دفتر قصه: طوطی سخنگو و قصههای دیگر، چهارمیها
معرفی کتاب
کتاب «قصههای مثنوی: طوطی سخنگو و قصههای دیگر» به بازنویسی داستانهای مثنوی مولانا برای کودکان میپردازد. این کتاب شامل داستان «طوطی و بازرگان» است که به زبانی ساده بازگو شده است. همچنین داستانهای دیگری از مثنوی که برای کودکان مناسب هستند در این کتاب گنجانده شدهاند. این کتاب به تقویت مهارتهای زبانی و درک مفاهیم اخلاقی در کودکان کمک میکند. داستان طوطی و بازرگان، بازرگانی یک طوطی زیبا و سخنگو دارد که او را بسیار دوست دارد. روزی که بازرگان قصد سفر به هند را دارد، طوطی از او میخواهد که پیغامی را به طوطیان هند برساند و جواب آنها را برایش بیاورد. بازرگان این کار را انجام میدهد، اما وقتی پیغام را به طوطیان هند میرساند، یکی از طوطیان به زمین میافتد و میمیرد. بازرگان نگران است که چگونه این خبر را به طوطی خود برساند. این کتاب فعالیتهای خلاقانه و درک مطلب مرتبط با کتاب «طوطی سخنگو و قصههای دیگر» است.
دفتر قصه: آرزوی بزرگ و قصههای دیگر، پنجمیها
معرفی کتاب
مثنوی معنوی یکی از شاهکارهای ادبی است که مولانا آن را سروده است. این شاعر بزرگ برای بیان بسیاری از مطالب و نکتهها در لابهلای اشعار مثنوی داستانهای جالبی را نقل کرده است. خواندن و شنیدن این داستانها علاوه بر آموزنده بودن، جالب توجه نیز هست. اما شاید خواندن و درک مفاهیم نهفته در اشعار مثنوی دشوار باشد. خوانندگان در کتاب حاضر چهار داستان کوتاه از مثنوی را میخوانند که به زبان ساده بازنویسی و با تصاویر رنگارنگ آراسته شده است. این کتاب فعالیتهای خلاقانه و درک مطلب مرتبط با کتاب «آرزوی بزرگ» است.
دفتر قصه: قصههای مثنوی، شکار شیر
معرفی کتاب
مثنوی معنوی یکی از شاهکارهای ادبی است که مولانا آن را سروده است. این شاعر بزرگ برای بیان بسیاری از مطالب و نکتهها در لابهلای اشعار مثنوی داستانهای جالبی را نقل کرده است. خواندن و شنیدن این داستانها علاوه بر آموزنده بودن، جالب توجه نیز هست. اما شاید خواندن و درک مفاهیم نهفته در اشعار مثنوی دشوار باشد. خوانندگان در کتاب حاضر دو داستان کوتاه از مثنوی را میخوانند که به زبان ساده بازنویسی و با تصاویر رنگارنگ تزئین و آراسته شده است. در داستان «شکار شیر» میخوانیم: گرگ و روباه دویدند و نزدیک شیر که رسیدند، شیر بز را روی زمین انداخت و دوباره بهسوی درختی که پایینتر از کوه بود جستوخیز کرد و رفت. گرگ دمش را تکان داد و با خوشحالی گفت: «بهبه...امروز دلی از عزا در میآوریم.» این کتاب فعالیتهای خلاقانه و درک مطلب مرتبط با کتاب «قصههای مثنوی، شکار شیر» است.
دفتر قصه: فیل و خرگوش، دومیها
معرفی کتاب
مثنوی معنوی یکی از شاهکارهای ادبی است که مولانا آن را سروده است. این شاعر بزرگ برای بیان بسیاری از مطالب و نکتهها در لابهلای اشعار مثنوی داستانهای جالبی را نقل کرده است. خواندن و شنیدن این داستانها علاوه بر آموزنده بودن، جالب توجه نیز هست. اما شاید خواندن و درک مفاهیم نهفته در اشعار مثنوی دشوار باشد. خوانندگان در کتاب حاضر سه داستان کوتاه از مثنوی را میخوانند که به زبان ساده بازنویسی و با تصاویر رنگارنگ تزئین و آراسته شده است. برای نمونه داستان گنجشک کوچک و پندهایش درباره گنجشکی است که وقتی در دام مردی گرفتار میشود با تیزهوشی و فراست خود را در ازای دادن سه پند میرهاند. این کتاب فعالیتهای خلاقانه و درک مطلب مرتبط با کتاب «فیل و خرگوش» است.
