جالب و هیجانانگیز باشد البته این دلیل نمیشود که رفتارش در همهی موقعیتها مطلوب باشد. مثلا انتظار نداشته باشید که مثل آدم از مریض پرستاری کند یا در مجلس خواستگاری مثل بچهی آدم یک گوشه بنشیند و دسته گل به آب ندهد.
یتیمغوره
معرفی کتاب
اسم این کتاب به گویش قمی و به معنی: بچه یتیمریزوفلفلی (برای محبت و دلسوزی و گاهی کنایه از شیطنت) بهکار میرود. رمان حاضر درباره دختری شاد و بازیگوش است که مادربزرگش او را یتیمغوره صدا میزند. در طی حادثهای یتیمغوره که بر ترک موتور پدرش سوار بوده، همراه با پدرش تصادف میکند و به کما میرود. در طی مدتی که در کماست در عالم بیهوشی روحش آزادانه سیر میکند و با شخصیت پدرِ جانبازش و همرزمان شهید پدرش آشنا میشود و اتفاقات زیادی را از سر میگذراند.
فیگی، شهر را نجات بده!
معرفی کتاب
در داستان «فیگی، شهر را نجات بده!» فیگی و نانا هر دو بورسیه شدهاند تا تحصیلاتشان را در شهر بزرگ آکرا در غنا ادامه دهند. آنها در آکرا زندگی جدیدی را آغاز میکنند و با آدمهای تازه و ماجراهای گوناگونی روبهرو میشوند. اما پس از مدتی رفتار نانا عجیبوغریب میشود. او آخر هفتهها به طرز مشکوکی غیبش میزند. فیگی یک روز او را تعقیب میکند و از محلهای ترسناک سر درمیآورد...
فیگی، رئیسجمهور را نجات بده!
معرفی کتاب
در داستان «فیگی، رئیسجمهور را نجات بده!» در مدرسه از فیگی و دانشآموزان دیگر خواستهاند تا دربارهی شغل آیندهشان بنویسند. نانا میخواهد رئیسجمهور غنا شود، اما فیگی هنوز نمیداند چه شغلی را دوست دارد. تا اینکه چند سفیدپوست به روستای محل زندگی فیگی در غنا میآیند و به او پیشنهاد میدهند تا در فیلمشان بازی کند. در این میان، مشکلی برای نانا پیش میآید و فیگی باید هر طوری هست، رئیسجمهور آیندهی غنا را نجات بدهد.
فیگی، اسمت را تغییر بده!
معرفی کتاب
در داستان «فیگی، اسمت را تغییر بده!» فیگی دو تا مشکل دارد. یکی اسم غیرعادیاش؛ هیچکس در غَنا چنین اسم عجیبی ندارد. مشکل دیگرش این است که مادربزرگش مریض است و احتیاج به دارو دارد. برای مشکل اول کار چندانی نمیشود کرد. بنابراین فیگی یک روز صبح زود با کیف مدرسهاش که در آن یک نصفه نان، دو تا سیب، صابون و مسواک، یک پتو و یک دست لباس اضافی است، به همراه بزش، کوامی، راه میافتد تا به آمریکا برود و داروی مادربزرگش را گیر بیاورد.