Skip to main content

تعطیلات پلیسی یا «چه کسی عروسک خیمه‌شب‌بازی را دزدیده است؟»

معرفی کتاب
در موزه «سانتر پل‌کله» غوغایی به پا شده؛ چراکه عروسک خیمه‌شب‌بازی باارزشی گم شده است و هیچ سرنخی وجود ندارد. تعداد زیادی پلیس سردرگم با انواع گرفتاری‌های عجیب و غریب دست به گریبانند. درست همان روز، سر و کله «لنا» پیدا می‌شود. دختری که آمده تا تعطیلات را با پدرش بگذراند. پدر لنا در اداره پلیس کار می‌کند و وقت سرخاراندن هم ندارد. آیا ارتباطی بین لنا، پدرش و عروسک خیمه‌شب‌بازی وجود دارد؟

ماجرای تماشایی (تا حدی)

معرفی کتاب
پدربزرگ و مادربزرگ «تام» به او ساعتی شگفت‌انگیز هدیه می‌دهند. تام که خیلی هیجان‌زده است، ساعت را به بهترین دوستش، «دِرِک» نشان می‌دهد و خیلی خوشحال است؛ اما در مدرسه اتفاق جالب‌تری رخ داده است! همه بچه‌های کلاس به مهمانی تولد «جولیا» دعوت شده‌اند، به غیر از تام. او سعی می‌کند وانمود کند که از این موضوع ناراحت نیست؛ ولی درواقع او خیلی ناراحت و دلگیر است. واقعاً چرا او را به این مهمانی دعوت نکرده‌اند؟

بزن بریم با کوسه‌ها شنا کنیم!

معرفی کتاب
«جرونیمو استیلتُن» سردبیر روزنامه معروف و محبوب «ماکاموشی»، جزیره جوندگان جسور، است. او عاشق کارش است؛ ولی تازگی سرش خیلی شلوغ شده است، بدون هیچ تفریح و خوش‌گذرانی! جرونیمو تصمیم می‌گیرد به سفری چند روزه برود؛ اما قبل از اینکه وارد بهترین آژانس مسافرتی شهر شود، صدای گوش‌خراش پسرعمویش را می‌شنود. او به جرونیمو، سفری را پیشنهاد می‎کند که... .

نبرد با گربه‌های راهزن

معرفی کتاب
«جرونیمو استیلتُن» سردبیر پر فروش‌ترین روزنامه جزیره «ماکاموشی» است. او با چاپ دفتر تلفن، به دردسر بزرگی افتاده؛ چون تمام شماره‌ها اشتباه چاپ شده است. حالا همه موش‌ها جلوی دفتر روزنامه جمع شده‌اند و فریاد می‌کشند: «استیلتُن بیا بیرون!» در این وضعیت اسفناک، پسرعموی جرونیمو او را راضی می‌کند تا با هم به جست‌وجوی جزیره نقره‌ای بروند؛ اما کشتی گربه‌های راهزن به آن‌ها حمله می‎‌کند و... .

دارکوس، پسر سوسکی

معرفی کتاب
مادر «دارکوس» چند سال پیش از دنیا رفته است. بعد از آن، دارکوس منزوی و گوشه‌نشین می‌شود و پدرش، دکتر «کاتل»، زیر فشار اندوه به زانو درمی‌آید. سرانجام بعد از سال‌ها، روزهای غمگین به پایان می‌رسد و حالا پدرش دوباره به او لبخند می‌زند؛ اما ناگهان دکتر کاتل ناپدید می‌شود! و دارکوس تصمیم می‎گیرد راز ناپدید شدن پدرش را کشف کند. عموی دارکوس، پرفسور «مکسی میلیان کاتل»، او را به خانه خودش می‌برد. یک روز سوسک بزرگی از پاچه همسایه عمومکس بیرون می‎افتد، سوسکی که حرف‌های دارکوس را می‎فهمد و می‎خواهد با او دوست شود! آیا ممکن است این ماجرا ربطی به ناپدید شدن پدرش داشته باشد؟

دختری از چشمه

معرفی کتاب
«آناهیتا» در آستانه شانزده سالگی است. آناهیتای «مادربزرگ» با انتخاب همسر برای آناهیتای جوان، او را مجبور به ازدواج می‌کند. آناهیتای جوان که از این خفقان خسته است، تصمیم می‌گیرد به کمک پدرش از قلعه فرار کند. همسران آناهیتاها نمی‎توانند برای همیشه با آنان زندگی کنند و پس از تولد نوزاد دختر، به عنوان خدمتکار در قلعه مشغول به کار می‌شوند. شبی که نوبت نگهبانی پدر آناهیتا است، او فرار می‌کند و به نزد شاهزاده می‌رود و با او ازدواج می‌کند؛ اما... .

شاهزاده و گدا

معرفی کتاب
در شهر «لندن»، در یک روز، دو پسر به دنیا می‌آیند. «تام» در خانواده‌ فقیری که توان بزرگ کردنش را ندارند و «ادوارد» در خانواده سلطنتی. پادشاه آرزوی یک پسر دارد و حالا ادوارد وارث تاج و تخت است. از نظر ظاهر، تام و ادوارد، کاملاً شبیه هم هستند. روزی برحسب تصادف، این دو یکدیگر را ملاقات می‎کنند و تصمیم می‌گیرند لباس‌هایشان را با هم عوض کنند تا هر یک زندگی دیگری را تجربه کند؛ اما تام و ادوارد، هر یک در زندگی دیگری گیر می‎افتند!

مسابقه بپز یا بباز

معرفی کتاب
«ماریلا میستری» دختر نُه ساله‌ای است که می‌تواند معماهای پیچیده‌ای را حل کند. او در دفتر فوق محرمانه‌اش، نکته‌های مهم تحقیقاتش را یادداشت می‌کند؛ چون ممکن است سر نخ مهمی را از یاد ببرد. ماریلا حتی وقتی معمایی برای حل کردن ندارد، از استعدادش برای کمک به دیگران استفاده می‌کند. مثلاً او باید مطمئن شود که دوستش، «ویولت»، به مرحله نهایی برنامه تلویزیونی مورد علاقه‌اش راه پیدا می‌کند. آیا این اتفاق رخ می‎دهد؟

شبح سرگردان

معرفی کتاب
«ماریلا» دختر نُه ساله‌ای است که می‌تواند بیشتر معماهای اسرارآمیز و مسائل پیچیده را حل کند؛ حتی قبل از صبحانه! پیشوند فامیلی ماریلا «دنجر» است؛ یعنی خطر و فامیلی‌اش «میستری» است؛ یعنی رمز. پدرش فکر می‌کند ماریلا فقط باید کارآگاه شود. مرکز فرماندهی ماریلا، خانه درختی ای است که پدرش ته باغچه درست کرده است. کارآگاه ویژه بودن کار پر دردسری است. ماریلا اطلاعات مهم را در دفتر می‌نویسد و همیشه گوش به زنگ است.

هیولای کلمه‌خوار

معرفی کتاب
«بردیا» شاهزاده‌ای است که شنل جادویی خاصی دارد. او آدم مهمی است و چیزهایی دیده که تا به حال هیچ بچه‌ای ندیده است. بردیا متوجه می‌شود پدربزرگش درگیر ماجراهای وحشتناکی است که آدم‌های عادی از آن خبر ندارند. بردیا باعث می‌شود که یکی از خواهرها به دست «گولاخ‌ها بیفتد. هیولاها می‌خواهند تمام کتاب‌های جهان را نابود کنند. آیا بردیا می‌تواند جلوی این اتفاق را بگیرد؟