دفتر قصه: خرگوش باهوش، اولیها
معرفی کتاب
کتاب «قصّههای مثنوی، خرگوش باهوش» یک اثر داستانی است که از داستانهای مثنوی معنوی اقتباس شده است. این کتاب با زبانی ساده و روان، داستانهای آموزنده و جذاب مثنوی را برای کودکان بازگو میکند. در کتاب میخوانیم: «شیر با عصبانیت گفت: «بگو چه گفت؟» خرگوش با ترس گفت: «حرف بدی زد قربان. نمیتوانم آن را بگویم.» شیر که حالا از جایش بلند شده بود، دوباره داد زد: «نترس. هرچه گفت به من بگو!» خرگوش هم سرش را پایین انداخت و گفت: «شیر بزرگ گفت، برو به آن شیر ترسو بگو زودتر از جنگل برود. از امروز من همهکاره هستم!» این کتاب فعالیتهای خلاقانه و درک مطلب مرتبط با کتاب «خرگوش باهوش» است.
مثنوی معنوی
معرفی کتاب
مثنوی یکی از شاهکارهای ادب فارسی است. این کتاب در6 دفتر تنظیم شده و درونمایه آن را داستانهای تمثیلی و شخصیتهای نمادین تشکیل میدهد. قصهها و حکایتهای مثنوی سرشار از شگفتی، معنا و حکمت است. این کتاب برای آشنایی بیشتر نوجوانان با اثر بزرگ مثنوی معنوی بازنویسی شده است؛ داستانها و اشعار منتخب آن، به زبان ساده نگارش شده است و در مجموعه ارزشمند قصههای شیرین ایرانی، شماره سوم را به خود اختصاص میدهد. نکات ظریف و داستانهای پندآموز این کتاب، یادگاری خواهد بود از حکمت و معرفتِ دریای مثنوی معنوی.
طوطی سخنگو و قصههای دیگر (چهارمیها)
معرفی کتاب
کتاب «قصههای مثنوی: طوطی سخنگو و قصههای دیگر» به بازنویسی داستانهای مثنوی مولانا برای کودکان میپردازد. این کتاب شامل داستان «طوطی و بازرگان» است که به زبانی ساده بازگو شده است. همچنین داستانهای دیگری از مثنوی که برای کودکان مناسب هستند در این کتاب گنجانده شدهاند. این کتاب به تقویت مهارتهای زبانی و درک مفاهیم اخلاقی در کودکان کمک میکند. داستان طوطی و بازرگان، بازرگانی یک طوطی زیبا و سخنگو دارد که او را بسیار دوست دارد. روزی که بازرگان قصد سفر به هند را دارد، طوطی از او میخواهد که پیغامی را به طوطیان هند برساند و جواب آنها را برایش بیاورد. بازرگان این کار را انجام میدهد، اما وقتی پیغام را به طوطیان هند میرساند، یکی از طوطیان به زمین میافتد و میمیرد. بازرگان نگران است که چگونه این خبر را به طوطی خود برساند.
آرزوی بزرگ و قصههای دیگر (پنجمیها)
معرفی کتاب
مثنوی معنوی یکی از شاهکارهای ادبی است که مولانا آن را سروده است. این شاعر بزرگ برای بیان بسیاری از مطالب و نکتهها در لابهلای اشعار مثنوی داستانهای جالبی را نقل کرده است. خواندن و شنیدن این داستانها علاوه بر آموزنده بودن، جالب توجه نیز هست. اما شاید خواندن و درک مفاهیم نهفته در اشعار مثنوی دشوار باشد. خوانندگان در کتاب حاضر چهار داستان کوتاه از مثنوی را میخوانند که به زبان ساده بازنویسی و با تصاویر رنگارنگ آراسته شده است.
حکایتهایی از مثنوی مولوی: شیرین زبان
معرفی کتاب
این کتاب گزیدهای زیبا از حکایتهای آموزنده و دلنشین مثنوی مولوی است که با زبانی شیرین و ساده برای نوجوانان بازنویسی شده تا آنان با اندیشههای عمیق و حکمتآموز این شاعر بزرگ ایرانی آشنا شوند. داستانهایی کوتاه با زبانی روان و مناسب با سن مخاطب. پیامهایی که در این داستانها بیان شده است عبارتاند از : مذمت غرور، اهمیت آگاهی و عقلانیت، ارزش واقعی، بدی بدبینی و تهمت و تقلید کورکورانه، شکر نعمت، نشانههای دوست واقعی و ...
قصههای مثنوی، اژدهای مرده
معرفی کتاب
کتاب «قصههای مثنوی، اژدهای مرده» یک اثر داستانی است که از داستانهای مثنوی معنوی اقتباس شده است. این کتاب با زبانی ساده و روان، داستانهای آموزنده و جذاب مثنوی را برای کودکان بازگو میکند. در کتاب میخوانیم: اژدهایی که روی زمین افتاده بود، با طنابهای کلفتی بسته شده بود. بعضیها هنوز از دیدن چیزی که مقابلشان بود، چشمان خود را میمالیدند. باور کردنش برای آنها سخت بود. تک و توک از میان مردم با صدای آرام و بریده میگفتند: ـ مارگیر ما را جادو کرده است! ـ چنین چیزی ممکن نیست! ـ شاید همگی خواب میبینیم! مارگیر کلاه پشمی خود را داخل جمعیت میچرخاند و میگفت: «بنازم به کرم شما! بدهید در راه خدا! من زندگیام را در شکار این اژدها به خطر انداختم.»