خلیفه و قاطر چموش
معرفی کتاب
روزی از روزها خلیفه عباسی که قاطر زیبا و چموشی دارد و به هیچوجه نمیتواند سوار قاطر شود، جایزه خوبی در نظر میگیرد تا شاید کسی بتواند قاطرش را رام کند، ولی هیچکس نمیتواند به قاطر نزدیک بشود. یک روز خلیفه توی باغش نشسته بود و فکر میکرد که چطور قاطرش را رام کند که یکدفعه به یاد امام حسن عسکری افتاد. تصمیم میگیرد تا این راه را وسیلهای قرار دهد برای کاهش محبوبیت امام حسن عسگری(ع) در میان مردم. امام به قصر میرود تا حیله خلیفه را خنثی کند.
سکههای گم شده
معرفی کتاب
اسماعیل که مردی تهیدست است، همیشه کنار مسجد گدایی میکند. روزی امام حسن عسگری(ع) را میبیند و از ایشان کمک میخواهد. امام با اینکه میداند او واقعاً فقیر نیست، به او کمک میکند، ولی نکته مهمی را به او تذکر میدهد. اسماعیل سخنان امام را جدی نمیگیرد. اتفاقی رخ میدهد که او متوجه اهمیت سخنان امام میشود، ولی دیگر پشیمانی سودی ندارد.
مارمولک و آفتابگردان
معرفی کتاب
سایه از تأثیر یک منبع نور بر جسمی که نمیتواند نور را عبور دهد ایجاد میگردد. در این کتاب داستان کوتاهی درج شده که مفهوم سایه و چگونگی شکلگیری آن را به صورت غیرمستقیم و در قالب داستان به نونهالان میآموزد. یک مارمولک کوچک از آفتابگردان میخواهد سایهاش را از روی زمین بردارد، اما چنین کاری برای آفتابگردان غیرممکن است. با گذشت زمان، سایه خودبهخود جابهجا میشود و با حرکت خورشید، سایه هم تغییر مکان میدهد.
شاهنامه آخرش خوش است
معرفی کتاب
داستانخوانی یکی از راههای آشنایی با جریانهای تاریخی و وقایع مهم است. کتاب پیش رو دربردارنده داستانهای کوتاهی است که طی آنها، رویدادهای انقلاب اسلامی و وقایع مرتبط با آن به زبان طنز بازگو شده است. شخصیتهای قصهها عموماً از قشر نوجوانان اند تا داستان ارتباط بهتری با مخاطب برقرار کند. در صفحات کتاب نیز تصاویر رنگی مرتبط با هر بخش درج شده است.